Skyscraper large

دعایش نکنید، رهایش کنید!

شهاب عموپور

سخنگوی سازمان سینمایی کشور، امروز می گوید: «دعا می کنیم تا گشایشی در جهت ورود ارز دولتی برای تأمین مواد خام از سوی مدیران صورت گیرد تا برای نمایش پروژه های سینمایی به مشکل برنخوریم». 

دیگر همه می دانند و دیگر خبر ش “سیاه نمایی” محسوب نمی شود که: «ذخیره نگاتیو و پوزیتیو موجود در بنیاد سینمایی فارابی، رو به اتمام است». دیگر آشکار است که بحران، به صنعت تولید در سینمای ایران هم وارد شده و به زودیِ زود است که آن را از پا بیندازد و سینماگران را مجبور کند یا در خانه بنشینند، یا به تولید آثار کم هزینه و خنثای تلویزیونی روی آورند و یا به کسب و کاری دیگر مشغول شوند که ربطی به هنر و سینما نداشته باشد. 

سینما با “حلقه ی سلونوئید” شروع شده و در سیر تکامل خویش از نگاتیوهای ۸ و ۱۶ به ۳۵ و حتی ۷۰ میلیمتری رسید که آخری به جز در مواردی خاص، چندان استفاده نمی شد و بعد در انقلابی که صورت گرفت، پای صنعت دیجیتال و تراشه های کامپیوتری در میان آمد؛ و اما اکثر سینماگران خبره ی دنیا، گرایشی به صنعت دیجیتال نیافتند، چراکه فکر می کردند آنچه از زندگی با رعایت عمق میدان و رنگ و نور و حس و حال و … بر روی نگاتیو قابل به ضبط و انتقال به تماشاچی ست، از طریق دوربین های دیجیتالی امکان پذیر نیست و بدلی می نماید. 

سینمای ایران، بعد از ورود صنعت دیجیتال نیز همچنان بخش عمده ای از تولیدات سالیانه اش، با همان روش ضبط بر روی نگاتیو انجام می شود و نگاتیو هم که تولید خارج است و بسیار گران، با کمک های دولت به صنعت سینما در زمره ی کالاهایی قرار می گیرد که از سوبسید برای خرید و ارائه برخوردارند و سینماگران با عنایت به این قضیه، می توانند از سهمیه ی نوبت بندی شده بهره گیرند تا هزینه ی تولید فیلم شان، سر به فلک نزند. برخی نیز، از همان ابتدا به سمت صنعت دیجیتال چرخیدند که هم فرآیند تولید در صحنه ی آسان تری داشت و هم هزینه هایی بسیار کمتر و آزادی عمل بسیار بیشتر، برای برداشت های مکرّر و پوشش خطاها. اما با وجودِ آن، بازهم عمده ی تولیدات با نگاتیو وارداتی انجام می شد و انبارهای بنیاد سینمایی فارابی، نه پُر، اما خالی از نگاتیو هم نبودند، تا امروزِ روز که رییس بنیاد ش اقرار داشته است: «موجودی انبارها رو به پایان است و تا چند ماه دیگر بیشتر جواب نمی دهد» و معنای آن هم این است که سینماگران، دیگر نیازی به ثبت نام و در نوبت قرار گرفتن برای دریافت سهیمه ی نگاتیو نخواهند داشت، چون اصلا نگاتیوی وارد نخواهد شد. مگر این که دعای “سعید رجبی فروتن” سخنگوی سازمان سینمایی مستجاب شود و ارز دولتی دوباره به سینما برگردد، ارزی که بر اثر تحریم ها و متوقف شدن مبادلات با بانک های جهانی، آن قدر نایاب شده که حتی به دارو و مواد اولیه ی برخی صنایع غذایی هم تعلق نمی گیرد، چه رسد به هنری چون سینما که دست و پا گیرِ مسئولان ارشد حکومت هم هست و سال ها ست که قصد تعطیلی اش را دارند. 

“جواد شمقدری” رییس سازمان سینمایی کشور و اول شخصِ صاحبِ تصمیم در سینمای ایران، بنا را بر آن گذاشته تا در صورت فراهم نشدن ارز مورد نیاز، صنعت سینمای دیجیتال را جدی تر بگیرند و تولیدات سینمایی همگی با دوربین دیجیتال انجام شوند و بعد، تکنولوژی امکان پخش فیلم در سینماهای کشور نیز به دیجیتال تغییر یابد (هم اکنون بر حسب آمار مسئولان سینمایی، ۲۵ درصد از سینماهای کشور از چنین قابلیتی برخوردارند) و دیگر کسی را با خارج و نگاتیو و عمقِ میدان، کاری نباشد. همگیِ فیلمسازان، دنیا را بی عمق؛ و تخت ببیند و تخت بگیرند و تخت بیاورند و در سالن های سینما به صورتی تخت؛ بر مردمی که با خیال تخت بر روی صندلی ها نشسته اند، نمایش بدهند و مسئولان نیز تخت شان بر بخت. فقط یک نکته نامعلوم است که: مسئولان سینماییِ بر سر کار در ایران، در طول این سال ها، توانسته اند چند سالن سینمایی تأسیس کنند و توانایی های خود را به رخ بکشند، تا هم اکنون امید باشد که می توانند  در فرصتی اندک، کلّ سینماهای کشور را به قابلیت پخش دیجیتال مجهّز سازند؟ 

هنوز نگاتیو تمام نشده و اما با عملکرد مسئولان، آمار تولید فیلم سینمایی به نحو چشمگیری در این سال ها کاهش یافته. هنوز ارز دولتی تمام نشده و اما با عملکرد مسئولان، آمار فیلم های توقیفی به شدت بالا رفته. هنوز بودجه ی سینما در حسابِ آن جاری ست و اما بزرگترین اختلاس دولتی در تاریخ سینمای ایران، توسط یکی از مشاوران آقای شمقدری یعنی “بابک خانیان” که سینماگران غیرِ خودی را فتنه گر می دانست، انجام شده. هنوز انبارهای فارابی نگاتیو دارند و چند فیلمی در حال تولید اند، از همان فیلم هایی که بازهم ممکن است توقیف شوند. از همان ها که در زمان آقایان شمقدری و سجادپور و فروتن و خانیان تولید شدند. از همان ها مثل “زندگی خصوصی” و “خرس” که توقیف شدند، مثل “پل چوبی” و “من مادر هستم” که تحریم شدند. از همان ها که “فرهاد اصلانی” بازیگر، برای نقش آفرینی در دوتای اولی شان، همین کمتر از یک سال پیش و در جریان جشنواره ی فیلم فجر، موفق به دریافت “سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد” شد؛ اما الان نمی داند که فیلم های جایزه ی بُرده و توقفیف شده ی خود را در کدام سینمای کشور می تواند به تماشا بنشیند! 

سخنگوی سازمان سینمایی کشور “دُعا” می کند که در جهت تأمین ارز و تولید و نمایش آثار سینمایی، ارزِ لازمه تخصیص یابد. 

مسئولانی که در جشنواره هایِ خودشان به بازیگری برای نقش آفرینی در دو فیلم، جایزه ی بهترین می دهند و بعد هر دوی آن فیلم ها را توقیف می کنند را، دعا می کنیم. باشد! ما نیز، شما و این سینمای تان را دعا می کنیم آقای رجبی فروتن؛ اما درعوض، شما هم این سینما را رهایش کنید. لطفا!

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large