Skyscraper large

هیچ کاندیدایی وجود ندارد

jg33g6g5h2

اکبر گنجى

قرار است انتخابات ریاست جمهوری در ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ برگزار شود. بدین ترتیب حدود ۵ ماه و نیم با برگزاری انتخابات فاصله داریم. اما مسأله این است که تا این لحظه حتی یک نفر هم برای انتخابات اعلام نامزدی نکرده است. چرا؟
 

انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸

در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، از یک سال پیش روشن بود که احمدی نژاد کاندیدای رسمی کلیه گروه های اصول گرا است. آیت الله خامنه ای در ۲/۶/۱۳۸۷ در دیدار با احمدی نژاد و کابینه اش در حمایت از احمدی نژاد سنگ تمام گذاشت و در پایان گفت:”تأکید می کنم. فکر نکنید که امسال، سال آخر دولت است؛ نه. مثل کسى که پنج سال دیگر بناست کار بکند، کار بکنید؛ یعنى تصور کنید که این یک سال به اضافه‌ چهار سال دیگر در ید مدیریت شماست. با این دید نگاه کنید و کار کنید و برنامه‌ریزى کنید و اقدام کنید”.

همه گروه های اصول گرا معنای این جمله را می دانستند که چیست. اصلاح طلبان هم معنای این فرامین را می فهمیدند، اما گویی می خواستند داستان انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ را تکرار کنند. ولی نمی خواستند قبول کنند که آیت الله خامنه ای آن تجربه را در اختیار دارد و نمی گذارد که دیگرتکرار شود.

مهدی کروبی در سوم مهرماه ۱۳۸۷ از عدم مخالفت رهبری با کاندیداتوری خود خبر داد. به دنبال آن، در ۲۱/۷/۸۷ طی یک نشست خبری با رسانه ها، رسماً نامزدی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد ۸۸ اعلام کرد. بدین ترتیب، حداقل ۸ ماه مانده به انتخابات، دو کاندیدای اصلی(احمدی نژاد و کروبی) روشن شده و فعالیت خود را آغاز کرده بودند.

قاسم شعله سعدی پس از مهدی کروبی خود را نامزد ریاست جمهوری اعلام کرد.

محمد خاتمی در ۲۳/۱۰/۸۷ اعلام کرد: “به یاری خداوند یک نفر از میان من و آقای مهندس موسوی نامزد خواهد شد”. خاتمی در ۱۲ بهمن به دیدار مهندس موسوی رفت و سپس اعلام کرد که موسوی هنوز برای کاندیداتوری مردد است. آنگاه در ۲۰/۱۱/۸۷ رسماً اعلام کرد: “با جدیت کاندیداتوری خود را اعلام می کنم و می گویم که از ابتدا تاکنون نیز برخلاف آنچه گفته می شد هیچ تردیدی نداشتم”. نه تنها خاتمی، که دیگران هم از ماه ها قبل می دانستند که وی به طور قطع یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری است.

در گام بعد، میرحسین موسوی، در ۲۰ اسفند ۱۳۸۷، طی بیانیه ای رسما کاندیداتوری خود را اعلام کرد. به دنبال آن، محمد خاتمی در ۲۶ اسفند ۸۷ انصراف خود را از نامزدی اعلام کرد.
 

انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲

وضعیت گروه ها برای انتخابات آینده چگونه است؟

یکم- اصلاح طلبان: مسأله اصلاح طلبان این است که می خواهند یکی از چهره های شاخص آنها کاندیدا شود، اما پیش شرط توبه، نفی مدعای تقلب در انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ و محکومیت فتنه و سرانش از یک سو، و رد صلاحیت توسط شورای نگهبان از سوی دیگر، چهره های شاخص را از دور خارج ساخته است. آنان نیز حاضر نیستند بدون در نظر گرفتن این متغیرها، اعلام نامزدی کنند.

چهره های رده دوم اصلاح طلبان نیز با همین مسائل از یک سو، و مسأله عدم حمایت اصلاح طلبان و سبزها از کاندیداتوریشان از دیگر سو، مواجه هستند. این گروه با مسأله مهمتری نیز دست به گریبان هستند. سبزها و گروهی از اصلاح طلبان، آنان را “اصلاح طلبان قلابی” قلمداد می کنند. محمدرضا عارف که چهار سال معاون اول خاتمی بود، با خیز برداشتن برای کاندیداتوری، “اصلاح طلب قلابی” به شمار رفت.

