Skyscraper large
اقرار قرائتی سبز

برگ هشتم : بهاره رهنما

عکس از خبر آنلاین

مهرانه رضایی‌فر

زاده آذر ماه ۱۳۵۲ در توابع استان مرکزی است. وی دارای مدرک لیسانس ادبیات نمایشی و فوق لیسانس حقوق قضایی می باشد و علاوه بر بازیگری، چندی است قدم در راه نویسندگی گذاشته و در این مدت، آثار نیکویی را هم از خود بر جای گذارده است.

بهاره رهنما، همواره نامش به عنوان حامی فتنه ۸۸، جا به جا در لیست های رنگارنگ و عریض و طویل “سربازان جنگ نرم” آمده که حق طلبی هنر و هنرمند را وسیله ای برای بهره برداری های سیاسی می شمارند و اگر قرار به حمایت از جبهه باطل خودشان باشد، به ناگاه بازی چرخیده و هنرمند مورد نظر را بصیرت مند می خوانند و کسانی می دانند که برجک دشمنان انقلاب را زیر آتش گرفته اند.

این هنرمند که در فعالیتهای انتخاباتی دهمین دوره ریاست جمهوری، در ستاد میرحسین موسوی حضور چشم گیری داشت، پس از شکست حکومت در جلب مشارکت مردم در انتخابات مهندسی شده نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در اسفند ماه سال ۹۰، روزنامه کیهان دست به دامان بیانیه ای مجعول شد و ادعایی واهی مبنی بر تحریم انتخابات توسط شماری از هنرمندان از جمله بهاره رهنما را مطرح کرد، به این امید که واکنش هنرمندان به این بیانیه جعلی به نفع انتخابات پیش رود. اما رهنما طی یادداشتی خطاب به کیهان، با تاکید بر این که در چهار سال گذشته هیچ بیانیه سیاسی را امضا نکرده، افزود : «متاسفانه برخی از افراد بیمار با تحریف آشکار و جعل، تلاش می کنند سخنان و اقدامات کذبی را به جامعه شریف هنرمندان کشور منتسب سازند. صراحتا می گویم بیانیه ای که اخیرا باموضوع تحریم انتخابات ۱۲ اسفند در فضای مجازی منتشر شده است را امضا نکرده ام و پیگیری این موضوع را از طریق مجاری قضایی حق خود می دانم. پیوند میان مردم و هنرمندان همواره برایم مهم و قابل احترام بوده است.»

بهاره رهنما، سفیر دوستی انجمن هموفیلی ایران، که علاوه بر قلم زنی برای هفته نامه چلچراغ، از معدود هنرمندانی است که دل نوشته های خود را در وبلاگی شخصی، با خوانندگانش در میان می گذارد، یک هفته پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری ۸۸، نوشت : «وقتی جنگ در کشورم تمام شد سیزده یا چهارده ساله بودم و یادم هست روی دیوار مدرسه مان نوشته بود “تا یک کودک شیر خوار داریم جنگ را ادامه خواهیم داد” و من از فکر کردن به جوان هایی که قرار بود ما دختران آن روز به دنیا بیاوریم تا در راه وطنشان کشته شوند هم میترسیدم و هم احساس غرور میکردم. و جنگ اما یک روزصبح که مادر رادیوی آشپزخانه را روشن کرده بود تمام شد و من آن روز فهمیدم در این سرزمین میان آرمان ها و آرزو ها شکاف عمیقی هست. آن روز هم  خوشحال بودم و هم نگران. تمام هم و غم من نه به عنوان یک نویسنده، نه به عنوان یک بازیگر و نه به عنوان یک روزنامه نگار که فقط به عنوان یک مادر ایرانی در دفاع از جریانی به نام اصلاحات این بود که برای تغیر و بهتر شدن اوضاع خونی از جوانی به زمین ریخته نشود که شد.که دارد میشود.که من نمیدانم خاک این سرزمین کجایش پذیرش یک قطعه شهدای دیگر را دارد؟ میخواستیم جوانانمان گلوی یکدگر را ندرند که دارند میدرند! آن روز چهارده ساله بودم و امروز سی و شش ساله و هنوز هم گمان میکنم که در این سرزمین میان آرمان ها و آرزو ها شکاف عمیقی هست اما حالا واقع بین تر شده ام. این یک شکاف عمیق نیست، این یک دره هولناک به عمق قرن ها دوری از دموکراسی است.»

