Skyscraper large

آنچه ما را از بهار عربى متمایز می‌کند

ali jalali علی جلالی

علی جلالی

وقتی سه دهه پیش، نظام پادشاهی به عنوان میراث چند هزارساله به عنوان سیستم حکومتی کشور سقوط کرد، شعار جمهوریت و مشارکت مردمی در دستور کار قرار گرفت. در روزهای اول تمامی گروه های مبارز، اعمّ از حزب اللهی، چپ، راست و ملی گرا، همه در پی مشارکت در نظام سیاسی، اقتصادی جدید کشور بودند اما آنچه پس از طی این سالها اتفاق افتاد، حذف یکایک این گروه ها و تکه تکه شدن ساختار سیاسی و اجتماعی کشور بود.

ابتدا گروه های سیاسی و احزاب غیر مسلمان و غیر متعهد به نظام ولایت فقیه، سپس گروه ها و جریان های میانه رو و در ادامه احزاب و جریانات اصلاح طلب تا سرانجام کار به خودِ اصولگرایان رسید واکنون شاهد آن هستیم که افراد بسیاری که از هر جهت مورد تأیید و تأکید سیستم بوده اند نیز ظرف مدت کوتاهی به خارج از نظام رانده شده و یا در حال حذف شدن از ساختار سیاسی کشور هستند.

اگر چه این روند از روز اول کلید خورد، اما امروز آنچه شکل گرفته تکه تکه شدن نظامی است که نیروی خود را نه از ملت، بلکه از امت خود گرفته و امروز نیز حتی این امت به گروه های کوچکتر تقسیم شده و به این ترتیب تمامی آنچه مایه تناسب بقاء و ساختار حیاتی نظام است ضعیف تر شده و روى در نابودى دارد.

با از بین رفتن این تناسب که به مثابه توازن نیروهای شکل دهنده نظام است، حکومت شکننده تر از سابق شده تا جایی که ماهیت خود نیز برایش خطرناک می شود.

شاید دلیل اینکه کار نظام به اینجا رسیده را بتوان در این دانست که حکومت در طول حیات خود به یک نهاد مرکزی و سلطه فردی با ایدئولوژی خاص و افراطی روبرو بوده که این تمرکز نیرو، به جای کثرت منابع قدرت ملی و انسانی، این منابع را از دست داده و به مرور زمان نیز با از دست دادن ساختار تشکیلاتی سیاسی منظم و متنوع به شکلی وابسته به قدرت های قهری و بعضا نظامی بدل شده که نه ماهیت ارتباطی بلکه ماهیتی جدال گونه و تصفیه کننده دارند و این خود مانع بسط ارتباطات و محبوبیت میان واحدهای سازنده و همچنین ریزش نظام خواهد شد.

به هر ترتیب قدرت فردی نظام و تمرکز تمامی توان و قدرت نظامی، اقتصادی و سیاسی کشور در وجود رهبری آنهم با تعریف خاص خود، کار را به جایی می رساند که در پی کاهش منافع جمعی و تبدیل شدن آن به منافع گروهی و سپس فردی، نزاع و جنگ میان ساختار درونی و طرفداران نظام شکل گرفته تا جایی که حتی در درون نیروی نظامی کشور نیز ترس از انشقاق و تجزیه احساس می شود.

اما آنچه در مقابل این ساختار شکننده شکل گرفته چیست؟

آنچه را که جنبش مردمی در انتخابات گذشته ریاست جمهوری به خوبی نشان داد این بود که به علت کثرت و تنوع ساختاری، منافع مشترک و وجود سلیقه های گوناگون در داخل تجمعات درون کشوری و اعتراضات موجود، رهبری موجود در آن از فردیت به جمعیت رسید و آنچه امروز آن را هنوز به یک قدرت برتر در مبارزه علیه استبداد حاکم به حساب می آورد، تقابل کثرت آن به محوریت حضور مردم در مقابل تمرکز و فرد محوری نظام است.

در یک محاسبه ساده می توان دریافت که توان رویارویی یک مغز، ایده و تصمیم در برابر جمع کثیری که از سوی هیچ کس دستور و فرمانی دریافت نمی کند، از عهده هیچ قدرت و نظامی ساخته نیست و آنچه در پی این مدت رویارویی نظام با اعتراضات مردمی اتفاق افتاده ریزش شاخ و برگ آن و شکستن تمرکز قدرت در ساختار آن است.

جنبشی که به جای یک فرد چندین رهبر داشته و این موضوع کار را برای برخورد نظام با آن مشکلتر کرده است. شاید به این دلیل بتوان ادعا کرد که بلوغ سیاسی و اجتماعی مردم ایران در پی این سه دهه به جایی رسیده که به شکلی آگاهانه از حمایت فرد یا افرادی خاص به شکلی که سابق بر این در انقلاب سال ۵۷ شکل گرفت خودداری کرده و به جای آنکه خود را رهرو و پیرو رهبران جنبش بدانند رهبران را نماینده خواستها و ارزش های خود به حساب می آورند و این یعنی تغییری ۱۸۰ درجه ای در نگرش و تکاملی سازنده، که شاید نه به بهایی ارزان بلکه به قیمت جان شهدای انقلاب، جنگ، اسارت، شکنجه و فشارهای گوناگون در این سه دهه به دست آمده است.

اما این را هم باید در نظر گرفت که نظام حاکم در عین این که از نظر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به فروپاشی رسیده، اما آنچه آن را هنوز سرپا نگه داشته تنها یک عامل و آن هم نفت یا همان دوپینگ سیاسی است که با وجود آن، نظام توان خرید قدرت، اعتبار و حتی مشروعیت کاذب را خواهد داشت.

با توجه به تحریم ها و اراده بین المللی برای به زانو در آوردن نظام نه از پا درآوردن آن، این نکته نیز قابل توجه است که به هر ترتیب، وضعیت فعلی موقعیتی شکننده و خطرناک برای بقاء دولت  و نظام موجود است؛ وضعیتی که با کمی هشیاری و دقت عمل می توان از آن برای تغییر شرایط موجود به نفع منافع ملی و کشور اقدام کرد.

خبرهای موجود در کشور هر روز رنگ و بوی شکاف های تازه و عمیقتر در درون و بر پیکر نظام دارد که حتی می توان پیش بینی کرد که به زودی تنها ساختار مهم و پایدار نظام نیز دچار ریزش و شکست شده و با فروپاشی ماهیتى روبرو شود و این همان پایان کار خواهد بود.

اما این خود لازمه ای دارد که آنهم ادامه حضور و جنبش مردمی است که تجربه نشان داده از مرحله سطحی و خیابانی به مرحله تولید فکر و نقد وارد شده که به خودی خود جنبش را با ابعاد عمیقتر و کاملتری روبرو خواهد کرد؛ مرحله اى که شاید بتوان گفت بسیار پخته تر، کاملتر و سنجیده تر از همه جنبش های منطقه و بهار عربی، خود را به رخ خواهد کشید.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large