Skyscraper large

به رسم گذشته که اخبار را برایت می‌آوردم

ss78

سعیده منتظری

بیش از هزار روز از رفتن او می گذرد، بیش از هزار روز است که آن قلب تپنده برای اسلام و برای مردم از تپش باز ایستاده است، بیش از هزار روز است که آن مرد خدا خدایی تر شده است.

و بیش از هزار روز است که من غرق شده در آن اقیانوس بیکران هنوز نتوانسته ام رفتنش را و عدم حضورش را باور نمایم، باور دنیایی بدون او ناممکن می نماید؛ اگر هستم و اگر نشانی از حیات بر من مانده است، همه را مدیون آنم که رفتنش را باور نکرده ام.

پدر عزیز، عجب این که من با آن قوم که قدرناشناست بودند و حرمتت را پاس نداشتند و پس از رفتنت نیز بیش از گذشته بر تو و نام و یاد و راه تو تاخته و می تازند همنوا شده ام! آنان نیز رفتن تو را باور ندارند. اگر باورشان آمده بود که منتظری رفته است، چرا این همه هتک حرمت پس از رحلت تو؟! هتک حرمت در همان شامگاه رحلتت، هتک حرمت در مراسم بزرگداشت تو در خانه ات، هتک حرمت در خاموش نمودن روشنایی دفتر و کتابخانه و منزل شخصی ات، هتک حرمت در ممنوعیت انتشار آثار علمی ات، هتک حرمت به آن که نام تو را و یاد تو را و راه تو را گرامی دارد، هتک حرمت به …، و باز هم هتک حرمت.

تنگ نظران نمی دانند که سخت در اشتباهند؛ مگر منتظری در خانه و دفتر و کتاب محصور می شد و محصور می شود که چنین می اندیشند و چنین عمل می کنند؟! غافل اند از این که اگر نام و یاد و راه دیگر بزرگمردان آزاده در طول تاریخ اسلام و جهان خاموش شده و رو به فراموشی رفته، نام منتظری و یاد منتظری و راه منتظری نیز در اذهان ایرانیان و مسلمانان و آزادگان و تاریخ خاموش خواهد شد. آری، افسوس که آنان برای برکشیدن خود نیازمند فرونشاندن برشدگانند.

پدر بزرگوار، در این مختصر نمی توان وصف کمالات تو را گفت، و یا وصف خود را که در هجرانت چگونه ام؛ فقط خواستم به رسم گذشته که اخبار و مطالب منتشر شده در دنیای اینترنت را برایت می آوردم خبری از کشورمان را برایت بیاورم که بازگو کننده بخت برگشتگی مردم ایران است؛ چرا که هنوز تو را نگران می بینم: نگران به آنچه در جامعه اتفاق می افتد، و نگران از به فراموشی سپرده شدن ارزشهای اسلام و حقوق مردم:

re79از زلزله و مردم بی پناه آذربایجان و سرمای سخت و طاقت فرسای آنجا که بگذریم؛ حتما شنیده ای که چندین روز قبل در حادثه آتش سوزی دبستانی در پیرانشهر، چندین دخترک در اثر آتش گرفتن بخاری نفتی و سهل انگاری و بی توجهی مسئولین آموزش و پرورش سوختند؛ و علاوه بر سلامتی، زیبایی آنها به یغما رفت. و پس از آن گزارش می دهند که دویست هزار کلاس درس بخاری نفتی غیر استاندارد دارند. عمق فاجعه آنجاست که در فردای انتشار این خبر ناگوار و جانسوز، مدیریت مدرسه به دخترک دبستانی من “ستاره”، پاکتی از جانب وزارت آموزش و پرورش داده اند: «مشارکت در توسعه و ترمیم حرم امامان معصوم در عراق»

پدر جان، ببین که رفته ای و ما را در این دریای طوفان زای وحشت آفرین وا گذاشته ای با مشتی آدم نما که برای قوام حکومت چند روزه خود این چنین متوسل به مقدسات دینی مردم شده اند، و چنین ضربه بر دین و دنیای مردم می زنند. بدان که تحمل این نابخردیها پس از تو بس سنگین تر می نماید. و بدان که قوانین عالم را به هم زده ای؛ نبودنت وزن دارد، بسیار سنگین تر از آنچه در پندار آید.

از آن زمان که تو رفتی هوا بس ناجوانمردانه سرد است، زمستان آمده است؛ با رفتنت شام یلدا آمد و بر سیاهی ها فرمان رفت.

امید این که پوینده راه حق و حقیقت باشیم.

 


  • وبلاگ نویسنده
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large