Skyscraper large

بهار سینما، پشتِ در دادگاه

IMG_1718-shahab-amopor شهاب عموپور

شهاب عموپور

شکایت “سازمان سینمایی” تحت امر “محمد جواد شمقدری” کارگر افتاد و دیروز، ابلاغیه ی “محمد آفریده” و “مسعود بخشی”، تهیه کننده و کارگردان فیلم “یک خانواده محترم” به دست شان رسید و آنها یک هفته فرصت دارند تا خودشان را به دادگاه “هنر و رسانه” معرفی کنند تا به شکایتی که از آنها شده، رسیدگی شود. 

 شکایتی از سوی مدیری که همان دیروز، از «تلاش برای معرفی سینمای ایران در خارج از کشور» سخن گفت و “جشنواره فیلم فجرِ” در پیش روی را «نقطه ی آغازی بر شکوفایی سینما» دانست و گفت: «جشنواره فیلم فجر، بهار سینمای ایران است». او سینماگرانی را به دادگاه کشاند که بی اجازه ی وی و نهادهای ارشادی، فیلمی را ساخته و با نمایش در کشورهای خارجی، تماشاگران خارجی را به تحسین و تماشاگران ایرانی را به شکاندنِ بغضی سال ها فروخورده، واداشتند. 

آن بهاری که جواد شمقدری اکنون از آن یاد می کند، روزگاری این چنین نبود. روزگاری بود که آمار تولیدات سالیانه، نود و صد را ردّ می کرد و تهیه کننده گان و کارگردانانی که می خواستند فیلم خود را به هر طریقی تا قبل از بهمن ماه آماده ی نمایش کنند، بر تدوینگران و صداگذاران و صاحبان لابراتوارها فشارهای مضاعف وارد می ساختند تا شاید مراحل نهایی فنّی بالاخره پایان پذیرد و نسخه ی قابل بازبینی و نمایش، راهی وزارت ارشاد شود. 

آن بهار، بهارانی بود که نه فقط حضور و دیده شدن در جشنواره، بلکه اعتبارِ انتخاب کنندگان و داوران و کیفیت موضوعی و ساختاریِ فیلم ها بود که فیلم سازان چه نامدار و قدیمی و چه جوان و پویای کشور را ترغیب می کرد تا تلاش کنند و حداقل به چند سالی یک بار، فیلمِ مطلوب خود را ساخته و راهی جشنواره کرده و از رقابت میان خویش و سایر فیلمسازان قدیمی یا استعدادهای جوان، لذّت ببرند. 

بهار فجر، بهاری بود که برای تماشاگران خاص و عام سینما، راهیابی به سینماهای جشنواره و تماشای آثار تولید شده ی سینما مهم بود و صف ها شکل می گرفت و سیانس های ویژه بود که در نیمه شب و پس از آن، نیاز تماشاگران و اهالی مطبوعات را بالاخره برطرف می ساخت. 

آن بهاران، بازار بهارانه داشت؛ “بازار فیلم فجر” و حضور انبوه خریداران خارجی که با اشتیاق، تولیدات جدید را دنبال می کردند تا بهترین ها از چشم شان دور نماند و سایر کمپانی های رقیب، فیلم های مورد را نظرشان را صید نکرده و صاحب امتیاز پخش بین المللی شان نشوند. آن روزهای بهاری، بهار سینمای کشورهای سوریه و لبنان و کُره و … نبود، تا فیلم ها و سریال های خویش را به بازار اکنون خالی مانده ی فیلم فجر بیاورند و به خریداران دولتیِ ایرانی، بفروشند. 

در آن بهاران، باران بسیار هم می بارید و گل و لای فراوانی هم داشت؛ برخی از فیلم ها در همان برهه ی قبل از جشنواره توقیف می شدند و برخی دچار ممیزی های جزیی یا حجیم؛ اما سازنده گان شان به دنبال چرایی و چگونه گی روی دادن آن معضل بودند و سعی داشتند با اصلاح یا چانه زنی، رفع مشکل کنند و خواسته ی خود را بر ممنوعیات مسئولان وزارت ارشاد، بچربانند. آن بهاران مانند این بهارِ تیره و تار نبود که وقتی فیلم هایی به جشنواره راه نیافتند، فیلمسازان رغبت اعتراض هم نداشته باشند و دنبال گیری نکنند تا دریابند چگونه می توان مشکل فیلم را حل کرد. 

در آن بهارهای آخرین فجر، هیچ گاه نشد که فیلمی از نساخته های “ناصر تقوایی” و ساخته های “عباس کیارستمی” و “جعفر پناهی” و “محمد رسول اُف” و … به نمایش درآید. اما غُرغُرِ آسمان آن قدر بلند نبود که کسی حاضر نباشد فریاد سینماگران ستمدیده را نشنود و در آن بین، پناهی و رسول اُف را در انفرادی بیندازند و “آشا محرابی” و “فاطمه معتمد آریا” و “مرضیه وفا مهر” و … را دادگاهی کنند و بخش ویژه ای در قوه قضاییه تشکیل شده باشد تا تحت نام دادگاه “هنر و رسانه”، جرم های سینمایی و هنری را به رسمیّت بشناسد و اکنون “محمد آفریده” و “مسعود بخشی” را به جرم “فیلمسازی” احضار کند. 

جواد شمقدری با یاری همفکر‌ان‌اش، در مدّت قریب به ۴ سال حضور در مسند مدیریت سینمای کشور، هرچه خواست کرد تا به این بهار رسد؛ بهاری که بسیاری از فیلمسازان، دریافت حلول‌اش را تحریم کرده اند و خواسته اند تا در زمستان بمانند. بهاری که یکی از موفق ترین مدیران سابق خود، “محمد آفریده” را به جرم فیلمسازی، روانه‌ی دادگاه می کند؛ و بهاری که یکی از ناموفق ترین مدیران اخیر سینما “علیرضا سجاد پور” را که معاون شمقدری ست و متهم به اختلاس است، به داگاه نمی‌کشاند و صرفا به استعفا مجاب می سازد. این، بهار سینمای ایران است، در آستانه ی طلوع سی و یک اُمین فجر. بهاری که پرستوها نیامدند و کلاغ ها چهچهه می زنند تا پیام آورش باشند. 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large