شاید چهره های شاخصی چون محمد خاتمی و عبدالله نوری به فعالیت تبلیغاتی محتاج نباشند، اما چهره های رده دوم، قطعاً نیازمند تشکیل ستاد و فعالیت گسترده ی تبلیغاتی رسانه ای و سفر به سراسر کشور هستند. زمان به سرعت از دست می رود و گروه دوم شانس اندکش را هم از دست خواهد داد.

دوم- هاشمی رفسنجانی: استراتژی دوگانه ای را دنبال می کند. از یک سو ادعا می شود که رفسنجانی و کل خانواده اش مخالف نامزدی وی هستند، اما از سوی دیگر گفته می شود که فشار گروه های سیاسی اصول گرا و اصلاح طلب و اقشار مختلف اجتماعی برای کاندیداتوری او و تشکیل “دولت وحدت ملی” بسیار زیاد است.

هاشمی همیشه مدعی بوده که دست به هیچ عملی که مخالف نظر آیت الله خامنه ای باشد، نزده است و نامزدی کلیه موارد پیشین نیز با موافقت رهبری یا دستور او(از جمله کاندیداتوری برای عضویت در مجلس خبرگان رهبری) صورت گرفته است.

آیت الله خامنه ای از طریق بیت رهبری و فشار بر اعضای خبرگان، هاشمی را از ریاست مجلس خبرگان رهبری برکنار کرد. هاشمی به حاشیه رانده شد و فاقد قدرت در ساختار سیاسی است. فرزندانش که نقطه ضعف او قلمداد می شدن نیز بازداشت شدند.

این دو بازداشت چند پیامد داشت. اولاً: این نقطه ضعف مرتفع شد. ثانیاً: وی را در کنار خانواده دیگر زندانیان سیاسی در موضع مظلومیت قرار داد. ثالثاً: سه نوار منتشر شده گفت و گوهای مهدی هاشمی نیز از نظر اجتماعی به سود هاشمی تمام شد. معنای آن نوارها این است که هاشمی با برنامه ریزی و تقسیم کار در صدد مقابله با آیت الله خامنه ای است.

اما در ساختار سیاسی دو نکته وجود دارد. اولاً: اگر هاشمی کاندیدا شود، رد صلاحیت او توسط شورای نگهبان تقریباً ناممکن خواهد بود. لذا آیت الله خامنه ای اگر نخواهد که او کاندیدا شود، باید از ابزارهای دیگری برای عدم کاندیداتوری او سود جوید. ثانیاً: مشی هاشمی نشان می دهد که در صورت احراز قطعی بودن موضع منفی آیت الله خامنه ای با کاندیداتوری او، وی نامزد نخواهد شد. اما اکنون نه تنها روابط این دو تغییر کرده است، بلکه هیچ یک در جایگاه و موقعیت قبلی هم قرار ندارند.

یک احتمال این است که هاشمی برخلاف نظر خامنه ای کاندیدا شود. در این صورت، این کنش، تقابل عملی علنی به شمار خواهد رفت. بخشی از پرونده مهدی هاشمی با قرار مجرمیت بسته و بخش دیگری از آن هم چنان باز است. محاکمه مهدی هاشمی و صدور حکمی بسیار سنگین، یکی از ابزارهای فشار بر هاشمی است.

سوم- احمدی نژاد: مشایی، کاندیدای اصلی احمدی نژاد است. اما گذشته از مخالفت صریح اصول گرایان، اعضای شورای نگهبان و مراجع تقلید با او، حکم حکومتی مورخ ۲۷/۴/۸۸ آیت الله خامنه ای درباره برکناری مشایی از معاون اولی رئیس جمهور، مهمترین مستند رد صلاحیت مشایی است. آقای خامنه ای درباره او نوشت:”انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور برخلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شما است. لازم است انتصاب مزبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد”.

وقتی فردی فاقد صلاحیت معاون اولی ریاست جمهوری است، به طریق اولی فاقد صلاحیت رئیس جمهور شدن است.

اما رد یا تأیید صلاحیت ها متکی بر توازن قوا است. هرچه زمان می گذرد و به پایان دوران ریاست جمهوری نزدیک می شویم، قدرت احمدی نژاد کاهش بیشتری می یابد. تنها دو نکته وجود دارد: الف- پیش بینی ناپذیری احمدی نژاد. ب- مجموعه مسائل و نقطه ضعف هایی که احمدی نژاد از رهبری و اصول گرایان در دست دارد، یا چنان قلمداد می کند که مشتش در این زمینه پر است.

