Skyscraper large

جیرانی و قصه گندیدن نمک

مهرانه رضایی‌فر

نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی “من مادر هستم” در فرهنگسرای رسانه، به درگیری لفظی و فیزیکی منجر شد. این نشست که بعد از ظهر روز سه شنبه ۱۴ آذر ماه با حضور غلامرضا موسوی تهیه‌کننده این فیلم، محمدتقی فهیم و مسعود فراستی منتقد و حجت‌الاسلام سلمان علیزاده و حسین علوی نماینده معترضان برگزار شد، به مجادلات اخیر بر سر اکران جدیدترین ساخته فریدون جیرانی اختصاص داشت.

به گزارش خبرگزاری مهر، حسین علوی که بارها تأکید می‌کرد “عضو انصار حزب‌الله نیستم” در ابتدای صحبت‌های خود بابت اکران فیلم “من مادر هستم” در جمهوری اسلامی “تسلیت گفت” و عنوان کرد : «حضور بنده در این جمع برای رساندن صدای حق به سینماگران و برخی مسئولان بدون گوش است ! می‌خواهم بدانم اگر این فیلم در زمان پهلوی ساخته می‌شد آیا اجازه اکران پیدا می‌کرد یا خیر؟ قطعاً اجازه اکران می‌دادند و وای بر ما که امروز فیلمی در جمهوری اسلامی ساخته‌ایم که نمایش آن در حکومت پهلوی هم علی‌السویه بود.»

و این تنها نمونه ای از واکنش های عجیب و غریب چند روز گذشته در باب یک اثر هنری است که بیش و پیش از هر چیز، مستحق نقدی زیبایی شناسانه و حرفه ای است و صد البته نقد هنری کجا و این دست عقده گشایی ها کجا؟

از شعار انصار حزب ا… که سینما را “ننگین” می خواند و درخواست شان مبنی بر “انقلاب فرهنگی در وزارت ارشاد” که بگذریم، افاضات اخیر سعید مستغاثی که ابن الوقت بودنش هم قصه ای دراز و تکراری دارد، جالب توجه می نماید. مستغاثی ضمن “قابل تحسین” خواندن حرکت اخیر انصار حزب‌الله، افزود : «این ها که به ما می‌گویند شما از سینما چیزی نمی‌فهمید و فقط ما می‌فهمیم، باید گفت اصلا چنین چیزی نیست و با ادله و برهان ثابت می‌کنیم. پس ما نباید هراس داشته باشیم از اینکه به ما بگویند سینما بلد نیستید. باید به آنان گفت خودتان سینما بلد نیستید. الان وقت آن رسیده که بچه‌های حزب‌اللهی وارد میدان شده و گروه فیلمسازی تشکیل دهند. این آدمهایی که الان در ورطه سینما هستند که از ازل سینماگر نبوده‌اند و خیلی از اینها الان هم نیستند.» وی در ادامه خاطر نشان شد : «متاسفانه سینمای ایران به دلیل تحلیل غلط مسئولان خود از همان ابتدای انقلاب، نتوانست هویت انقلاب اسلامی به خود بگیرد و براساس القائات ۲۰۰ ساله غرب که جدایی دین از زندگی، فرهنگ، هنر و علم را تبلیغ می‌کند متاسفانه این تفکر ارتجاعی در ذهن برخی مسئولان ما باقی ماند که هنر و دین ارتباطی به یکدیگر ندارند، لذا هویت و ریشه‌های اصلی ما و ایدئولوژی اسلامی را از سینما کنار گذاشتند و سینمای ما بیانگر تفکرات غربی شد، در نتیجه از گفتمان انقلاب اسلامی دور شد و خشت کجی بالا رفت که متاسفانه روز به روز کج‌تر می‌شود. جوانان حزب‌الله اندک نیستند و نباید ظرفیت خود را در سینما به وضع موجود کنونی، محدود کنیم. باید آب راکد را با یک آب تازه عوض کرد؛ با انگیزه‌های جدید، فضا را تغییر داد و در‌جا نزد.»

گذشته از اظهارات اهالی به اصطلاح فرهنگی، نقطه نظرات ائمه جمعه که این میزان از وحدت و یکپارچگی ناگهانی، هم بخشی از نکات جالب این ماجراست.

حجت الاسلام محمد تقی رهبر، امام جمعه موقت اصفهان گفت : «نه تنها در مورد فیلم “من مادر هستم” بلکه باید گفت سینمای کشور از اساس در حال پیمودن طریق ابتذال است. سینمای یله و رهای امروز دارای محیطی است که هر کسی آزادنه هرکاری که باب میل اوست انجام می‌دهد. متولیان در حال خون کردن دل مردم به عنوان صاحبان اصلی فرهنگ، در ایامی هستند که حسین ابن علی علیه السلام خون خود را برای حفظ دین داد.»

آیت‌الله عبدالنبی نمازی، نماینده ولی فقیه در کاشان، نیز در خطبه‌های نماز جمعه این شهر، به شدت از اکران چنین فیلم‌هایی ابراز تاسف کرد و گفت : «نتیجه بررسی‌ها این است که این فیلم نه تنها اثری ضداخلاقی و ضد مسائل تربیتی است، بلکه مروج بداخلاقی و فساد اخلاقی نیز هست.»

امام جمعه بابل نیز در خطبه‌های نماز جمعه این شهر نسبت به نمایش این فیلم اعتراض کرد و گفت : «شنیده شده به فیلمی مجوز اکران داده شده که بر خلاف اهداف اسلامی و مبانی انقلاب و ارزش‌های آن بوده و مردم را از آموزه‌های دینی دور و به سوی انحرافات اخلاقی و غیر‌انسانی سوق می‌دهد و ضمن ترویج فساد و فحشا، اصول دین مبین اسلام را زیر سؤال می‌برد.»

در این بین، خط و نشان های سهیل کیارش، که یک تنه و به تنهایی “نمایندگی ۳۲ تشکل دانشجویی معترض به وضعیت سینما” را به دوش می کشد، از برنامه جداگانه معترضان برای فیلم یک خانواده محترم خبر داد و این اثر را “در سه لایه، توهین به کشور، نظام و ارزش ها” دانست !

 برای دریافتی روشن تر از این دست حرکات و واکنش ها تصویری که “کیومرث پوراحمد” نشان می دهد خواندنی و اندیشیدنی است: «جوسازی‌های اخیر علیه یک فیلم فقط بهانه است و گروهی با یک برنامه‌ریزی حساب شده به دنبال نابودی و تعطیلی کل سینما هستند. از مدت‌ها پیش یک طراحی منظم برای نابودی سینمای ایران صورت گرفته و اعتراض به این فیلم کاملا بهانه است. جواد شمقدری و تیم مدیریتی وی مدت‌ها قبل از آغاز دوران مدیرتیشان تمام تلاش خود را کردند تا فیلمسازانی را که در سینماهای آن استخوان خرد کرده‌اند؛ کنار بگذارند تا فیلم‌های قوی ساخته نشود.»

اما روی سخن با بسیجیانی که خود را “امانتدار شهدا، از صدر اسلام تا کنون” و نیز “شریک اجر مجاهدت آنان” می دانند، نیست. شاید بهتر است به جناب فریدون جیرانی یادآور شد که تاریخ آموزگار خوبی است. روزهایی که تریبون برنامه ای زنده می توانست در دفاع از ذات هنر و هنرمند خرج شود، گذشت و به روزی رسید که حالا نمک هم گندیده و موج سواری های دیروز آقای کارگردان هم دیگر اجر و قربی ندارد. 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large