Skyscraper large

«ما» و تجربه «دیگران»

کامیار بهرنگ

بسیاری از تجربه های جامعه ی مدنی در جهان می توانند مدل بسیار مناسبی برای آینده ما باشند. اما توجه به این موضوع که هیچ موضوعی نمی تواند موضوع مشخص ‘ ما ‘ باشد، باید به عنوان الگو در نظر گرفته شود. باید در نظر داشت که کنگره ی ملی آفریقای جنوبی و جنبش تحریم کالاهای انگلیسی در هندوستان دو تجربه ی بی بدیل اما غیر قابل مقایسه با یک مبارزه ی ضد دیکتاتوری هستند.

تجربه ی ملل می تواند راهی باشد برای آنکه حداقل امید را در خود زنده نگه داریم تا بدانیم که ‘”آنها” توانستند، پس “ما” نیز می توانیم. در این راه باید جنبه های همگون مبارزه های مدنی را در یابیم و در یک تراز مشترک با “حال” خویش قرار دهیم، در این روش می توانیم با استفاده از آن تجربه های پیروز به یک مدل درونی و بومی برای حال حاضر دست یابیم و با گسترش آن، امید پیروزی را بالا بریم. نقاط موفقیت آنها می تواند نقطه ی شروع باشد و پیروزی های آنها می تواند آغاز یک راه باشد؛ این تجارب البته قابلیت یکسان پندارى ندارند؛ اما به هر سو می توان و باید با پرداختن به دلایل پیروزی های جنبش های اجتماعی و البته شکست های آنان و با پیدا کردن نقاط مشترک، به تقویت “ما” پرداخت.

شاید در این میان تجربه های “هندی” و الگوى گاندی بسیار مطرح باشند اما ارجاع به تجربه ی مبارزات در آفریقای جنوبی و مبارزه با تبعیض نژادی می تواند اندکی به تجربه ی ما در مبارزه با دیکتاتوری نزدیک باشد.

یکی از مهمترین دلایل طرح مباحث ‘ تجربه های ملل ‘ نه طرح مباحث تئوریک و نه ایجاد یک فضای گفتمانی – فکری است، بلکه ایجاد یک فضای جستجوی تجربیات خرد و یافتن راه های ابتکاری برای مبارزه های مدنی است.

برای مثال هم می توان به برخی تجربه های خرد در کنگره ملی آفریقا اشاره کرد؛ جستجوی اطلاعات میدانی را مى توان از مهمترین عوامل پیروزی این کنگره دانست. این اطلاعات به سود تحلیل های سیاسی – اجتماعی ماست تا بتوان آن را به واقعیت نزدیک تر کرد. این اطلاعات به ویژه برای فعالان خارج از کشور می تواند ضرورت کار باشد، این ضرورت به عنوان یک پل رابط میان جامعه ی آزاد فکری و فضای بی فشار سیاسی از یکسو و جامعه ى گرفتار انسداد و دیکتاتوری از سوى دیگر است.

چاره ى این نگرانى که «امکان کار میدانی در جوامع دیکتاتوری وجود ندارد» بازگشت به ابتکار و تجربه دیگر کشورهاست؛ مى توان این تحقیقات را پیرامون مسائل قانونی و مورد تایید حاکمیت و سوژه هایى که پرداختن به آن هزینه امنیتى و سیاسى ندارد آغاز کرد و در حاشیه ی آن به آگاهی رسانی پرداخت.

“کار سیاسی باید از طریق آگاه‌سازی آغاز شود”؛ با آگاه سازی و دستیابی به نقاط حساس واقعی در جامعه می توان آن نقاط را پررنگ تر کرد و آن را به عنوان مطالبه های حداقلی از لایه ی میانی به لایه های پررنگ اعتراض و تبدیل آن به “مطالبه” پیگیرى کرد.

این تغییر ۲ وجهه ی مثبت دارد اول اینکه می تواند ما را در کنار مطالبات واقعی مردم قرار دهد و از سوی دیگر مطالبات حداقلی را به پیروزی نزدیک و این حس که “ما میتوانیم” را تقویت و زنده می کند. باید به این مهم هم توجه داشت که ‘توان’ ما در ‘امید’ ماست.

میر حسین موسوی نیز رمز زنده نگاه داشتن امید و خروج از نگاه غیر واقعی را تنها مبارزه برای دستیابی به آن خواسته ها می داند. او در بیانیه‌ی ۱۱ خود همزمان با اعلام راه سبز امید، جنبش سبز را باز آفرینی امیدی می داند که در اثر دور شدن حاکمیت از آرمان های اصیل انقلاب تبدیل به یاس شده بود. 

او مسیر راه سبز امید را مسیری تازه تولید نمی داند بلکه آنرا ادامه ی تمام آن راهی می داند که پیش از انتخابات شکل گرفته است و در آن مردم به امید تغییر و اصلاح با روحیه ی بالایی به میدان آمدند و در جایی این مبارزه را تمام مسیر نمی داند، چرا که اگر چنین بود جنبش به آفتی دچار می شد که با هر پیروزی بر آن غره می شد و یا با هر شکستی ، تمام مسیر را تمام شده می دانست. از همین روی او برای مسیر مبارزه، از واژه ی ‘ راه ‘ و برای آنچه همه ی ما را به یکدیگر پیوند بزند از ‘ راه سبز امید ‘ نام می برد. ‘ ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large