Skyscraper large

به همین سادگی

بنیامین صدر

فقیرتر می شوند، دزدی می کنند، ما هم بی تفاوت، به همین سادگی.

اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی به تازگی گفته که تحریم‌ها و فقر، در گرانفروشی‌ها و افزایش سرقت‌ها در کشور اثر گذاشته است.

این حرف از سوی یک مرجع رسمی به نوعی اقراری است بر بی ثباتی اقتصادی و اجتماعی که بر اساس شاخص های جهانی و داخلی منتشر شده در چند سال اخیر کاملا محتمل به نظر می رسید. طبیعی است که بی تفاوتی عمومی هم هرساعت وضع را بدتر خواهد کرد و بی ثباتی اجتماعی دامن می زند.

براساس آخرین آمار رسمی و مورد تایید حکومت در ایران، ۳۰ درصد خانوارهای روستایی در ایران، زیر خط فقر هستند. این در حالی است که ۲۵درصد خانوارهای شهرنشین نیز زیر خط فقرند .نسبت جمعیت باسواد در روستاها ۶۹درصد و در شهرها ۸۶درصد است. سطح امید به زندگی در روستا ۵۹سال و در شهر ۶۸سال عنوان شده است. این آمار بیانگر آن است که در خصوص شاخص های کیفیت زندگی در روستاها مثل آموزش، درآمد، کیفیت مسکن و امید به زندگی در مقایسه با جوامع شهری هنوز شکاف قابل توجهی وجود دارد. از نظر شاخص های توسعه، روستاها پایین تر از میانگین جامعه شهرنشین هستند و جمعیت روستایی با نرخ رشد رو به کاهش مواجه است. توزیع جمعیت و آبادی بر حسب طبقات جمعیتی به گونه ای است که تراکم آبادی ها در روستاهای زیر یکصد نفر جمعیت است. ۶۰درصد آبادی های کشور، کمتر از ۱۰۰ نفر جمعیت دارند،  ولی ۷۰درصد جمعیت روستایی، در روستاهایی هستند که بیش از ۵۰۰نفر جمعیت دارند و این روند با توجه به شرایط موجود ادامه خواهد داشت؛ به گونه ای که روستاهای کم جمعیت به سمت تخلیه و روستاهایی که جمعیت بیشتر دارند به سمت تمرکز جمعیت می روند.از بعد اقتصادی نیز شهرستان ها با کمبود فرصت های شغلی و گستردگی بیکاری مواجهند، از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۰ سهم شاغلان روستایی، ۱۰ درصد کاهش یافته است. فصلی بودن و فقدان امنیت شغلی، سبب شده درآمد خانوارهای روستایی یک سوم درآمد خانوارهای شهرنشین باشد که این نابرابری در توزیع درآمد را به اوج خود می رساند و خود به عنوان اصلی ترین عامل هجوم روستاییان به تهران مطرح است.

دهک پایین درآمدی در ایران، ۲درصد درآمد و در دو دهک پایین درآمدی نیز ۵درصد درآمد و مصرف را در این کشور به خود اختصاص می دهد، در حالی که دهک بالای درآمدی ۳۳ درصد درآمد و مصرف و دو دهک بالای درآمدی نیز ۵۰ درصد درآمد و مصرف را دارا هستند.

با توجه به این آمار وارقام و فقیر تر شدن هر روزه ایرانیان مبارزه با فقر و ارتقای سطح کیفیت زندگی برای هر مصلح اجتماعی یا کارورز سیاسی در برنامه های مبارزاتی یا انتخاباتی خود دیگر یک ضرورت اخلاقی است. گسترش دایره فقر به برکت سیاست های نابخردانه داخلی و تحریم خارجی، موجب عقب ماندگی مضاعف می شود. حال آنکه افزایش پیوسته فقر می تواند به قطور شدن چرخه ناامیدی و یاس که از عوامل بی ثباتی اجتماعی محسوب می شوند وامنیت شهروندان را با خطر روبرو می کند، بیانجامد.

معتقد نبودن دولتمردان رژیم جمهوری اسلامی به تعریف علمی خط فقر، در عمل ارزیابی کیفیت زندگی را از برنامه ریزی توسعه محور و رفاهی کشور، حذف می کند. خط بقا اهمیتی برای مسکن های بی دوام، تجهیزات فرسوده‌،خدمات ناکافی و آب غیر بهداشتی قائل نیست. در این تعریف، رابطۀ بدیهی درآمد پایین با بهداشت کم و تغذیۀ ناسالم و سوادآموزی، در مناطق کمتر توسعه یافتۀ روستایی یا دورافتاده، نادیده انگاشته می شود. بارها گفتیم و نوشتیم آیا با این روش و با واژه سازی، می توان فقر و بی عدالتی را در جامعه ریشه کن کرد. آیا با پاک کردن صورت مسئله، مسئله حل می شود؟ حال باید متأسف باشیم که تنها زنده ماندن حداقلی ملاک مفهومی به نام توسعه در ایران شده است، کشوری که با دارا بودن منابع ذاتی اقتصادی و توانایی نیروی انسانی در جهش صنعتی می توانست در خاورمیانه و حتی آسیا الگو باشد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large