رد صلاحیت مشایی با چه واکنشی از سوی احمدی نژاد مواجه خواهد شد؟ آیا آیت الله خامنه ای به شورای نگهبان دستور خواهد داد تا صلاحیت مشایی را تأیید کند؟

احمدی نژاد آن قدر نابخرد نیست که بدیل هایی در نظر نگرفته باشد. غلامحسین الهام یکی از آنان است. اگر احمدی نژاد بر سر کاندیداتوری مشایی بایستد، جبهه پایداری دچار شقاق خواهد شد. اما اگر پای مشایی در میان نباشد، ممکن است احمدی نژاد و جبهه پایداری بر سر یک کاندیدا به توافق برسند.

چهارم- اصول گرایان: در میان اصول گرایان نام هایی چون حداد عادل، قالیباف، ولایتی، محسن رضایی، سعید جلیلی، مصطفی پورمحمدی، منوچهر متکی، علی لاریجانی، باهنر، و…مطرح است. اما مشکل همه آنان این است که نمی دانند موضع رهبری چیست؟

گویی همه می دانند که رئیس جمهور همان فردی است که رهبر می خواهد. آیت الله خامنه ای تاکنون- به دلایل عدیده- نتوانسته است در این خصوص تصمیم گیری کند. اعلام نامزدی توسط هر فرد اصول گرا و روشن شدن بعدی موضع رهبری، معنایی جز کناره گیری نخواهد داشت که از نظر اجتماعی به زیان نامزد تمام خواهد شد.
 

نتیجه

هیچ کاندیدایی وجود ندارد، چون همه در انتظار موضع آیت الله خامنه ای هستند. او باید تکلیف همه را روشن کند. به سه مورد زیر بنگرید:

الف- احمدی مقدم، فرمانده کل نیروهای انتظامی گفته است که در انتخابات قصد داشتند به شدت با موسوی و کروبی و تعداد دیگری برخورد کنند. به دیدار آیت الله خامنه ای می رود.

“در یک جلسه ای بعد از فتنه روز عاشورا ما به ایشان عرض کردیم که یک تعداد از کسانی که در این فتنه دخیل هستند باید دستگیر شوند. فرمودند بروید ابتدا احراز کنید بعد بیاورید پیش من از من مجوز بگیرید. بعد از احراز یک لیست ۴۰ نفره بردیم فرمودند؛ این چند نفر با من.”

ب- غلامحسین الهام، سخنگوی دولت گفته است: “برخی از این جریانات طی ۸ ماه گذشته به شکلی جدی برای اسقاط دولت احمدی نژاد برنامه ریزی کرده بودند، اما با هوشمندی و حمایت های رهبری از گفتمان عدالت خواهی و ضدفساد احمدی نژاد، این پروژه شکست خورد.”

ج- محمد خاتمی می گوید اگر اجازه دهند اصلاح طلبان کنگره برگزار کنند، این را می توان چراغ سبز رژیم به حضور اصلاح طلبان در انتخابات به شمار آورد: “هنگامی که این پرسش مطرح است که آیا اصلاح طلبان که به رغم وجود اصول مصرح قانون اساسی حق برگزاری کنگره و تجمعات دارند؛ می توانند کنگره پیش رو را برگزار کنند یا خیر؟‌ در این شرایط چگونه باید به حضور پررنگ جریانات سیاسی در انتخابات سال آینده امیدوار بود؟ بنابراین برگزاری همین کنگره می تواند خود علامت و نشانه ای ولو کوچک از سوی حاکمیت برای حضور همه سلایق درانتخابات باشد. این کنگره می تواند میزان دلسوزی جبهه اصلاحات نسبت به اصل انقلاب را نیزنشان دهد.”

آیا عجیب نیست که اکنون هاشمی رفسنجانی، اصلاح طلبان و احمدی نژاد از برگزاری انتخابات آزاد با شرکت همه سلایق دفاع می کنند.

احمدی نژاد نیز اینک مجبور است بگوید: “همه تلاش دولت برای انتخابات آینده بر این است که بستر را به گونه‌ای فراهم کند تا همه مردم و سلایق گوناگون، بتوانند در انتخابات شرکت کنند…احدی نباید تلاش کند تا به جای مردم تصمیم بگیرد؛ هستند عده ای که خیال می کنند بیشتر از مردم می فهمند.”

آیا “احدی” که خیال می کند بیش از مردم می فهمد و می خواهد به جای آنان تصمیم بگیرد، همان آیت الله خامنه ای نیست؟

 


  • انتخابات ریاست جمهورى بدون کاندیدا-  وبسایت بى بى سى فارسى
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large