Skyscraper large

بازخوانى مسأله حجاب در ایران

عکس از خبرگزاری فارس

علی آزادان

یکی از فراگیرترین مطالبات اجتماعی امروز جامعه ایران مسالهء پوشش اختیاری و آزادی حجاب است. آزادی پوشش و حق انتخاب نوع زندگی از حقوق اولیه و خدشه ناپذیر شهروندی است. حقوقی که نه تنها دولت‌ها مجاز به محدود کردن آن نیستند بلکه باید حافظ آن باشند. بسیاری معتقدند که حق انتخاب پوشش جزو آزادی‌های فردی است و این هیچ ارتباطی با فرهنگ یا مذهب هم ندارد. متاسفانه هیچگاه یک نظرسنجی آماری قابل استناد و معتبر که نشانگر میزان موافقان و مخالفان آزادی پوشش در ایران باشد منتشر نشده است اما مشاهدات عینی و فردی گواه بر اهمیت پرداختن به این موضوع میباشد. جدای از اینکه تا چه حد جامعهء شهری-روستایی و مدرن-سنتی ایران در تقابل با یکدیگر در برخورداری از این حق اولیه شهروندی قادر به تحمل و مدارا با یکدیگر هستند، اجباری بودن پوشش خود منجر به تغییرات رفتاری مشهودی در رفتار جامعهء ایران بخصوص در دو دههء گذشته شده است. بطور مثال افزایش جراحی های زیبایی صورت، تغلیظ آرایش و یا رواج انواع مدهای لباس منطبق به عرف متداول فعلی جامعه ایران از آن دست هستند. 

اما آیا براستی غالب جامعه ایرانی پس از سه دهه فشار و سرکوب و محدودیت و القای عادتهای اجتماعی، در رویارویی با آزادی پوشش ظرفیت رفتارهای طبیعی و فارغ از افراط و تفریط را دارد؟ این خود یکی از تردیدهایی است که میتواند آزادی ناگهانی پوشش در ایران را در کوتاه مدت به معضلی اجتماعی بدل کند. آیا آزادی فوری پوشش بدون زمینه سازی و آموزش خود میتواند چالشی برای اجتماع باشد یا نه؟  بسیاری از ایرانیان خارج از ایران هنوز هم در کشورهای آزاد نتوانسته اند یا نخواسته اند از چهارچوب و قیود متداول فرهنگی داخل ایران خارج شوند و بسیار دیده شده است که برای پوشش خود یا همسر خود در محیط های عمومی مثل کنار دریا یا استخر و در حضور یک ایرانیِ آشنا یا غریبه همچنان مردد و ناراحت خواهند بود حال آنکه در رویارویی با افراد خارجی و بیگانه بسیار راحت تر عمل میکنند. بسیاری از ایرانیان حتی اگر خود به حجاب اعتقادی نداشته باشند همچنان به دلیل یک عادت طولانی و تحمیلی، توان عبور از حدود و قیود تعریف شده در بافت سنتی را ندارند. این موضوع از نظر جامعه شناسی میتواند حائز اهمیت و قابل بررسی باشد که تا چه حد در جامعهء داخل ایران و در صورت آزادی پوشش، مردم پذیرای این تغییر هستند و تا چه حد امکان بروز مشکلات جدید در جامعه وجود خواهد داشت. برای گذار از این مرحله چقدر زمان لازم است و چه آموزشها و کنترلهایی از سوی نهادهای حکومتی-اجتماعی الزامی است. آیا صرف بازگشت حق انتخاب در پوشش میتواند سلامت اجتماعی ایجاد کند یا خود مزید بر مشکلات جامعه خواهد شد؟ 

نگاهی تاریخی به پوشش زنان در ایران باستان نشان میدهد که پوشش ایرانیان بنا به شرایط متعددی همیشه سبک و سیاق مخصوص خود را داشته‌ است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که در دوره‌های مختلف تاریخی پوشش تمام بدن زنان و مردان ایران یک حقیقت بوده‌ و هیچگاه فرهنگ برهنگی در ایرانیان رایج نبوده است. هرچند این پوشش کامل و آراسته همراه با تزیینات زنان در ایران را باید از پوشش چادر سیاه اسلامی متفاوت دانست اما همچنان زمینه های فرهنگی برای پذیرش این نوع پوشش اسلامی نیز وجود داشته است. 

