Skyscraper large

مهاجرت و زنان

47_412514551_   سوده راد  Soudeh RAD

سوده راد

روز سه شنبه، ۲۸ آذرماه روز جهانی «مهاجرت» است؛ پدیده ای که در فرهنگ و تاریخ بشر و البته ایرانیان سابقه ای طولانی دارد و بررسی تمام جوانب آن در یادداشتی کوتاه بی فایده و غیر ممکن است. به نظر می رسد انگیزه های مهاجرت های امروزی، بیش از هر چیز وابسته به شرایط سیاسی و اقتصادی است و شاید به همین دلیل باشد که ایرانیان در بین سایر ملیت ها از آمار بالای مهاجرت برخوردارند و به سادگی می توان موج های خروج از کشور را با اتفاقات و شرایط سیاسی و اقتصادی داخل ایران مرتبط دانست. مطالعات و پژوهش ها در سطح بین المللی نشان داده اند که با این که زنان در خانواده موتور اصلی تصمیم برای مهاجرت هستند و نقشی حیاتی در تمام مراحل مهاجرت دارند، در کشور میزبان و مقصد مورد کم لطفی بیشتری قرار می گیرند. می دانیم جذب و ادغام افراد و خانواده های مهاجر ایرانی نه تنها وابسته به نوع قوانین و فرهنگ جامعه میزبان، که تحت تأثیر فرهنگ شخص و خانواده هم هست. ولی مهاجرت تنها حرکت افرادی از جایی به جای دیگر برای اقامت بلند مدت نیست که این افراد با تمام سنت ها، سازو کارها و روابط، با تمام خوبی ها و بدی هایی که روابط بین افراد خانواده را چکش کاری کرده و شکل داده است، از جایی به جای دیگر می روند.

بی آن که تلاش کنیم به تصویر مهاجرت عمومیت ببخشیم می توانیم بگوییم که زنان و مادرانی که به تنهایی یا با فرزندان خود بار مهاجرت می بندند، تنها مسوول خود و احتمالاً فرزندان خود هستند و بار سنگین این حرکت را مدیریت می کنند و زنانی که با همسرانشان مهاجرت می کنند معمولاً بار «مدیریت خانه» را به دوش می کشند تا مرد خانواده نقش سنتی نان آوری را عهده دار باشد و زن خانواده نقش مادری و همسری را ایفا کند. در میان همه فشارهای ویژه مهاجرت، که زن و مرد را تحت تأثیر مستقیم و غیر مستقیم قرار می دهد، جای نگاهی خاص به ساز و کار خانواده ها و نقش زنانی که در ایران شاغل بوده اند و خارج از ایران خانه دار، خالیست. زنانی که تمام زندگی شان دچار تحول و تغییر می شود و باید روشی کاملاً جدید برای زندگی پیدا کنند.

همین ماه های اخیر بود که داستان دو زن ایرانی خشونت دیده ما را به حیرت وا داشت و از خود پرسیدیم مگر در خارج از مرزهای کشوری که هیچ ساختار حمایتی از زنان قربانی خشونت ندارد هم این نوع اتفاقات می افتد؟ شاید از مرد ایرانی که عامل خشونت بود متنفر شدیم و شاید هم با خود به «مرد ایرانی» لعنت فرستادیم و البته همانطور که پیش تر هم گفتیم، خیلی ها هم گفتیم «مگر آن زن چه کرده بوده که این بلا را سرش آوردند؟» واقعیتی که در نزدیکی همه ما اتفاق می افتد، واقعیت تلخ بازتولید فرهنگ خشونتگری که دلیلش را «غیرت»، «مردسالاری ایرانی» یا چیزهایی مشابه می دانیم، در هر جای دنیاست. زنان ایرانی هرجا که باشند، بنا بر آموزش هایی که سالها دیده اند و یاد گرفته اند، به بهانه «حجب و حیا» در مقابل خشونت، از هر نوعی سکوت می کنند. ما همه از فرهنگی می آییم که جنس زن را به صبوری و درک فرا می خواند و جنس مرد را ناتوان در کنترل احساسات – از هر نوعی –  معرفی می کند، از سویی غیرت و احترام به بزرگ ترها را از اصول بنیادین می داند.

مهاجرت به هر قصدی که باشد یک آرمان و آرزو را در خود نهادینه کرده است و آن رسیدن به زندگی بهتر و آرامتر در جاییست غیر از وطن. هرچند  این زندگی آرمانی و بهتر برای هر کسی معنای متفاوتی دارد، بی شک در هیچ یک از این آرزوها، خشونت جایی ندارد. سالها می گذرد تا فردی بتواند قدرت مدیریت زندگی خود را در فضای جدید چنان بدست گیرد که با تصمیمی جدی از امکاناتی که برای پیشگیری و مبارزه با ناهنجاری های خانوادگی در کشورهای میزبان مهیا شده است بهره گیرد. تصمیم برای یک تماس کوتاه با مرکز حمایت از زنان قربانی خشونت خانوادگی، نتیجه مدت ها کلنجار فرد خشونت دیده با خودش و سنجش معیارهاییست که بیش از هر چیز بار «ایرانی» بودن را بر دوش می کشد.

مهاجرت ساختار خانواده، نقش های همسری، وظایف و حدود والدین و فرزندان، زندگی فردی و روابط شخصی و اجتماعی افراد را، فارغ از زن و مرد بودن تغییر می دهد و مقاومت در برابر این تغییر، آسیب هایی جبران ناپذیر دارد. آسیبی که کمترین آن فروپاشی روابط خانوادگی اعم از والدین و فرزندان و همسران و…  بدون درک متقابل است. ای کاش زنان مهاجر، بتوانند با حفظ تمام ویژگی های خوبی که «ایرانی» را «ایرانی» می کند، از امکانات و آزادی ها و حقوقی که جامعه میزبان برای آنها، نه به عنوان زن، که به عنوان یک انسان قائل است، بهره برند و به دور از تهدید و انتقام جویی، آنها را به همسران و فرزندان، مردان، افراد خانواده و اطرافیان یادآوری کنند. ای کاش سوغاتی زنان مهاجر برای خواهران و مادران و دوستان خود در وطن، آگاهی از امکاناتی باشد که در آنسوی مرزها برای زنان به عنوان جنسیتی که سالها و قرن هاست مورد تعرض و تبعیض قرار گرفته است باشد. این آگاهی پیش از هرچیز خود و کانون خانواده شان را امن می کند و بیش از هرچیز دیگری در زندگی شان موثر است، چرا که این دانستن، نه فقط برای محافظت از خود مفید است که هر کسی را از پایمال کردن حقوق دیگری هم باز می دارد. هدف این تبادل اطلاعات و دانستن ها، تبادل تجربیات و دانسته هاست برای این که همه با هم، آنچه را که به اسم فرهنگ به ما و بودن ما آسیب می زند، بشناسیم و تغییرش دهیم.  

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large