Skyscraper large

اربعین و رقاصه ى عباس!

IMG_1718-shahab-amopor شهاب عموپور

شهاب عموپور

سینه زن باشی یا سینه دران، سوارِ اسب سیاست باشی یا سینی دارِ سفره ی دگران؛ شاید که رقاصه ی عباس باشی و هم نه. 

ورزش ایران و به خصوص فوتبال، اربعین و عاشورا و سوم و هفتم و میران حَسنی و مدیران حُسینی خواسته و ناخواسته ی فراوانی را در خود دیده است. انقلاب که تمام شد و جنگ شروع، تصفیه حساب های شغلی بر مبنای عقاید ارزشی، درون دستگاه ورزش نیز به راه افتاد و آن ها که می بایست، از درون دستگاه ورزش رانده شدند. چه بازیکن و چه مدیر، چه مربّی و چه سرپرست. محصولِ خانه تکانی ها شد خانه به دوشی عده ای در ممالک غریب و خانه نشینیِ عددی دیگر، از سرِ غریبی.   

مدیران آمدند، مدیران با آب و بی نان، بعضا با آیه و کتاب، چون بابا آمدند تا دارا-ندارهای فوتبالیست، در پشت صندوق عقب اتومبیل ها شورت ورزشی بپوشند و آماده ی رفتن به میدان شوند. میادین ورزشی شدند مخرجی بر صورت نگاران انقلاب و جنگ، تا های و هوی استادیوم رونده گان از خطّ کسره ی ارزشمداریِ سراشیب، سرریز نشود. 

استقلال و پرسپولیس، در قالب دو پرطرفدارترین تیم فوتبال ایرانی، که از سال های دورِ پیش از انقلاب نیز هوش و حواس ملّتی را به خود متوجه ساخته بودند و هر کامیابی یا ناکامی شان می توانست، ساعت ها و روزهای پر از شعف یا غمباری را برای میلیون ها شهروند رقم بزند، بعد از انقلاب نیز مورد مدّاقه ای ویژه قرار گرفتند. آن ها نه آن قدر سهل و سرگرمی سازِ محض بودند که بشود تعطیل شان کرد و نه آن قدر راحت به جذب که به نرمی از حلقوم کانال های حکومتی پایین روند. این بود که برپا ماندند و اما حتّی عزل و نصب های درونی و در سطح مربی و سرپرست شان نیز تحت مراقبت بود.   

“امنیّت”، که البته تنها در قالب “امنیّت نظام” تعریف می شود، بزرگ ترین دغدغه ی خاطر همه ی دوران پس از انقلاب اسلامی در نزد مسئولان حکومتی است و این دغدغه ی حفظ امنّیت، از عرصه ی کنترل تماشاچی درون استادیوم ها و در وقت ورود و خروج به ورزشگاه ها، تا امنّیت خاطر ببینده گان تلویزیونی در هنگام تماشای سر و رو و موی فوتبالیست ها، خود ش را نشان می دهد. لاجرم، کنترل همه ی این موارد و بیش از آن، نیازمند مدیرانی بود که امین مسئولان نظام باشند و این هیأت مدیره و مدیریت عاملی این باشگاه ها بود که می توانست محلّ جلوس آن معتمدان باشد تا اگر اشتباهی نیز صورت می گرفت در امرِ اداره، آن اشتباه نیز، اشتباهی خودی باشد. 

حضور افرادی که به شکل پیوسته یا گسسته با نهادهای امنیّتیِ نظام همکار باشند، در هیأت های مدیره ی این دو باشگاه و -به دیگر شواهدی، به هر باشگاه فعال در کشور-، الزامی بود و گاه منتج به مدیر عامل شدن آن ها نیز می شد؛ از جمله “علی آقامحمدی” از مسئولان وقت ارشد امنیتی کشور و “کاظم اولیایی” از امنیتی های شاغل در وزارت وقت کشور که در باشگاه استقلال در رفیع ترین جایگاه قرار گرفتند و “اکبر غمخوار” و “محمد حسن انصاریفر” که آن ها نیز در مقطعی تبدیل به مردان اوّل در باشگاه پرسپولیس شدند. 

