Skyscraper large

مرز، بدن و خاک

سوده راد

کمتر از یک سال به پایان خدمت رسمی دولتی که خود را مجری قانون می داند مانده است. قانونی که باید ضامن امنیت، آزادی و شأن انسانی تک تک افراد جامعه، فارغ از رنگ و نژاد و زبان و جنسیت باشد. هر چند این دولت در موارد مختلف ناکارآمدی و ناتوانی خود را در اداره کشور به اثبات رسانیده است، نقض گسترده حقوق بشر یکی از بزرگترین کارزارهای حکومتی این چند سال بوده است.

در هفته ای که گذشت، لایحه جنجال برانگیز قانون صدور گذرنامه و منوط کردن صدور آن برای زنان مجرد زیر ۴۰ سال، که در فروردین امسال از سوی دولت تهیه و تنظیم شده است، در صدر اخبار حوزه برابری جنسیتی قرار داشت. پیش از این، فرزندان تا رسیدن به سن قانونی ۱۸ سال به اجازه نامه ولی خود نیاز داشتند و کلیه مراحل قانونی صدور و تجدید گذرنامه زنان متأهل نیز منوط به اجازه کتبی همسر بود.

سیدحسین نقوی‌حسینی، نماینده مجلس شورای اسلامی ایران در گفت‌وگو با ایسنا، گفته است: «لایحه گذرنامه به پیشنهاد دولت برای بررسی به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی ارجاع شده است که در ماده ۱۵ این لایحه سقف سنی اعطای گذرنامه به بانوان مجرد ۴۰ سال تعیین شده است و بر این اساس بانوان مجردی که سن‌شان کمتر از ۴۰ سال باشد می‌توانند در صورت اجازه ولی قهری و یا حکم حاکم شرع گذرنامه در اختیار داشته باشند.» هرچند با نگاهی گذرا به قوانین زن ستیز جاری در ایران امروز، عدم نیاز به اجازه کتبی ولی برای دریافت گذرنامه برای زنان مجرد کمی عجیب به نظر می رسید، منوط کردن امکان عبور زنان از مرزها به اجازه ولی قهری یا حاکم شرع گامی بلند در محدود کردن بیش از پیش زنان و سلب حق آزادی حرکت آنها به عنوان یکی از بنیادی ترین حقوق بشر است.

حکومت تمامیت خواه زن ستیز، در همین ماه های اخیر با ارائه و اجرای طرح های تفکیک جنسیتی و سهمیه بندی های جنسیتی در رشته محل های دانشگاهی، استراتژی های افزایش جمعیت با محدود کردن دسترسی به وسایل و روش های پیشگیری از بارداری، تشویق و ترغیب برای ازدواج در سنین پایینتر، شرط تأهل برای استخدام در سازمان های دولتی و آیین نامه پوشش بازیگران ایرانی در خارج از مرزها و… تلاش دارد با کاهش تنوع راه های پیش رو زنان را به انتخاب اجباری نقش مادری و همسری وادار کند. هر دو این نقش ها، خود قابل ستایش و محترم است، به شرطی که در فرآیندی سالم انتخاب شده باشد!

هرچند تأثیر این قانون مستقیماً در زندگی زنانی که در طول این سالها در دانشگاه ها تحصیل کرده اند، شاغل شده اند و از استقلال مالی کامل یا نسبی برخوردارند، توان سفر کردن یا مهاجرت به سایر کشورها را دارند حس می شود، اما زنگ خطر بزرگی برای محدودیت هاییست که از نگاه مردسالار سرچشمه می گیرد و زنان را روز به روز بیش از پیش نیازمند اجازه و قیومیت مردان می کند. هرچند ممکن است این اجازه خواستن از یک مرد، قدرت دادن به مردها تلقی شود، مسوولیت های نادیده گرفته شده که به اجبار بر عهده مردان گذاشته می شود را نباید از یاد برد که این نه یک حمله به زنان، که حمله ای به مردان نیز هست!  مردانی که تنها به حکم جنسیت از جانب حکومت به ایفای نقش «پاسبانی» از زنانی گماشته می شوند که حداقل تا سن ۴۰ سالگی، ناقص العقل و نیازمند به قیومیت هستند.

حکومتی که می خواهد زنان را، تمام و کمال در حصار آنچه می اندیشد حبس کند، فکر و دانش زنان را محدود کند، بدن آنها را از باروری تا پوشش کنترل کند و این بار، رفت و آمد آنها را به خارج از مرزهای «اسلامی» هم بیش از پیش کنترل کند. حالاعلاوه بر فرار مغزها، روزنه هایی که فرار زنان را از اختناق میسر می کرد، یک به یک بسته می شود مبادا باد در موهای زنی ایرانی، که اجازه اش یا دست قیم و یا حاکم شرع است، بوزد!

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large