Skyscraper large

صنعت خودرو سازی، ورشکسته و پرهزینه

علی جلالی

بر خلاف آنچه که دولت “حمایت از تولید داخلی و صنایع ملی کشور” مى خواند گزارش ها و آمارها گواهى مى دهند که این صنایع در روزهای سخت تحریم ها و فشارهای بین المللی و نیز به دلیل نوع نگاه و سیاست های دور از دانش و آگاهی مدیران کشور می رود تا به صنایع ورشکسته و تعطیل بدل گشته و از پای درآیند. 

به تازگى در گزارشی از خبرگزاری ایلنا، با اشاره به شعار حمایت از تولیدات ملى، به ویژه صنایع مادری همچون صنعت خودرو آمده است: “مطمئناً با ادامه روند کنونی و نادیده گرفتن معضلات خودروسازی و زیان ده بودن تولید، عواقب خوبی در انتظار صنعت خودرو نخواهد بود و به زودی باید منتظر بیکاری طیف وسیعی از کارگران شاغل در صنعت خودرو باشیم.” 

این گزارش با هشدار نسبت به احتمال زیاد بیکاری طیف وسیعی از کارگران کشور و ورشکستگی یکی از بزرگترین صنایع کشور در ادامه مى افزاید: ” مشکلات در صنعت خودرو به حدی بزرگ است که یکی از خودروسازان بزرگ کشور بدنبال تعدیل نیرو چند هزار نفری شده است که به گفته منابع آگاه، در صورت عدم انجام این موضوع باید منتظر اعلام ورشکستگی در این صنعت بود. میزان خودروهای ضررده در تولیدات داخلی به حدی رسیده که مدیرعامل یکی از شرکتهای خودروسازی کشور قیمت تمام شده یکی از خودورهای داخلی را چیزی در حدود ۲میلیون تومان بالاتر از فروش آن در بازار و نمایندگی ها اعلام میکند که این موضوع در پی افزایش حدود ۳۰۰ درصدی نهاده های تولید رخ داده است و چنانچه فکری به حال آن نشود مطمئناً صنعت خودرو با مشکل جدی مواجه خواهد شد.” 

با توجه به وضعیت پیش آمده و مشکلات پیش رو در تمامی بخش های صنایع کشور، آنچه می توان دریافت این است که وابستگی صنایع کشور به دستورات، کمک ها و سیاست های دولتی و نبود مشارکت واقعی از سوی بخش خصوصی، کار را به جایی می رساند که صنایعی مانند خودروسازی علی رغم وجود حمایت های دولتی در چند دهه پیش و نبود رقابت واقعی، چنان شکننده و ضعیف شده که در شرایط حساس کنونی، توان تحمل فشارهای موجود را نداشته و از آنجا که به شدت برای حداقل تولید خود به واردات خارجی وابسته است، به راحتی دستخوش مشکلات و چالش های جدی شده و نفس هایش به شماره می افتد که بی شک در پی آن نیز افراد بسیاری به جمع بیکاران و گرسنگان کشور افزوده می گردد. 

اما به راستی چرا صنعت با سابقه تولید خودرو در ایران که پیشینه آن به سالهای ۱۳۴۶ بر می گردد، هنوز نتوانسته گلیم خود را از آب کشیده و جایگاه شایسته ای در بازار داخلی و خارج فراهم کند؟ 

پاسخ به این سوال گرچه نیازمند فرصتى دیگر است، اما آنچه می توان در یک یادداشت کوتاه بر شمرد مشکلاتی است که در طی چند دهه پس از انقلاب ۵۷ همیشه همراه این صنعت بوده و به خصوص در این سالهای اخیر نیز به اوج خود رسیده است. 

از جمله این مشکلات نبود مدیریت کارآمد و دلسوز در چارچوب مدیریتی این صنعت و همچنین کل فضای صنایع و اقتصاد بوده که در پی فرار مدیران و متخصصان شناخته شده و مجرب از کشور رخ داد. نبود این افراد و خالی شدن پست های مهم از مدیران لایق و همچنین دخالت دولت در خصوص سیاست گذاری، حمایت و تنظیم بازار خودرو سازی کار را به جایی رساند که امروز این صنعت که می توانست روزی خود به کمک دولت آمده و آن را از بحران خلاص کند، امروز به یکی از معضلات اقتصادی آن تبدیل شده و رفع مشکلات آن به کابوسی برای مدیران بدل گشته است. 

وضع قوانین حمایت کننده به بهانه حمایت از تولید داخل، جلوگیری از ورود دیگر خودروهای خارجی و ایجاد یک بازار انحصاری، نبود یک استادندارد دقیق و ناظر بر کیفیت محصولات عرضه شده، کمبود لوازم یدکی سالم و استاندارد جهت پشتیبانی، نبود یک سیستم مطمئن و خدماتی جهت ارائه خدمات صحیح به مشتریان، نبود نگاه بلند مدت در سیاست های این صنعت مهم، وجود مدیرانی با عملکرد غیر شفاف، نداشتن تعهد و پاسخ گویی نسبت به اتفاقات و حوادث مربوط به تولیدات خراب و بعضاً خطرساز و خسارت آفرین و بسیاری مشکلات دیگر، کار را به جایی رسانده که امروز این صنعت حتی با توجه به افزایش کمی محصولات، نمی تواند بدون کمک های دولتی بر روی پاهای خود بایستد. 

شاید بتوان نمونه هایی از این دست را در دیگر نقاط جهان نام برد؛ به طور مثال جنرال موتورز که یک شرکت عظیم و بزرگ امریکایی بود به دلیل وابستگی شدید به حمایت های مالی دولت آمریکا بالاخره دچار ضعف و ورشکستگی شد. گرچه در مقایسه صنعت خودروسازی در این کشور با ایران، این صنعت در آمریکا انحصاری و یک سویه نیست، اما به هر تقدیر کمک های گسترده و حمایت های دولت آمریکا، شرکت بزرگ جنرال موتورز را با ورشکستگی بزرگی روبرو کرد که برای همیشه در تاریخ اقتصاد ایالات متحده بر جای خواهد ماند. 

اگر چه موارد دیگر بسیاری نیز در اقتصاد جهان می توان نام برد، اما نکته جالب توجه این است که اولویت های اقتصادی در کشوری همچون ایران چه در بحث سیاستگزاری و چه در بحث تولید و عرضه به گونه ای بوده است که شعار زدگی و جلب توجه چه در داخل و چه در خارج با بالا بردن بخش کمی کار و ارائه ارقام کسیر عرضه، آنهم به هر شکل و بهانه ای، زمینه را برای تخریب آینده و فردای صنعت فراهم کرده و سیاست های دستوری دولت بستر را برای انحصارگرایی، رانت بازی و دخالت در نحوه عملکرد بخش های گوناگون اقتصادی فراهم کرده و می کند، تا جاییکه یک خط تولید که صرفا با نگاهی مدبرانه و اقتصادی می تواند به سوددهی کامل برسد امروز به وسیله ای برای ایجاد تبلیغات و شعارهای گروه ها و شخصیت های سیاسی کشور بدل گردد. 

و سرانجام آنچه که در این روزها می توان شاهد آن بود، چیزی جز شکست های پی در پی اقتصادی در صنایع بزرگ کشور و خرج هزینه های گزاف دولتی برای سرپا نگه داشتن اقتصاد سیاست زده و انحصارگرا نیست، که به ناچار برای حفظ آبروی سیستم موجود مجبور به صرف چنین هزینه های گرانی است.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large