 برخی معتقد هستند که فرهنگ پوشش کامل به نوعی ریشه در بوجود آمدن حجاب در سایر کشورها است. به هر حال آنچه مسلم است وجود پوشش کامل برای زنان در فرهنگ ایرانیِ ماقبل اسلام نیز وجود داشته است. ویل دورانت معتقد است نقش پوشش و حجاب زنان در ایران باستان چنان برجسته‌است که می‌توان ایران را منشاء اصلی پراکندن حجاب در جهان دانست [۱] . دایره‌المعارف لاروس نیز به وجود حجاب زنان در ایران باستان اشاره می‌کند [۲]. برای نمونه در جنگ‌ها بانوان مبارز ایرانی پوششی همچون مردان می‌پوشیدند که گواه این سخن جنگ سهراب با گردآفرید است که تا زمانی که کلاهخود از سر گردآفرید نیفتاده‌بود، سهراب به زن بودن او پی نبرده بود. زرتشت نیز در کتاب یسنا بر عفت سرشتین در کنار پوشش ظاهری پافشاری کرده‌است. بر پایهٔ آنچه موبد «رستم شهرزادی» گفته‌است، پوشش زن باید به گونه‌ای باشد که حتا یک تار موی او نیز آشکار نگردد. در خرده اوستا، چنین آمده‌است: «همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را می‌پوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می‌کنیم» 

کوروش نیکنام دارای دکترای فلسفه زرتشت و نماینده سابق زرتشیان در مجلس ایران در پاسخ به این سوال که “آیا در اوستا قانون حجاب برای زن وجود دارد” پاسخ میدهد:

زن و مرد در تاریخ ایران باستان همواره با پوشش مناسب و زیبا در کنار یکدیگر زندگی کرده‌اند و این قانونی در اوستا نیست.

وی می افزاید واژه حجاب در فرهنگ واژگان پارسی نیست، اگر پرسش شما در مورد پوشش بانوان است. در ایران باستان زنان ومردان را هیچگاه برهنه نمی‌بینیم، نسبت به محل زندگی، آب وهوا وشیوه کار و زندگی هر شهر و روستا پوشش‌های گوناگونی وجود داشته که نمونه آن را هم اکنون در پوشش زنان گیلکی، مازندرانی، کرد، لر، بلوچ، بختیاری، اقوام دیگر و زرتشتیان مشاهده می‌کنیم. از ویژگی‌هایی که در اینگونه پوشش‌ها به شکل یکسان وجود دارد دو چیز است، نخست اینکه این پوشش‌ها با رنگ‌های طبیعت همگون است یعنی رنگ‌های سرخ، سبز، ارغوانی، زرد ودیگر زنگ‌ها در پوشش آنان بوده وکمتر از رنگ‌های تیره به ویژه سیاه استفاده می شده چون باور داشتند رنگ‌های کبود، افسردگی آور وغم انگیز است. دوم اینکه در همه پوشش‌ها دستان زن و مرد برای انجام کارها به ویژه برای کشاورزی آزاد بود، نمونه پوشش‌ها را در اقوام لر، کرد، بلوچ، گیلکی و… می توان یافت [۳]. در کتاب دینی زرتشتیان اوستا و گات‌ها لباس یا کیفیت خاصی برای حجاب زنان واجب نشده‌است و قانون نامه‌ای وجود ندارد که زرتشتیان را ملزم به پوشانیدن سر و موی خود کند. 

یکی از احکام اسلامی حجاب یا پوشش برای مردان و زنان است که به عنوان یکی از نمادهای بسیاری از جوامع اسلامی تبدیل شده است. آن‌چه امروزه بطور عام به عنوان حجاب مصطلح است، پوشاندن مو (به طور خاص) و سایر اعضای بدن به جز صورت و دو دست (و گاهی دو پا) توسط زنان مسلمان غیر برده در برابر مردان نامحرم شمرده می‌شود.برخی حکومت‌های اسلامی رعایت حجاب را در کشور خود اجباری اعلام کرده‌اند از جمله میتوان به عربستان سعودی، ایران، سومالی اشاره نمود.  

بعدازانقلاب ۵۷ در ایران، طرح حجاب اجباری توسط نظام تازه‌ تاسیس جمهوری اسلامی، مخالفت برخی صاحب‌نظران را برانگیخت. برای نمونه آیت الله محمود طالقانی به موضع‌گیری علیه اجباری شدن پوشش سر برای زنان در ادارات دولتی که توسط آیت الله خمینی مطرح شد پرداخت. روزنامهٔ اطلاعات به نقل از وی در شماره ۲۰ اسفند ۱۳۵۷ نوشت:

“حتی برای زن های مسلمان هم در حجاب اجباری نیست چه برسد به اقلیت های مذهبی… ما نمی گوییم زنها به ادارات نروند و هیچ کس هم نمی‌گوید…زنان عضو فعال اجتماع ما هستند…اسلام و قرآن و مراجع دین میخواهند شخصیت زن حفظ شود. هیچ اجباری هم در کار نیست. مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون زنان ما چگونه زندگی می‌کردند؟ مگر چادر می پوشیدند؟… کی در این راهپیمایی ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟ این ها خودشان احساس مسئولیت کردند. اما حالا اینکه روسری سر کنند یا نکنند باز هم هیچکس در آن اجباری نکرده است.” 

