Skyscraper large

۴۰ سالگی و عاقلی؟

سوده راد

زن هستید، ایرانی هستید، آیا عاقل هستید؟ برای «عاقل شدن» یا باید ۴۰ ساله شوید یا این که ازدواج کنید. اینطور که زهرا سجادی،  معاون امور خانواده مرکز امور زنان ریاست جمهوری  می گوید: « اگر دختری به سن ۴۰ سالگی برسد، چون سن عقلی او کامل شده است، می‌تواند خودش برای خروج از کشور برای مواردی مانند فرصت‌های مطالعاتی و اخذ تخصص تحصیلی تصمیم بگیرد، اما دختران زیر ۴۰ سال از نظر شرعی نیز مجاز نیستند که بدون اذن ولی گذرنامه دریافت و از کشور خارج شوند.»

اما زنی ۴۰ ساله و مجرد که در امروز ایران قصد خروج از کشور را دارد، چه تصویری به ما می دهد؟ او زنیست که تحصیلاتش را در دبیرستان ۲۲ سال قبل به پایان رسانده، احتمالاً ۱۷ سال پیش تحصیلات در دوره کارشناسی را تمام کرده و اگر بلافاصله جذب دنیای کار نشده باشد، حداقل ده سالی هست که شغلی از آن خود دارد که می تواند حد اقل نیازهای اولیه  خود را مهیا کند و ممکن است بتواند از پس هزینه های سفرهای خارجی برآید. قصد او از این سفر ممکن است سیاحت باشد یا زیارت، ادامه تحصیل باشد یا دیدار با اقوام و دوستان و … به هر روی قصد سفر هرچه که باشد، برای خروج از کشور نیاز به گذرنامه دارد و برای ورود به بسیاری از کشورها، صدور روادید لازم است.

تا پیش از این دختران تنها تا سن ۱۸ سالگی نیازمند اجازه ولی خود بودند تا بتوانند «گذرنامه» دریافت کنند و این سن هم بواسطه رسیدن به سن قانونی ۱۸ سال و عبور از مرز «صغیر» خوانده شدن و کودکی  تعیین شده بود. در قانون مدنی کنونی ولی قهری هر کودکی که به دنیا می آید، تا زمانی که پدرش زنده  باشد، در همه امور پدرش است و در صورت فوت، غیبت یا ناتوانی پدر، جد پدری تا سن ۱۸ سالگی ولی قهری محسوب می شود. جز در مواردی چون سن قانونی ازدواج که با تکیه بر «قوانین شرعی» از ۱۸ سال هم کمتر است، هیچ سن دیگری برای بلوغ فکری یا جسمی در قوانین تعیین نشده است.

قانونگزاران امروز ایران، ازدواج کودکان زیر سن قانونی ۱۸ سال را بواسطه عاقل و بالغ شدن مجاز می دانند و به تعریف بین المللی «تجاوز به کودکان» رسمیت می بخشند و از سویی دیگر، ۴۰ سالگی را مرز عاقل شدن زنان می پندارند. به این سوال که چرا چنین سنی برای رهایی زنان مجرد از قید ولی و اجازه ولی برای نهادن یک قدم آنسوی مرزها، بازتعریف می شود، هنوز به روشنی پاسخی داده نشده است.

 در روزهای آخر آبان ۱۳۹۱، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره به مصوبه اخیر این کمیسیون در مورد صدور گذرنامه برای زنان مجرد زیر ۴۰ سال در صورت موافقت ولی قهری و یا حکم حاکم شرع گفته بود: «طبق گفته نماینده دولت در جلسه کمیسیون، افزایش سقف سنی برای حفظ سلامت و رفت‌وآمد و ورود و خروج و به طور کلی حفظ سلامت خانم‌ها تعیین شده است. » او در سخنان خود ادامه داده: « توجیه نمایندگان دولت در کمیسیون برای تعیین سقف سنی ۴۰ سال برای صدور گذرنامه برای بانوان مجرد این بود که در حال حاضر مراجعات زیادی از سوی بانوان مجرد برای سفر به خارج از کشور به ویژه سفرهای زیارتی می‌شود که در جهت حفظ سلامت و رفت و آمد و ورود و خروج و به طور کلی حفظ سلامت خانم‌ها تعیین سقف سنی ۴۰ سال برای صدور گذرنامه بهتر است.»

