Skyscraper large

و باز هم حجاب

سوده راد

این نوشته شاید به مجموعه ای از بریده روزنامه بماند، ولی تنها بخش کوچکی از حضور پر رنگ « معضل » بدحجابی از دید مسوولان و سردمداران جمهوری اسلامی را در این روزهای اخیر به رخ می کشد.

همین دیروز بود که فرمانده نیروی انتظامی، فرمانده نیروی انتظامی، روز یکشنبه برخورد با ماهواره و بد حجابی را دو معضل اصلی نیروی انتظامی در ایران خواند. اسماعیل احمدی مقدم که در قم سخن می گفت، با اشاره به تقدم اقدامات فرهنگی در موضوع حجاب و عفاف، اضافه کرد « اما نباید ایستاد و منتظر کار فرهنگی ماند.»

همین یک هفته پیش بود که از سویی رییس سازمان امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت:« تدوین آئین نامه رعایت حدود حجاب بازیگران زن سینما در خارج از مرز های کشور در دستور کار قرار دارد و از سویی دیگر، معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اظهار داشت که: پوشش بهنجار آقایان را باید به گونه‌ای در جامعه نهادینه کرد که اثر وضعی آن در پوشش جامعه دیده شود. معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داده: لباس آقایان باید ساماندهی شود و طرح شناسه یکپارچه سازی مد و لباس ایرانی اسلامی (شیما) در مورد لباس آقایان هم اجرایی شود و لباس‌هایی که شناسه دارند در جامعه رواج پیدا کنند.»

.و همین مهرماه اخیر بود که سید علی خامنه ای، در دیداری در مشهد، اظهار داشت:« بعضى از همین‌هائى که در استقبالِ امروز بودند و شما – هم جناب آقاى مهمان‌نواز، هم بقیه‌ى آقایان الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانمهائى بودند که در عرف معمولى به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد می ریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ى به این اهداف و آرمانهاست».

و البته از این اظهار نظرها کم نیست و شاید معروف ترین آنها متعلق به کسی باشد که خود را رئیس جمهور ایران می داند و در مقابل ده ها ملیون ایرانی، پرسید: «مشکل جوانان ما، مدل موی آنهاست؟»

و از همه مهم تر، همین امروز اعتصاب غدای نسرین ستوده برای احقاق حق ملاقات و در آغوش کشیدن همسر و فرزندانش وارد روز بیست و هفتم می شود، چندروزی بیشتر از یک سال قبل از زندان اوین برای فرزندانش نوشت:

«عزیزانم سالها قبل قانونی تصویب شد که همه‌ی زنان ایرانی را ملزم به استفاده از حجاب شرعی نمود. زنانی که حجاب را قبول داشتند یا نداشتند، این حجاب را رعایت کردند، زیرا اگر رعایت نمی‌کردند طبق قانون مجازات می‌شدند، اما اکنون سخن مسئولان زندان آن است که چون شما اسیر مائید باید از حجابی مضاعف (یعنی چادر) استفاده کنید، در حالیکه نه تنها قانون چنین شرطی را برای حجاب نگذاشته است بلکه حتی زندانیان سیاسی از استفاده از لباس فرم زندان معاف هستند. من به قصد «مقاومت» کاری نکردم. به قصد اجرای قانون در تمامیت‌اش اقدام کردم و از پوشیدن چادر امتناع نمودم. چون نمی‌خواستم خانواده‌ام و به ویژه کودکان خردسالم با مشاهده‌ی چادر اجباری برای مادرشان که چادری نبوده است، بدانند تحت چه فشار روانی و تحقیر آمیزی زندگی می‌کنیم. با خود فکر می‌کردم این کار من که با ظاهری آرام به دیدن خانواده می‌روم، به نفع مسئولان زندان است، زیرا مدام فشار روانی شبانه روزی خود را از خانواده پنهان می‌کنیم اما به هر حال حتی اگر به نفع زندان هم باشد، من هدفی جز اجرای “تمامیت” قانون ندارم» 

حالا برخورد با آنچه بدحجابی زنان – و مردان- نامیده می شود، به «معضل» اول سردمداران تبدیل شده و تاب آنها را طاق کرده انگار. آنقدر که فرمانده نیروی انتظامی رسماً اعلام می کند نمی تواند منتظر کار فرهنگی بماند و خب طبیعتاً منظورش اینست که باید گشت ارشادها و بازداشتگاه های وزرا و تعهدنامه ها را جدی تر کرد و شاید هم بناست برای بدحجابی انواع جریمه ها و محکومیت برقرار شود و این بار تنها زنان قربانیان مستقیم نگاه های خشن و تیز گشت ارشادی ها نیستند. هنوز معلوم نیست آیا واقعاً عزمشان برای بازگشت به دوره آستین کوتاه ممنوع جزم شده یا این که بناست نمایش مد پوشش اسلامی مردانه هم به راه بیفتند و مانکن ایرانی –مرد- هم به صادرات بپیوندد.

هرچند این گفته ها،  نویدی تلخ  از برخوردهایی پر خشونت است، می تواند نشانی از این واقعیت هم باشد که فعالیت های فرهنگی با هدف «هدایت به راه راست » برگزار می شود و می خواهد بدحجابان را خوش حجاب کند فایده ای نداشته است! گویا تعداد کسانی که فرآیند برعکس را طی می کنند، یعنی از خوش حجابی به بد حجابی – به زعم سردمداران – می رسند بیشتر است. این روزها دیگر نسرین ستوده و امثال او که بواسطه آزادی خواهی در زندان ها شب و روز می گذرانند تن به پوشیدن چادر اجباری نمی دهند و برای همین سرپیچی تنبیه می شوند و در ادامه  حق خود و سایر زندانیان را با لغو پوشش چادر می گیرند. زندان برایشان میدان مبارزه ای می شود که آثارش را خارج از زندان هم می شود دید. به زعم همان سیاستمداران دین زده، خاطره نویسی و کمپین و عکس و تومار و… برای نه گفتن به حجاب اجباری هم ابزار دشمن می شود برای سرنگونی آن حکومت «عدل» و هر یک تار موی پیدا، تیری بر قلب حکومتشان! زنده باد حق انتخاب پوشش و زنده باد آگاهی زنان و مردان برای احقاق حق خود. زنده باد هر آنچه موجب شده مبارزه با بدحجابی – و ماهواره-  معضل اول نیروی انتظامی باشد! 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large