هرچنددر آن دوران مخالفان و موافقان حجاب اجباری با توسل به دلایل و برهان‌هایی به بحثهایی پرداختند، نهایتا تبادل نظر به راهکار اخذ تصمیم نشد و حجاب در ایران به زور اجباری گشت و به اعتراض زنان توسط افراد لباس شخصی و طرفداران حجاب حمله شد. از سال ۱۳۵۷طبق دستور آیت الله خمینی ورود زنان بدون حجاب به ادارات دولتی ممنوع شد و درسال ۱۳۶۳ با تصویب قانون مجازات اسلامی در مجلس شورای اسلامی ایران عدم رعایت حجاب در معابر عمومی موجب حکم حد شرعی ۷۲ ضربه جاری شد. گاه افراد بدحجاب دستگیر به جریمه نقدی محکوم شدند. 

 امروزه نیز همچنان برخی از روشنفکران دینی از جمله احمد قابل و محسن کدیور نگاهی دیگر به مساله حجاب دارند [۴] و [۵]. اما هنوز این دیدگاهها در نظام حکومتی ایران مورد توجه قرار نگرفته اند. 

 از سوی دیگر کشف حجاب در ایران که آن نیز گونه ای دیگر از اجبار در پوشش بود، به بخشی از دوران رضاشاه پهلوی گفته می‌شود که طبق آن زنان و دختران ایرانی از استفاده از چادر، روبنده و روسری منع شدند. اگرچه نخستین نشانه‌های کشف حجاب را می‌توان در دربار ناصرالدین شاه قاجار و در محافل خصوصی و روشنفکری یافت، رسمیت پیدا کردن آن به حکومت رضا شاه باز می‌گردد. در دوران قاجار، سفرهای شاه به اروپا و مشاهدهء عینی وضعیت پوشش زنان اروپایی در دربار تأثیر به سزایی داشت. به مرور زمان موضوع «کشف حجاب» در قالب تجدد خواهی به محافل روشنفکری و اشعار شعرا نفوذ کرد و درمطبوعات منعکس شد. اولین زنی که در ایران و در عرصه عمومی کشف حجاب کرد زرّین تاج ملقب به طاهره و قره العین بود. تا زمان کشف حجاب و شروع تغییرات پر دامنه مدرنیسم رضاشاهی ، نمونه‌ای یافت نمی‌شود که زنان ایرانی و حتی بانوان درباری ، سر برهنه و بی حجاب در ملأ عام ظاهر شوند مگر قره العین که او را تا قبل از گرایش به سید علی محمد باب، وی را به عالمه و فاضله و شاعره بودن می‌ستودند. 

 کشف حجاب در ترکیه که رضا شاه به پیروی از آتاتورک قصد اقدامات مشابه در ایران داشت، بصورت اختیاری بود و نه اجباری و شاید همین مورد یکی از اشتباهات رضا شاه بود که منجر به بروز اعتراضات و مقاومت بخش سنتی-مذهبی جامعه شد. همانطور که گفته شد کشف حجاب در ترکیه اختیاری بود و علاوه بر آن آتاتورک فعالیت‌های برنامه‌ریزی شده و تبلیغات محتاطانه‌ای برای تشویق زنان به برداشتن حجاب اجرا می‌کرد. مثلا می‌گفت: “خودتان را به جهان نشان دهید و رودررو به جهان بنگرید.” 

اما رضاخان این کار را عملا با دیکتاتوری و زور انجام داد و به طور ناگهانی حق انتخاب را از زنان گرفت و هیچ روند جامعه‌پسندی برای این کار طی نشد. بخشی از زنان که مسن‌تر و مذهبی تر بودند و احساس برهنگی می‌کردند به انتخاب خود یا به زور مردانشان در خانه محبوس شدند و در نتیجه از عرصه ی عمومی و جامعه حذف شدند. نخستین شایعات پیرامون قانون جدید، هنگامی پخش شد که رضاشاه تحت تاثیر اصلاحات دموکراتیک در افغانستان قرار گرفته بود و امان‌الله خان و ملکه ثریا، شاه و ملکه افغانستان در سال ۱۳۰۸ به ایران آمدند. ملکه افغانستان بی‌حجاب بود و جنجالی در میان روحانیون ایران برانگیخت. آنان از رضاشاه خواستند ملکه افغانستان را در ایران مجبور به داشتن حجاب کند اما رضاشاه که شیفته این چنین پوشش گشته بود نپذیرفت. در همین زمان شایعاتی درباره تصویب قانون منع حجاب پخش شد. رضا شاه پس از تنها سفر خارجی‌اش به ترکیه در ۱۲ خرداد ۱۳۱۳، تحت تأثیر اقدامات غربگرایانه آتاتورک قرار گرفت. در این دوره نیز شایعاتی درباره ممنوعیت حجاب در مدرسه‌های دخترانه پخش شد، ولی قانونی در این راستا تصویب نشد. رضا شاه ترجیح می‌داد که مردم لباس متحدالشکل بپوشند، مردان کلاه پهلوی به سر گذارند و نسبت به تقیدات دینی در زمینه حجاب سستی نشان دهند. رضا شاه که شدیداً تحت تأثیر بی‌حجابی زنان ترکیه قرار گرفته بود، این مسئله را پس از یک سال از گذشت سفر به ترکیه در آذر ۱۳۱۴ به محمود جم «رئیس‌الوزرا» چنین بازگو کرد:

