Skyscraper large
اقرار قرائتی سبز

برگ پنجم : رامین پرچمی

مهرانه رضایی‌فر

زاده ۲۷ شهریور ۱۳۵۲ در خطه سرسبز شمال ایران و شهر لاهیجان، در خانواده ای فرهنگی و از طبقه متوسط است. وی که کارشناسی ارشد کارگردانی و بازیگری تئاتر را داراست، فعالیت خود را در تلویزیون و سینما به طور هم زمان آغاز کرد. سریال “در پناه تو” که از مولفه های جذب مخاطب به خوبی بهره برده بود، باعث معرفی وی و جمعی دیگر از بازیگران، به عرصه هنر شد و با نقش آفرینی در فیلم “ضیافت” ساخته ی مسعود کیمیایی، کارگردان مولف و صاحب سبک، نام خود را بر سر زبان ها انداخت.

رامین پرچمی، علاوه بر فعالیت در زمینه بازیگری، کارگردانی فیلمی کوتاه را هم در کارنامه کاری خود دارد. و علاوه بر آن، برای مدتی هم سردبیری “هفته نامه فرهنگی – هنری نقش آفرینان”، به مدیر مسئولی شکوه جیرودی را بر عهده گرفت.

وی در اعتراضات مردمی جنبش سبز در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ که به دعوت میرحسین موسوی و مهدی کروبی، برای حمایت از اعتراضات مردمی تونس و مصر برگزار شده بود، شانه به شانه مردم به خیابان آمد. در جریان همین راهپیمایی بود که ماموران لباس شخصی، او را شناسایی کرده و تذکر دادند که محل تجمع را ترک کند اما پس از مواجه شدن با مقاومت وی، او را بازداشت کرده و با خود بردند.

رامین پرچمی پس از دو ماه زندانی بودن در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات و سلول انفرادی، عاقبت با انتقال به دادگاه انقلاب، و محکومیت به یک سال حبس تعزیری، به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد. منابع حقوق بشری گزارش داده بودند که وی با دستبند و محاسنی بلند و ظاهری نه چندان مناسب، به همراه چندین مامور به دادگاه برده شد و از سوی شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب، به ریاست قاضی اسلامی، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی، اقدام به فیلم‌برداری و نیز اخلال در نظم عمومی محکوم شد.

این در حالی است که اعلام این خبر، حتی از سوی رسانه های اصولگرا هم با تحریف مواجه شد و آقایان تلاش عبث و بیهوده ای را آغاز کردند که حتی منکر حکم قضایی اعلام شده از سوی دستگاه دولتی شوند و محکومیت پرچمی را به دلایل واهی قاچاق مواد مخدر وصل کنند. در همین راستا خبرگزاری بولتن نیوز نوشت : «رسانه‌ها و سایت‌های ضد انقلاب، هر از چند گاهی بهانه‌ای پیدا می‌کنند تا به وسیله‌ی آن به جمهوری اسلامی تاخته و آن را محکوم کنند. چند روز پیش بنگاه خبرپراکنی بی‌بی‌سی فارسی – وابسته به دستگاه جاسوسی جزیره انگلیس – و برخی از سایتهای خبری ضد انقلاب به دروغ ادعا کردند رامین پرچمی، که یکی از بازیگران سینما و تئاتر کشور است بدلیل شرکت در اعتراضات پس از انتخابات و اقدام علیه امنیت ملی به زندان محکوم شده است.

به موازات پخش این خبر موجی از اعتراضات علیه دستگاه قضایی و امنیتی کشور صورت گرفت. اما پی‌گیری‌های خبرنگار بولتن نیوز از مراجع ذیربط و موثق، حاکی از دروغ بودن این خبر دارد و او نه به دلیل شرکت در اعتراضات، که به جرم قاچاق مواد مخدر دستگیر شده و در حال حاضر مشغول سپری کردن دوران محکومیت خود در زندان است»

جمعی از جوانان اصلاح طلب که مبتکر نام گذاری روزهای ماه رمضان به نام اسرای جنبش بودند، دوازدهمین روز ماه میهانی خدا، مصادف با بیست و یکم مرداد سال ۱۳۹۰ را به نام رامین پرچمی، عبدا… مومنی و مهدیه گلرو نام گذاری کردند و این چنین شهامت و ایستادگی اینان را ارج نهادند.

پس از عید فطر و در پی آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی، خبر آزادی این هنرمند به اطلاع خانواده اش رسید و آنان در چند شب متوالی با حضور در مقابل زندان اوین، به انتظار این بودند که آزادی وی را جشن بگیرند، اما در اقدامی عجیب و به سنت همیشگی بازی های روانی حکومت، در نهایت نه تنها وی از زندان آزاد نشد، بلکه برای گذراندن دوران یک ساله حبسش به زندان لاهیجان منتقل گشت. عاقبت مرداد ماه سال ۱۳۹۱، با پایان یافتن دوران محکومیت، رامین پرچمی از زندان آزاد شد و به آغوش خانواده ای بازگشت که داغدار مرگ پدر و مادر بود.

هر چند که با گذشت سه ماه از آزادی، وی هنوز لب به سخن نگشوده و سکوت معناداری را برگزیده، اما از جریان گفتگویی که یکی از نزدیکان پرچمی با روز آنلاین، در هنگام حضور وی در زندان داشته، این طور برمی آید که روحیه بالایش مثال زدنی بوده و حتی باعث قوت قلب به دیگر زندانیان در بند شده بود. خودش در یکی از ملاقات ها عنوان کرده : «از این مساله حس خوبی دارم.  وقتی آمدم، کسانی که از مدتها پیش اینجا هستند، چون اخبار به داخل زندان نمی رسد، این حس را داشتند که جنبش سرد شده ولی جریان ۲۵ بهمن و دستگیری کسانی مثل من در زندان این حس را در آنها به وجود آورد که جنبش هست و زنده است.»

 در دست خطی هم که برای یکی از هم بندیان خودش در بدو ورود به زندان اوین بر جای گذاشته، روحیه حق طلبی و آزادی خواهی خود را بیش از پیش آشکار ساخت تا نشان دهد قدر و قیمت هنر و هنرمند را، آفتابه و لگن مسی که هیچ، “قلاده های طلا” هم یارای به بند کشیدنش نمی باشند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large