Skyscraper large

خیلی دور، خیلی نزدیک

سوده راد

بیست و پنجم نوامبر مطابق با پنجم آذر ماه، «روز جهانی رفع هرگونه خشونت علیه زنان» است و طبیعتاً همچون سایر روزهای جهانی و بین المللی و کشوری، به موضوع روز پرداخته می شود و آنهایی که تمام روزهای سال را صرف مبارزه یا درمان آسیب های خشونت علیه زنان می کنند، آمارهایی ارائه می دهند، اطلاع رسانی می کنند و مطالباتشان از دستگاه های سیاسی و فرهنگی و آموزشی را اعلام می کنند. از آنجا که انواع این خشونت ها پرشمارند، هر سال یک موضوع به عنوان محور اصلی انتخاب می شود تا به هدف رفع “هرگونه” خشونت علیه زنان رسید.

آنچه در تمام این آگاهی بخشی ها و مطالبات و آمارها مشترک است، نقش به رسمیت شناختن انواع خشونت است. در تمام دنیا هربار سخن از خشونت به میان می آید تنها تصویر خشونت های فیزیکی در اذهان نقش می بنند و متاسفانه به همین جا هم ختم می شود. نسبت کسانی که خشونت را فقط فیزیکی  نمی دانند و تبعیضات قانونی، فرهنگی و… را هم عوامل بروز خشونت های روانی و حکومتی می دانند و به آن حساس هستند به آنها که خشونت علیه زنان را در«کتک زدن» زنان خلاصه می کنند بسیار کم است. این فرهنگ خشونت که لزوماً تنها از جانب مردان بر زنان وارد نمی شود، در میان زنان – که خود اکثریت قریب به اتفاق قربانیان را تشکیل می دهند- هم نهادینه شده است. شاید شما هم بارها شنیده باشید که زنی از “متلک پرانی” مردی در خیابان و مورد توجه واقع شدن، لذتی پنهان برده است. شاید شنیده یا دیده باشید که خشونت لفظی و فیزیکی مردی به حساب عشق بی حد و اندازه اش به معشوقش گذاشته شده و زن هم از این عصبانیت و بیماری “غیرت” راضیست. شاید شنیده باشید که “مرد اسید پاش” عاشق زنی بوده که یا بدست نیاورده یا از دست داده است. شاید شنیده باشید که به بدترین فحاشی ها نام “فحش خواهر و مادر” می دهند. شاید دیده باشید که در همسایگی شما زنی مورد خشونت لفظی و فیزیکی قرار گرفته و طبق سنت معمول موضوع را “خصوصی” و “خانوادگی” تلقی کرده باشید و سکوت را بر اعتراض ترجیه داده باشید. شاید بارها و بارها از زنان قربانی تجاوز شنیده باشید که زندگی و زنده بودنشان را به فراموشی سپرده اند. همه این شایدها و هزاران شاید دیگر که در روزمرگی ما گم می شود و به روزمره های زنان خشونت دیده تبدیل می شود، بی این که تلاشی برای شکستن این سکوت و تغییر فرهنگ خشونت علیه زنان صورت گیرد.

در این سکوت فراگیر و ناامیدی از احقاق حق اما، زنانی هستند که می ایستند و از قربانی خشونت واقع شدن شرمگین نمی شوند و با قدرت و انگیزه، نه تنها متجاوز و خشونت گر را به پای قانون و دادگاه می کشانند. این زنان نه از زندگی خود نا امید می شوند و دست به خودکشی می زنند و نه گرفتار افسردگی های بی درمان می شوند. آنها قوی و محکم می ایستند تا بواسطه احقاق حق خود تغییری در روند قربانی ستیزی و محکومیت او به سکوت ایجاد کنند. این زنان به راستی بیش از هر کس و هر کار دیگری، دست رد به “دلسوزی” می زنند و با قدم هایی استوار آینده را می سازند. این ها زنانی هستند مثل آمنه بهرامی که بیشتر از یک سال پیش پس از سالها مبارزه برای دریافت حکم قصاص، در روز اجرای حکم، از اجرای آن صرفنظر کرد. او در نهم مرداد سال ۱۳۹۰ به خبرگزاری ها گفت :«هفت سال تلاش کردم تا بتوانم اجرای حکم قصاص را بگیرم و ثابت کنم که اسیدپاشی حکمش قصاص است اما امروز گذشت کردم. این حق من بود. شاید فردا کسی گذشت نکند». او اولین قربانی اسیدپاشی نبود و متأسفانه آخرین قربانی هم نخواهد بود، ولی بی تردید اولین زن ایرانی بود که برای گرفتن حکم قصاص – فارغ از انسانی بودن یا نبودن وجود چنین حکمی – از مبارزه شخصی اش سدی –هرچند شکننده –  برای بروز خشونت های مشابه ساخت.

در مثالی دیگر زنان زندانی سیاسی اوین در اعتراض به هتک حرمت و آزار جنسی دست به اعتصاب غذا زدند و تا مطالباتشان را بدست نیاوردند، دست از آن نکشیدند. کاری که این زنان انجام دادند، در راستای همان افکار و اعمالی بود که مستوجب احکام زندانشان کرد: مبارزه برای حقوق انسانی. این زندانیان عزیز که خود اسیر قانون ناعادلانه هستند، درسی چنین شفاف و واضح به آنها که -حداقل – بیرون دیوارهای زندان هستند دادند.

 بی تردید سهم خانواده و اطرافیان آمنه بهرامی – و آمنه بهرامی ها- در این ثابت قدمی نقشی غیر قابل انکار است. حمایت های خانواده و آشنایان صد البته لازم است و کافی نیست. مسوولیت راه اندازی ساز و کارها و ساختارهای پیشگیرنده و حمایت کننده از بروز هر نوع خشونتی بی تردید بر عهده دولت است. درست است که از دولت و حکومتی که خود یکی از ضد زن ترین ساختارهای موجود حکومتی است انتظار چندانی نمی رود، اما جان و روح انسان هایی در خطر است که هر روز و هر شب با انواع خشونت های فیزیکی، روانی، حکومتی، قانونی و فرهنگی دست به گریبانند و باید کاری کرد!

فهرست انواع خشونت ها بلند است: از سیلی زدن بر گوش تا ضرب و شتم های جدی ترمنجر به مرگ گرفته تا بیرون کردن زن از خانه، انواع خشونت های جنسی، خشونت های اقتصادی – برای مثال تصاحب اموال زن یا “خرجی ندادن”-، ازدواج مجدد و برقراری روابط متعدد با زنان دیگر بدون رضایت همسر، مثله کردن آلت جنسی زنان و دختران، خشونت های لفظی و روانی… بی هیچ تردیدی، اولین گام برای مبارزه و کاهش این خشونت ها، معرفی و آگاهی رسانی این انواع خشونت است و بستر سازی برای شکستن سکوت قربانیان. چرا در بسیاری از موارد نه قربانی می داند آنچه بر سرش می آید خشونت است و نه خشونتگر باور دارد رفتار و اعمالش خشونت است. دست در دست هم دهیم به مهر و پیش از آباد کردن میهن خویش، افکار و رفتار خود را آباد کنیم.

برای مطالعه نتایج بررسی که در مورد خشونت علیه زنان در ایران انجام گرفته اینجا را کلیک کنید. (اینک در صفحه جدید باز می شود)

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large