“نزدیک دو سال است که این موضوع سخت فکر مرا به خود مشغول داشته‌است، خصوصاً از وقتی که به ترکیه رفتم و زن‌های آنها را دیدم که «پیچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش به دوش مردهایشان در کارهای مملکت به آنها کمک می‌کنند، دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمده‌است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است. درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نیشتر زد و از بینش برد.” 

از این رو بخشنامهٔ کشف حجاب جهت تصویب رضاشاه در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۱۴ از طرف رئیس‌الوزرا به دربار فرستاده شد تا در آغاز دی‌ماه فرمان اجرای غیر رسمی قانون کشف حجاب به تمام ولایات ایران ارسال گردد. رضا شاه در ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ طی جشن فارغ‌التحصیلی دختران بی‌حجاب در دانشسرای مقدماتی رسماً بر کشف حجاب تاکید کرد. 

در سال ۱۳۲۰ که رضاشاه ایران از ایران تبعید شد اجرای قانون کشف حجاب سریعا فراموش شد. هرچند وزارت فرهنگ حکم داد از ورود زنان محجبه به دانشگاهها جلوگیری شود و معلمان زن در مدرسه‌ها و استادان زن در دانشگاه‌ها مجبور شدند بی حجاب به کلاس درس بروند و نیز در تهران و سایر شهرها دختران دانش‌آموز و زنان به خاطر نداشتن حجاب مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. اما به هر حال وضعیت حجاب و پوشش در دوران محمد رضا شاه شکل اجباری خود را از دست داد و در شهرها و محله های مختلف بیشتر این عرف فرهنگی بود که نوع پوشش زنان و حتی مردان را تعیین میکرد. 

 و سرانجام امروز به جایی رسیده ایم که نوع پوشش افراد به شدید ترین شکل ممکن تحت کنترل، نظارت و اجبار حکومت است و گویا این “حق مسلم ما” مبدل به آخرین یا حتی اصلی ترین سنگر دفاعی حاکمیت برای سرکوب و حکومت بدل شده است. چرا که هرگونه تغییر تدریجی و آنی در نحوه ی کنترل حجاب اجباری میتواند منجر به تبعات و حرکتها و حتی جنبشهای گوناگون دیگر در نهادهای مختلف جامعه شود زیراکه بسیاری از سایر فشارها و سرکوبهای اجتماعی-فرهنگی-سیاسی در ایران از طریق کنترل حجاب و به این بهانه صورت میگیرد. به همین سبب نگارنده بر این باور است که کنترل و اعمال زور در مقوله ی  حجاب اساساً برپایه و دلایل مذهبی- فرهنگی نبوده و تنها دست آویزی برای اعمال سرکوبهای اجتماعی، کنترل و ایجاد فضای امنیتی-پلیسی در سطح شهرها است. اگرچه آموزش و پذیرش حق انتخاب آزاد در پوشش توسط بخشهایی از جامعه نیز خود مساله ای فرهنگی است که باید توسط فعالین اجتماعی بصورت جدی به آن پرداخته شود. 

 


[۱]-  ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج۲، ص۷۸ و برتراند راسل، زناشوئی و اخلاق، ص۱۳۵. 

[۲]- به نقل از دایره‏المعارف القرن العشرین، ۱۹۲۳. 

[۳]-برای دیدن صفحه مورد نظر اینجا را کلیک کنید. (لینک در صفحه جدید باز می شود) 

[۴]-  احمد قابل:
برای دیدن صفحه مورد نظر اینجا را کلیک کنید. (لینک در صفحه جدید باز می شود) 
برای دیدن صفحه مورد نظر اینجا را کلیک کنید(لینک در صفحه جدید باز می شود) 

[۵]- محسن کدیور (حجاب؛ حد شرعی، حد قانونی) : 
برای دیدن صفحه مورد نظر اینجا را کلیک کنید(لینک در صفحه جدید باز می شود) 

  •  مقاله ارسالى خوانندگان
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large