“سینه زنی”، در دهه های اخیر نه تنها یک شغل، نه تنها یک مَرکب برای یافتن شغلی بهتر؛ بلکه یک شاخصه ی فرهنگی نیز شده است. سینه زنان و سینه زن پروران و سینه زنی خوانان که همه گی در خدمت نهاد اصلی قدرت در کشور هستند و بر حسب موازین و دستورالعمل های دستگاه ولایت حرکت می کنند، در این سال ها یک چند نماینده ی ویژه در ورزش کشور داشته اند. شاخص ترین و بالامقام ترین آنها “محمد رویانیان” است که در طول چندین سال، خود را از هیأت های سینه زنی به بالا کشید و ضمن بهینه سازی ارتباط با نهادهای کنترل کننده و امنیتی، ابتدا در قوای انتظامی کشور صاحب مرتبت شد و بعد ستاد سوخت کشور و بعد از آن، در مسند مدیریت عاملی باشگاه پرطرفدار پرسپولیس، که میلیون ها هوادار اش، انتظار مدیری را می کشیدند که بتواند هم مدیریتی کم نقص کند و هم سرمایه ی مادی هنگفتی را برای خرید و خرج، فراهم آورد. 

چند روزی مانده به تجدید مراسم عزاداری حسین بن علی امام سوم شیعیان در قالب مراسم اربعین، بخش هایی از فیلم و صوتی در اینترنت منتشر شده؛ که واکنش برخی دستگاه ها و نیز برخی پیروان آیین های مذهبی، از محافظه کاران سنّتی گرفته تا برخی منتقدان نظام را برانگیخته است. این فیلم و صوت، مربوط به یک مراسم عزاداری حسینی ست که نوحه خوان، با حرکاتی ریتمیک که به بدن خود می دهد، سبب انجام حرکات مشابه در دیگر سینه زنان نیز می شود و آن ها از حُبّ حسین و زینب و عبّاس و …، آن چنان خود را ذلیل می کنند که از خویش می گذرند و خود را با حیوان برابر می دانند و “سگ” درگاه حسین می خوانند و “رقّاصه ی عبّاس”. 

“محمد رویانیان”، مدیری که ید طولایی در هیأت های سینه زنی دارد، در ادامه ی توهین های خود به برخی از اهالی مطبوعات، این بار به خودی های خویش نیز رحم نمی کند. او در عین تناقضاتی بسیاری که در حرف ها و عملکرد ش در این یک سال مشاده شده؛ در عین آن که از بی پولی می نالد و اما پول های میلیاردی و متعددی را هم در باشگاه خود خرج کرده و هم به سایر تیم های حاضر در لیگ فوتبال، هدیه کرده و حتی رقیب خویش تیم استقلال را نیز به برخی منابع مالی پیوند داده، به روی آنتن برنامه ی زنده ی “نود” می رود و در مقام یک “پاسدار” که خود مدّعی بر آن است، از حمله ی همراه با توهین به گفتگوگران با خویش، ابا نمی کند. 

اربعین رسیده و سینه زنان و سینه دران و سینی داران آماده اند تا بر سر و روی خویش بکوبند و از ظلم بر خاندان دین بگویند و از غم مردم نخوانند. اربعین رسیده و تکیه های تهران و شهرستان ها آماده اند تا قیمه و قورمه را بر سفره ی گسترده ی ولایت بگذارند و پول هایی که از سمت دولت و شهرداری و  نهادهای دینی به حساب شان واریز شده، بودجه ی نمایشی باشد که اجرا می کنند و نگران آن نباشند که چند کیلومتر آن طرف تر، آیا همه ی ملّت سیر هستند یا خیر؛ بنشینند و برخیزند و چرخی زنند و مشت و کف بر جمجمه یا سینه کوبند و گاه خود را سگ خوانند و گاه رقاصه ی عباس. اربعین رسیده و اما اربعین نرسیده، یکی از همان هیأتی هایی که سفره ی نذری هیأت اش را در مقابل حریف و رقیب نیز گشوده، در پیش چشم و گوش چند میلیون بیننده و در حالی که خود را پاسدار و ارزشمدار می خواند، به دیگران توهین می کند.

اربعین است و هیچ مشکل خاصّی در فرهنگ مان پدیدار نشده. تنها، اربعین است و محمد رویانیان نیز، رقاصه ی عباس است.  

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large