شهریور همان سال بود که نامه ای با امضای ۳۴ بازیگر سینما و تئاتر، از جمله بهاره رهنما، خطاب به دیگر فعالان عرصه هنر، در رسانه ها منتشر شد. امضاکنندگان این نامه از همکاران خود خواسته بودند تا روایتگر صادقی از وقایع پیش چشم باشند. متن کامل این نامه بدین شرح است : «ما مى‌خواهیم راستى را روایت کنیم. پرده کنار مى‌رود. روشنایی…ما مى‌خواهیم چشمان بسته بر آنها را باز کنیم، گفته‌هاى آنان را بر زبان‌مان جارى کنیم و جان ببخشیم‌شان بر صحنه، جاودانه‌شان کنیم. هرچند گام‌ آنان بر خاک سرزمین بود و گام ما بر خاک کهن صحنه ـ خانه کوچک‌مان؛ همه آنچه که داریم. ما صدا مى‌زنیم شما را قلم‌زنان و نمایش‌نویسان، که بنگارید روایت صادقانه این روزگار را، و بدانید ما بازیگران به واژه ‌واژه‌تان وفادار خواهیم بود و پاسدارى خواهیم کرد از نقش‌هایى که از امروز براى امروز و آیندگان مى‌نویسید. خون نقش‌هاى ما اینک در جوهر قلم شماست که باید بر صفحه سپید کاغذ ـ تاریخ ـ نقش ببندد.و اکنون ما درخواست مى‌کنیم از دیگر همکاران‌مان و کارگردانان و صحنه‌گردانان، که به احترام عشق‌مان به هنر، در برابر آنچه هرروز در پیش چشمان‌مان است، همچون همیشه، صداقت و راستى را به صحنه بیاورند تا هنرپیشگى‌مان، صداقت‌پیشگى را یادآور شود. ما مى‌خواهیم راوى صداقت باشیم؛ راوى راستى و درستی.»

بهاره رهنما، با گذشت سه سال از جنبش تاریخی مردم در اعتراض به نتایج انتخابات، هنوز شور جوانان سبزپوش استادیوم آزادی در سالگرد دوم خرداد را فراموش نکرده و به حرمت ایستادگی بزرگ مردانی چون مصطفی تاجزاده، اجرای آخرین شب تئاتر خود را با افتخار به وی تقدیم می کند. در این باره فخرالسادات محتشمی پور همسر مصطفی تاج زاده در صفحه ی فیس بوک خود نوشت: « بهاره جان، نمایش شب آخر «چشم هایی که مال تو نیست» را به همسرجان تقدیم کرد!
محبت دارد بهاره جان. همیشه محبت داشته یکی از نمایش هایش را در یکی از مرخصی های همسرجان در تالار وحدت یا شاید هم تئاتر شهر دیدیم و فردایش او به زندان بازگشت و من خوشحال بودم که آخرین ساعات بیرون بودنش را در جایی گذرانده که دوست دارد. امشب تنها و بدون هیچ همراهی به دعوت دخترمان بالاخره رفتم فرهنگ سرای نیاوران و با بهاره پا به پای نغمه اشک ریختم! بهاره رفت لباسش را عوض کرد و آمد و مامان فخری اش را در آغوش گرفت و من در گوشش گفتم : ممنون عزیزم، دلم می خواست با همسرجان می آمدم ولی قسمت نبود.

یک مامان طفلکی به بچه های هنرمندش چه می تواند هدیه بدهد جز دعای خیر و دعای عاقبت به خیری.
ممنون از بهاره رهنما و همه عزیزانی که به مردم وفادار مانده اند و ممنون برای همه هنرمندی هایش.»

بهاره رهنما، که به عنوان یک زن ایرانی از دیدن دستان زهرا رهنورد در دست های همسرش، میرحسین موسوی، ذوق می کرد و اعتقاد بر زنده بودن همیشگی اصلاحات داشت، باید بداند جوانان سبزاندیش سرزمینش، تاب “گریه های بی موقع” او را ندارند و خاطره لبخند این “بهار” تا صبح بهار آزادی است که توان صبر و ایستادگی را به همگان هدیه می کند. و ای کاش دعایش بگیرد : “همه چیز سبز خواهد شد” …

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large