Skyscraper large
اقرار قرائتی سبز

برگ دوازدهم : لیلا حاتمی

leyla(2)

مهرانه رضایی‌فر

زاده نهم مهر ماه ۱۳۵۱ در تهران، از پدر و مادری فرهنگی و اهل هنر است. پدرش، علی حاتمی که از او با نام شاعر سینمای ایران یاد می شود، وی را برای تحصیل به سوئیس فرستاد. اما پس از چندی، ادبیات فرانسه را نیمه کاره رها کرد و بر بالین پدر بیمارش، حاضر شد.

نخستین تجربه، حضور در آثار پدر بود که کوله بارش را غنی تر کرد و پس از صبری پنج ساله، به “لیلا”ی مهرجویی جان بخشید و اثر را جاودانه ساخت.

لیلا حاتمی، بانوی سبزپوش سینما، که تفکر اصلاح طلبی خود و همسرش سال هاست خودکامگان را بر آن داشته تا خشم تاریخی خود از آزادی و آزادی خواهی را بر سر این زوج هنرمند آوار کنند، در پاییز سال ۸۷، همراه با هزار و پانصد پویشگر، در مسجد امیرالمومنین تهران حضور یافت و تحت همایشی با نام “موج سوم” خواستار حضور محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری شد. حاتمی با بغضی بی امان، “ایمان خاتمی را به او یادآور شد” و گفت : « به خاطر کودکان این سرزمین و کسانی که نمی‌خواهند کشور را ترک کنند، در انتخابات حاضر شوید.»

درست پس از این سخنرانی کوتاه و تاثیرگذار بود که “کافه آنتراکت”، واقع در سینما جمهوری، که مدیریتش به عهده علی مصفا و لیلا حاتمی بود، در آتش سوخت و چنان که انتظار می رفت، هیچ گاه علت این سانحه هم مشخص نشد.

لیلای سینمای ایران، که پس از انتخابات بحث برانگیز سال ۸۸ همواره شانه به شانه مردم سرزمینش حرکت کرد، هیچ گاه حتی از نمایش نماد خواسته های برحق آنان هم دریغ نورزید. حاتمی با متانت مثال زدنی اش، با لباس سراسر سبز رنگ بر روی فرش قرمز جشنواره کن حاضر شد و در مراسم انتهایی با لباسی بلند و پوشیده، اصلی ترین جایزه جشنواره را به کارگردانی ایتالیایی اهدا کرد. اما در همین حین، حکومت را که یارای پنهان ساختن خشم بیمارگونه اش نبود، وادار به واکنش هایی عجیب و غریب و مضحک کرد.

در اولین واکنش، سردار کارگر، معاون فرمانده نیروی انتظامی، در حاشیه یکی از نمایشگاه های تهران گفت : « ما به وضع فعلی سینما معترض هستیم و این قابل تحمل نیست… اینکه هنرپیشه زنی در جشنواره کن و یا دیگر جشنواره‌ها با یک لباس بد و مستهجن و حجاب نامناسب ظاهر شود و با مرد نامحرم دست بدهد، الگو می‌شود. این رفتار کجای انقلابی است که ما انجام داده‌ایم؟»

در قدم بعدی، جنبشی موسوم به “جنبش مقابله با عریانگری در سینمای ایران”، طی نامه ای سرگشاده به پوشش این بازیگر مستقل در جشنواره ای بین المللی تاخت و نوشت : « با صلوات بر محمد و آل محمد(ص). پیرو حضور شما در جشنواره رم و عطف به رخدادهای ناخوشایند فرهنگی اخیر که به سبب حضور دور از شأن برخی از بازیگران خانم ایرانی در محافل بین المللی لطماتی را به بدنه فرهنگ ملی وارد ساخته و موجبات اندوه بانوان اصیل ایرانی را فراهم کرده است، بدینوسیله ضمن آرزوی موفقیت برای جنابعالی، به عنوان سرباز و نماینده فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، به استحضار می رساند که تمامی چهره های سیاسی و فرهنگی کشور، از جمله جنابعالی با حضور در هر فضایی از یک شخصیت حقوقی حساس برخوردارند و رفتار و نحوه حضورشان مبیّن هویت دست کم یک طیف از اجتماع کشور می باشد. اپوزسیون ضد نظام اسلامی در صدد سوء استفاده از شخصیت های فرهنگی و هنری نامدار کشور در سالهای اخیر بوده است در این میان افرادی چون شما با سوابق طولانی هنری، تحصیلات آکادمیک و تسلط بر زبان های بین المللی بیش از سایرین مورد توجه قرار دارید. لذا انتظار می رود با وجاهت و شأنیتی که در خور بانوی ایرانی مسلمان و یک بازیگر سینمای اسلامی است، حافظ ساحت فرهنگ و هنر این مرز پر گوهر باشید.»