بسیاری کلمه و مفهموم سلامت در رفت و آمد زنان را با قاچاق انسان و زنان ایرانی برای بهره برداری جنسی از آنها در آنسوی مرزهای ایران مرتبط دانستند. حتی اگر این فرضیه درست باشد، باید پرسید آیا قاچاق انسان با ایجاد این محدودیت کاهش میابد؟ اگر چند و چون این پدیده که با خروج های قانونی از مرزها با در دست داشتن گذرنامه رخ می دهد و اگر مقصدش کشورهای غیر اسلامی باشد قاچاق نامیده می شود و در طول سفرهای زیارتی، «صیغه رفتن»، تا این حد بر سردمداران و حکومت آشکار است، چرا برای مبارزه با آن چنین محدودیتی را برقرار می کنند؟ آیا برای مبارزه با همین نوع قاچاق و گسترش تن فروشی در داخل مرزهای ایران، تلاشی آشکار و موفقیت آمیز شده است که بتوان به امید همان موفقیت ها، با عینک خوشبینی به این حرکت نگریست؟

وقتی معاون امور خانواده مرکز امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری، می گوید:«همانگونه که زن حتی در سن ۴۰ – ۵۰ سالگی باید با اجازه همسر خود گذرنامه دریافت کند، دختر نیز باید با اذن پدراین کار را انجام دهد و درحال حاضر دختران ۱۸ ساله می‌توانند بدون اذن پدر گذرنامه بگیرند، این در حالی است که در اسلام پدر بر دختر ولایت دارد و در موارد متعدد مانند ازدواج دختر با اذن ولی می‌تواند این کار را انجام دهد، اما قانونی تصویب می‌شود که همین دختر بدون اذن ولی می‌تواند از کشور خارج شود و چنین قانونی اجازه شرع ندارد.» چه برداشتی جز همت حکومت، در بستن دست و پای زنان برای پایمال کردن حق حرکت زنان، آزادی رفت و آمد و کسب تجربه و دیدن و لمس آنچه در زندان بزرگ ایران می گذرد می توان داشت؟

زن ایرانی، برای داشتن گذرنامه که خود یکی از معتبرترین مدارک شناسایی بین المللی است، یا باید ازدواج کنند، یا از ولی قهری خود اجازه نامه ای داشته باشند و یا در موارد خاص، از دادگاه و حاکم شرع که باز هم یک مرد است، اجازه بگیرد. وقتی پای عقل «ناقص» زنان و سلامت آنها در گرو عقل و تصمیمات مردی دیگر به میان آید، از خود می پرسیم آیا آنها که این تصمیمات را می گیرند، به عقل و سلامت زنان شک دارند؟ آیا این سیاستمداران و برنامه ریزان اجتماعی همان هایی نیستند که با سیاست های تنظیم خانواده مخالفند، دسترسی به صندلی های دانشگاهی را برای زنان سخت تر و محدود تر می کنند، طرح های دورکاری زنان را ارائه می دهند و بدون اینکه ساختارهای قانونی و اجرایی حمایتی برای زنان آسیب دیده از خشونت های خانگی و اجتماعی مهیا کنند، زنان را به تمکین و تأیید ولایت انسانی دیگر بر خود تشویق می کنند.  مغز و عقل زنان و مردان جنسیت ندارد، این سیاست های حکومتی زن ستیز است که به بهانه آنچه شرع می خواندش، جنسیتی را بر دیگری حاکم و مسلط می کند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large