Skyscraper large

جنبش و استراتژى

180-kamyar-behrang-کامیار-بهرنگ

کامیار بهرنگ

می توان با بررسی جنبش های اجتماعی پیروز در دهه های اخیر مشاهده کرد که عامل مهم “استراتژی” نقشی بی بدیل در آنها داشته است. شاید ساده ترین تعریف برای استراتژی را یک طرح عملیاتی به منظور هماهنگی و سازماندهی اقدامات برای دستیابی به هدف دانست. 

در میان جنبش های اجتماعی بخش بزرگی از این طرح دارای جنبه های تئوریک است و بخش دیگر که حجم بسیار بزرگ تری را نیز شامل می شود مجموعه ای از ابتکارات و شیوه های نوینی است که بر اساس تجربه و به روز رسانی آنها و تطبیق با شرایط محیطی تدوین می شود. به این معنی طرح عمل هیچ جنبشی نمی تواند در مورد یک جنبش، هرچند مشابه در محیطی دیگر پاسخی یکسان داشته باشد. 

شاید برای نمونه بتوان تشکل ‘ مقاومت ‘ – اتوپر – در صربستان را مثال زد که به طرح عمل خود را بر اساس ‘ رهبری غیر متمرکز ‘‌ و ‘ شبکه رهبر ‘‌ تدوین کرده بود، شیوه ای که آن زمان در میان فعالان سنتی با دیده ی تردید روبرو شد، اما این روزها توانسته است به یکی از شیوه های مهم و قابل اعتماد در جنبش های اجتماعی ضد دیکتاتوری بدل شده است. اما همین شیوه در چند جنبش اجتماعی دیگر پاسخ مشابه نداد و در میانه های راه مسیر به سوی ‘‌رهبری’ سنتی و ‘ شخص محور’ حرکت کرد که یکی از مهمترین عوامل آن را می توان در نداشتن همان طرح عمل مشخص از ابتدا دانست، چرا که طرح عمل شما را ملزم می کند با صرف هزینه، اما تنها در جهت مسیری حرکت کنید که بر پایه ی یک خرد جمعی و در یک بازه ی زمانی مناسب تعریف و تدوین شده است. در واقع طرح عمل یک برنامه ی زمانبندی شده برای عبور از بحران است که عدم رعایت آن در مواقع تشنج و فشار حاکمیت، خود عامل بحران درونی می شود.

در برخى از جنبش های اجتماعی، مخصوصا آن دسته که رهبری سنتی نداشته اند، این طرح عمل با ابتکار شبکه ها تدوین شده است و تنها شاید سیاست های کلی در چند مورد خاص از سوی یک شبکه ی بالادستی تدوین است. این شبکه با تدوین چند مورد خاص یک شمای کلی برای جنبش ترسیم می کند و به این شکل ‘‌هر’ عملی در چهارچوب آن و به ‘‌هر’ شکلی می تواند از دل شبکه های اجتماعی جنبش برای دستیابی به یک یا همه ی آن سیاست ها مشروعیت داشته باشد. که البته این امر نیاز به مقبولیت بسیار بالای آن شبکه ی بالادستی و حضور یک شبکه ی اجتماعی بسیار وسیع در سطح مخالفان دارد.

به طور کلی برای جنبش های اجتماعی می توان یک مسیر پنجگانه ی طرح عمل را تعریف نمود. این تقسیم بندی بر اساس تعریفی است که ‘ جورج لیکی ‘ مطرح کرده بود و در مورد آن بیان می کند:  ’ من این الگوی پنج مرحله‌ای را “چهارچوب استراتژیک” می‌خوانم زیرا این مدل مانند استراتژی‌های دیگر نیست که برای بهره‌مندی بیشتر به شکلی دقیق و معین تدوین می‌شوند. هر گاه که این مدل را با افراد جنبشهای کشورهای گوناگون در میان می‌گذارم، متوجه می‌شوم که آنها “خانه‌های خالی” این چهارچوب را با اطلاعات خاص موقعیت خودشان پر می‌کنند و این قالب را به یک استراتژی عینی و ملموس برای استفادهٔ خود تبدیل می‌کنند.