اما سایت خبری صراط نیوز، پا را از این هم فراتر گذاشت و با اظهار تاسفی عمیق لباسی که حاتمی در مراسم اختتامیه جشنواره کن به تن داشت را “نماد ی برای یک زن یهودی ارتدکس” معرفی کرد !!!

تیر ماه امسال که هنوز از شایعه ممنوع الخروجی این بانوی افتخار آفرین سینمای ایران مدت زیادی نگذشته بود، سفارت فرانسه خبر داد “نشان هنر و ادب” فرانسه که به‌خاطر “خلاقیت هنری یا ادبی و یا به‌خاطر مشارکت در تلألوی هنر و ادب در فرانسه و در جهان” به هنرمندان اعطا می‌شود، امسال به لیلا حاتمی این بازیگر کمیاب عرصه هنر ایران اهدا خواهد شد.

در شرایطی که مردم هنردوست ایرانی در شادی این افتخار هلهله می کردند، پایگاه خبری صراط نیوز با تحلیلی محیرالعقول و متوهمانه، نشان شوالیه (هنر و ادب) را از ننگین ترین نشان هایی دانست که می توان به یک فرد مسلمان داد و لیلا حاتمی را “بازیچه صهیونیست ها” معرفی کرد و نوشت : « معنا و مفهوم این نشان کاملاً مشخص است که بی دلیل به کسی نمی دهند و مطمئناً منظور از نشان شوالیه ، همان شوالیه های تمپلر یا معبدی هستند که در جنگ های صلیبی ده ها هزار مسلمان را تکه تکه کردند و از دست ، پا ، سر و بدنشان کوه هایی ساختند و در بیت المقدس سیلاب خون راه انداختند . افرادی که این نشان را می گیرند در اصل نقش همان شوالیه ها را دارند البته در قلع و قمع کردن فرهنگ اسلامی ایرانی مردمان این سرزمین.»

اما در این میان، حامد بهداد، دوست و همکار حاتمی طی یادداشتی محبت آمیز رسم ادب را به جای آورد و دریافت این نشان معتبر را تبریک گفت، تا ننگ بی ادبی و بی اخلاقی حکومت بی پاسخ نمانده باشد. متن کامل این یادداشت بدین شرح است : « سرکار خانم لیلا حاتمی، سلام. در این روزهای سینما جای پدر فقیدتان استاد را بسیار خالی می‌بینم؛ هم به این خاطر که کاش می‌دید فرزندی چون شما به سینمای ما افزوده و هم بدین سبب که حضور امثال ایشان است که هنر و هنرمند را مشروع و معتبر می‌داشت و می‌دارد. دریغ همکاری با ایشان حسرتی خواهد بود بر دل هنرجویانی که سعادت حضور در آثارش را از دست داده‌اند. من نیز اگر این دولتم از کف رفته، در ازایش خوشحالم که در چند فیلم فرصت بازی و دوستی کنار شما و علی جان مصفا دست داد. از طرف همۀ سوته‌دلان و دلشدگان این سینما، دریافت نشان شوالیۀ هنر و ادب را به شما و خانوادۀ هنرمندتان تبریک می‌گویم و از یکتا خالق زیبایی‌ها می‌خواهم رشد و کمال‌تان را افزون کند. حالا که نشان شوالیه را به خانه آوردید، تقاضا دارم برای دو دلبندتان، مانی و عسل، زین و برگ و زره و نیزه و مرکب و کلاه‌خودی فراهم کنید تا این دو نیز شوالیه‌هایی برای گسترش امپراتوری فرهنگ و هنرمان باشند؛ درست به‌سان پدربزرگ‌شان علی حاتمی.»

لیلا حاتمی، بازیگر غیلم تحسین شده جدایی نادر از سیمین، با حضور موفق بین المللی و داوری جشنواره های معتبر، در آستانه چهل سالگی اش سند محکمی است از زنده بودن سینمای این مرز و بوم، حتی اگر مجبور به پرداخت تاوان استقلال فکری و اعتقادی خویش باشد. او که درد غربت را چشیده و دل نگران کودکانی است که در وهله نخست، ترک وطن را آرزو ندارند، خوب است بداند که کودکان امروز و فردای این سرزمین سبز، لیلای خود را مجنون وار محترم می دارند و به رسم ادب، در پیشگاه این بانوی هنرمند کلاه از سر برمی دارند.

 


  • “اقرار قرائتی سبز” تعبیری است وام گرفته از سید علی صالحی تا نام دفتری باشد که از هنرمندان سبز یاد می کند؛ آنانکه با مردم شان، همدل و همراه بودند و هستند، حتی در دشوارترین روزها…
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large