Skyscraper large

ما و نسرین ستوده

سوده راد

روزی که نسرین ستوده اعتصاب غذای نامحدودش را آغاز کرد، نمی دانستیم و شاید باور نمی کردیم که شماره روزهای اعتصاب و رقم دهگانش بیشتر و بیشتر شود.  نزدیک به دوماه پس از اعلام این خبر، همچنان بسیاری از ما به درستی نمی دانیم نسرین چه می خواهد و برای چه دست به اعتصاب غذا زده است و شاید هم بارها هم از خود پرسیده باشیم که جان نسرین مهم تر است یا خواسته هایش که با وجود کاهش وزن تا زیر ۴۰ کیلوگرم، دست از اعتصاب غذا بر نمی دارد.

عده ای نامه ای نوشتند و با احترام به مطالبه نسرین ستوده برای رفع فشار های قضایی بر همسر و فرزندانش از او خواستند برای ماندن اعتصابش را پایان دهد. گروهی برای ابراز همیاری و جلب توجه رسانه ها و افکار عمومی وارد اعتصاب غذایی چند روزه شدند. در تهران موکلان و همکاران و همدلان نسرین مقابل قوه قضاییه تجمعی برپا کردند، در بروکسل تجمعی مقابل دفتر شورای اروپا برگزار می شود و چند روز دیگر، در استراسبورگ فرانسه جایزه صلح ساخاروف در غیبت برندگانش به نسرین ستوده و جعفر پناهی اهدا می شود و خلاصه این که در گوشه گوشه دنیا برنامه هایی برای حمایت از نسرین و تلاش برای پایان اعتصاب غذا ترتیب داده شده و می شود. نام نسرین بر زبان مردم و سیاستمداران جاری ست و روزی نیست که شماره ها معنای دیگری را در ذهن ما تداعی کنند.

حساسیت جامعه بین الملل از یک سو و تلاش شهروندان برای نجات جان نسرین ستوده همه تحسین برانگیز است. ولی این خود نسرین است که با علم به حقوقش و آگاهی به شرایط اعتصاب غذا در زندان، راه موثر برای احقاق حقش و بلند تر کردن صدایش را انتخاب کرده است. فرای همه این مبارزات اما، درسی که نسرین به ما می دهد چیزی دیگر است. او از سلامتی اش می گذرد تا بگوید حق قانونی اش زایل شده و فرزندش تحت فشاری غیر قانونیست. خانم وکیلی که سالها برای دفاع از حقوق انسانی، حقوق زنان و حقوق کودکان تلاشی شبانه روزی داشته است، این بار برای حق فرزند خودش لب به غذا نمی زند. هرچند اعتصاب غدا، خود از دیدگاه برخی فعالان حقوق بشری، خشونتی خود تلقی می شود و ایراداتی وارد است، توجه را به دلایل انتخاب این حرکت برای ابراز اعتراض مهم است.

 این «قصه پر غصه» ولی، تنها داستان نسرین و مهراوه و نیما و رضا نیست که برگی از تاریخ ماست و درسی به همه ما. از این استقامت و پایداری جز درس برخاستن تمام قد در مقابل ظلمی که بر «ما» می رود، جز درس صبوری چه می توان آموخت؟ زنی که مادری اش را برای مهراوه و نیما تمام می کند و به امید آینده ای روشن  برای همه کودکان، پا به عرصه دفاع از کودکان می گذارد. با وجود همسری دلسوز و فداکار و مهربان، چون رضا خندان، دلش برای تمام زنان سرزمین می تپد و گام در راه برابری جنسیتی می گذارد تا روزها و شب های زنان را کمی آسانتر کند. درس ایستادگی نسرین ستوده درس زندگی، نه برای خود، که برای انسان است. برماست که درس را بیاموزیم و تمام قد در مقابل و علیه خشونت ها،  نابرابری ها و ناحقی ها بایستیم و حداقل کاری که می کنیم، سخن گفتن از داستان زندگی و روزهای نسرین است.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large