Skyscraper large

بیمار نشوید چون فقیر می شوید

بنیامین صدر

هر سال بین ۵ تا ۵/۷ درصد از ایرانیان به دلیل هزینه‌های بیماری‌های جدی خود یا خانواده هایشان «زیر خط فقر می‌روند».

این را همین دو روز پیش نه رسانه های به تعبیر حاکمیت وابسته و استکباری که مرضیه وحید دستجردی، وزیر بهداشت در جمهوری اسلامی بیان کرده و شاهد آورده که «وقتی هزینه درمان سرطان سینه در ایران با نرخ ارز قبلی ۶۴ میلیون تومان بود و امروز با نرخ ارز فعلی نزدیک به سه برابر شده است، چطور ممکن است فردی در یک خانواده به این بیماری مبتلا شود و این خانواده زیر خط فقر نرود؟»

اشاره وزیر بهداشت ایران به افزایش نرخ ارز در ایران در دو سال گذشته است که در جریان آن، نرخ ارز تا سه برابر نرخ آن در پاییز سال ۸۹ بالا رفته است.

بله روز به روز هزینه‌های درمانی مردم افزایش می‌یابد و در ایران همچنان مردم نزدیک به ۵۵ درصد از هزینه‌های سلامت را از جیب خودشان پرداخت می‌کنند. که اگر هزینه‌های مخفی و هزینه‌هایی که به صورت جاری در بیمارستان‌ها از سوی مردم پرداخت می‌شود را در نظر بگیریم میزان هزینه‌های درمانی که مردم از جیب خود می‌دهند، به ۷۰ درصد می‌رسد.»

در نظام اداری و دولنی ناکارآمد ما سلامت شهروندان هیچگاه به عنوان «یک موضوع جدی» دیده نشده،اما اینکه گناه بیماران چیست که باید در چنین شرایطی خود را درمان کند، قصه ای پر غصه است. در جامعه ای که بیمه گر نحیف، بدون درنظرگرفتن واقعیت های موجود و شرایط دشوار اقتصادی مردم، همواره درصدد کاهش هزینه هایش است، باید هم کیفیت ارائه خدمات در بخش مهم و حیاتی درمان و دارو، روزبه روز پایین بیاید  و هزینه ها بالا رود. از طرفی، در شرایطی که در مراکز درمانی دولتی پرداخت حقوق و دستمزد بر مبنای کمیت صورت می گیرد، طبیعی است که پزشک یا جراح تمایل دارد بیمار بیشتری را ویزیت کند تا درآمد بیشتری داشته باشد. بنابراین با صراحت می توان گفت برخی از عمل های جراحی و بستری های طولانی مدت بیماران در ایران بیهوده و بی دلیل صورت می گیرد؛ اقدامی که تاکنون بارها و بارها از سوی پزشکان سرزده و بسیاری از ما از آن بی نصیب نبوده ایم!

همانطور که پیشتر نوشتیم هم اکنون به طور میانگین ۶۰ درصد از هزینه درمان در ایران از جیب مردم پرداخت می شود، در حالی که برای نمونه در کشورهای اسکاندیناوی یا فرانسه که نظام «طب ملی» حاکم است  هزینه های مربوط به درمان و بهداشت عمومی بر عهده دولت یا سازمان های بیمه گر قدرتمند بوده و بیمار در بدترین حالت حدود ۲۰ درصد هزینه های درمانی خود را می پردازد. از سوی دیگر در حال حاضر داروهایی که وارد کشور می شود تا مرحله توزیع آن به بیماران دست کم ۵۰ درصد به هزینه های آن افزوده می شود.

در چنین شرایطی برای نمونه اگر به عملکرد و ساختار شرکت های بیمه گر اروپا نگاه کنیم پی می بریم که میان بیمار و پزشک و بیمارستان رابطه پولی مستقیم وجود ندارد و تمام دریافت ها و پرداخت ها از سوی شرکت های بیمه گر انجام می شود. به جز در مواردی خاص همچون جراحی پلاستیک و زیبایی که شرکت های بیمه مسئولیتی در قبال آن ندارند.

در واقع نظام های بیمه ای دنیا برای اینکه وظیفه درمان مستقیم را برعهده ندارند ناگزیر بر عملکرد مراکز درمانی و بیمارستان های طرف قرارداد نظارت دقیق و موشکافانه ای دارند. به همین دلیل در کشورهای پیشرفته نظاره گر مراجعه بی رویه و نامحدود به مراکز درمانی نیستیم.

مشکل جدی دیگر، کمبود سرانه درمان در ایران است. به طوری که اکنون در اغلب کشورها سهم سلامت از درآمد ناخالص ملی حدود ۱۶ درصد و در ایران این رقم ۵ درصد است و برای واقعی شدن تعرفه ها و بهبود کیفیت خدمات درمانی دست کم باید به ۱۰ درصد برسد.

در مجموع مدیریت سود جویانه و غیر علمی و انحصارگرایانه دولت و سازمان های بیمه گر، نظارت ناکافی دولت بر عملکرد آنها، فقدان شرکت های بیمه خصوصی قدرتمند و پربازده، نبود رقابت بین سازمان های بیمه گر و غیرواقعی بودن نرخ تعرفه های پزشکی، از کاستی های ساختار درمانی ایران است. در تمام دنیا شرکت های بیمه گر خصوصی پشتوانه ای حمایتی تلقی می شوند که در بالابردن روحیه امید به زندگی نقش بسزایی دارند؛ نقشی که در ایران امروز دیده نمی شد و مردم از آن بهره ای نمی برند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large