۵ مرحله ی طرح عمل را می توان به این شکل دسته بندی کرد: 

  • ۱ ) آماده سازی فرهنگی
  • ۲ )‌ تشکیل و سازمان
  • ۳ ) رویارویی
  • ۴ ) نافرمانی مدنی – عدم همکاری سیاسی، اقتصادی
  • ۵ )‌ نهادهای موازی

ماهاتما گاندی می گوید: ما خود باید همان تغییری باشیم که دوست داریم صورت دهیم، و این تنها یک فرایند فردی نیست، این یک دگرگونی گروهی و فرهنگی است. با این نگاه ما برای شروع یک مبارزه ی سیاسی – اجتماعی نیازمند تولید فرهنگ مقاومت هستیم. این فرهنگ با آگاهی رسانی می تواند بسیاری از انگاره های نادرست را در میان طبقه های میانی جنبش – داوطلبان و هواداران که نوشته ی هفته ی گذشته به آن اشاره داشتم – از میان بر دارد و جنبش را به سمت یک نگاه مشترک، پایدار و عمیق سوق دهد. 

سازمان دهی و داشتن یک نظام سازماندهی شده، از ضروریات هر جنبش اجتماعی است. بدون یک سازمان مشخص جنبش در سطح یک سری اعتراضات باقی می ماند و امکان سرکوب آن بالا می رود و در عین حال از قدرت تغییر در ساختار حاکمیت برخوردار نخواهد بود. در این میان نیز باز هم نوآوری ضرورت پیش رو بودن و پویا بودن جنبش می شود، چرا که با نوآوری است که می توان به همه ی اعضای یک سازمان نشان داد ‘ همه ‘ در پیروزی و شکست ‘ هر ‘ عملی که انجام می دهیم سهیم هستیم و با این نگاه ‘‌ همه ‘ خود را بخشی از سازمان می دانند.  

رویارویی در اینجا برخورد قهر آمیز به حاکمیت و عوامل دیکتاتوری نیست، بلکه در مقابل ‘‌ همه ‘ ی کسانی است که تا امروز به طرح عمل ما نپیوسته اند. در نوشته ی پیشین که به مدیریت منابع انسانی اشاره داشتم، به جمله ای از میرحسین موسوی اشاره داشتم: ‘ ما نبودیم که سبز را انتخاب کردیم، بلکه سبز بود که ما را برگزید … راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست. ( بیانیه شماره ١۶ ) ‘ و ‘سبز بودن به لباس لباس و نماد نیست، سبز بودن به اخلاق و رفتار است. ( مصاحبه با سایت کلمه ٨ اسفند ٨٨ ) ‘ شاید در نگاه اول این جمله ها برای برخی ارتباط معنایی با منابع انسانی نداشت، اما قدرت رویارویی ما – با تعریفی که ارائه شد – در همین است که بتوانیم ‘ همه ‘ را به جنبش خود دعوت کنیم. این دعوت جامعه ی مخاطب خود را از میان اساتید دانشگاه، بازاریان، نیروهای امنیتی و حتی شهروندان بی طرف شامل می شود، پس رویارویی ما با آنها، دعوت به نیکی است. 

پس از طی هر ۳ مرحله ی بالاست که بخشی از قدرت نافرمانی مدنی در اختیار ما قرار می گیرد و می توان وارد فاز دیگری از مبارزه ی گسترده علیه دیکتاتوری شد. در این مرحله جنبش از بعد نرم افزاری و سخت افزاری داری حداقل عناصر لازم برای حرکت است و می تواند حرکت های گسترده، غیر متمرکز اما متعدد و حتی حرکت های میلیونی را سامان دهد. از آنجاییکه این مرحله به واقع بر اساس تجربه، یکی از مراحل پایانی جنبش است، لازم و ضروری است که نیروهای متفکر جنبش و رابطان شبکه های اجتماعی با دقت بیشتری طرح عمل را پیگیری کنند تا با برخورد های احساسی خطر انحراف ، جنبش را تهدید نکند.

اعلام یک هویت مستقل در مقابل نهادهای وابسته به دیکتاتوری به تمام معترضانی که در مرحله ی رویارویی با حاکمیت قرار دارند این پیام را منتقل می کند خلا قدرت در مرحله ی فروپاشی سیاسی در آینده ی نزدیک از سوی نهادهایی از جنس خود معترضان پر خواهد شد و کشور به سوی بحران مدیریت نخواهد شد. در این میان مهم ترین مشخصه ی این نهادهای موازی باید مردمی و دارای کیفیت های لازم برای مدیریت کلان باشد تا بتواند در مدت کوتاهی اعتماد عمیقی را پدید آورد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large