Skyscraper large

افقِ سرخ رنگ ایران و ضرورت آمادگى ملّى

علی جلالی

این روزها کشور آبستن اخبار و رویدادهایی است که در طول تاریخ معاصر بی سابقه بوده اند. اخبار و رویدادهایی که گاهى با تهدیدات و برخوردهای جنگ هشت ساله ایران و عراق نیز برابری می کند.

موضوعاتی همچون فروپاشی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، تحریم های شدید نفتی و مالی و از همه مهمتر تهدیدات نظامی از سوی قدرت هایی همچون اسراییل، آمریکا و اروپا، مواردی هستند که این روزها به شکلی فزاینده تیتر رسانه ها و سخنان سیاستمداران کشور و بیگانگان را تشکیل داده اند.

با افزایش فشارها و تهدیدات در یک سال گذشته و ظهور تغییرات جدید در جامعه جهانی، بی شک نیاز کشور به برنامه ریزی و استراتژی دفاعی و بالا بردن نقطه قوت و دفاعی کشور در برابر تهدیدات، یک امر بدیهی به حساب آمده و یکی از اصلی ترین وظایف دولتمردان و سیاستمدارانی است که خود را به عنوان وکیل، ولی و رهبر جامعه و ملت دانسته و مسوولیت حفظ جان و مال مردم و هویت و تمامیت ارضی کشور بر عهده آنهاست.

اگر اتکا به روشهای برنامه‌ریزی مبتنی بر پیش‌بینی، یکی از مهمترین این وظایف است پرداختن به این وظیفه در مقایسه با آنچه که توقع می رود چگونه بوده است؟ آیا این مسوولیت فقط بر عهده مدیران و رهبران ارشد کشور و نظام حاکم است؟ آیا اگر این افراد توانایی و شایستگی این امر را به هر دلیلی نداشته باشند، دیگر افراد همچون روشنفکران، روحانیانِ غیرحکومتى، دانشمندان، اصحاب رسانه های خارجی و اوپوزیسیون و توده مردم باید تسلیم سرنوشت شده و در ورطه سقوط و انحطاط قرار گیرند؟ آیا نباید بخشی از مخاطبانِ نقدها خود مردم باشند تا برای نجات خود و درک افق پیش رو به نزدیکترین و مطمئن ترین راه ها دست پیدا کنند؟

این سوالات و بسیاری دیگر شاید فرصت و مجالی ویژه برای پاسخ طلب کنند، اما به اجمال می توان بخشی از پاسخ ها را در این یادداشت عنوان کرد.

در حال حاضر و با توجه به عملکرد مسوولان به نظر مى رسد که استراتژى و سیاست های فعلی نه تنها جوابگوی نیازهای کشورنبوده بلکه سایه سنگین عدم قعطیت‌ها و ظهور رویدادهای دور از خرد و تأسف برانگیز، وضعیت را به گونه ا‌ی دگرگون کرده که پیش‌بینی آینده در دنیای امروز برای تمامی دلبستگان به آینده ایران، امری مشکل به نظر می‌رسد.

بدون تردید آینده پژوهی و نگاه به افق رویدادها ضرورتی اجتناب ناپذیر است و هم اکنون این فرایند نیازمند مهندسی عاجل و شفاف، با استفاده از تجربیات دیگر ملتها و بررسی بحران های این چنینی و بین المللی است. چه بسا اکنون نیز دیر شده باشد، ولی از آنجایی که جلوی ضرر را هر زمان بتوان گرفت سود است، لازم است تا با احساس مسوولیتی بیشتر، جدا از خواست و اراده دولتی ها و آنان که کار را بیش از پیش بر کشور و مردم آن سخت کرده اند؛ از سوی افراد و اوپوزیسیون های مستقل و روشنفکران رویدادهای پیش رو مورد بررسی قرار گرفته و با ارائه اطلاعات جامع و مستقیم و شفاف، عموم مردم را برای رویارویی با آنچه که موجودیت و هویتشان را به خطر انداخته آماده کرد.

شاید بتوان بارزترین نمونه و خطر آفرین ترینِ آن را تهدید نظامی علیه کشور دانست. در حالیکه اسراییل و برخی کشورهای غربی بر تهدیدات خود افزوده اند، دولتمردان ما در مواردی این تهدیدات را با شعارهای سطحی و کودکانه پاسخ داده و در مواردی که پاسخ های جدی داده اند، وظیفه ی خود را نجات و حفظ نظام حاکم دانسته و گویی مردم و هویت و منافع ملت در هیچ یک از اولویت های امنیتی ایشان جایی ندارد.

در این شرایط، با توجه به خطرات وحشتناکی که کشور را به ورطه نابودی می کشاند، به جرأت می توان گفت که این وظیفه به تک تک افراد جامعه محول شده و لازم است تا مردم با اطلاع رسانی به یکدیگر و برداشتن فشار سانسور، زمینه را برای هوشیاری و احتیاط و دوراندیشی بیشتر فراهم کنند.

در زمانی که اسراییل صحبت از تهدید نظامی می کند، به شکلی جدی شهروندان خود را با اجرای مانورهای پیشرفته و علمی به مسائل دفاعی آشنا کرده و با اجرای مانورهای جدی و اصولی خود را برای یک رویارویی تمام عیار آماده می کند، در کشور ما نه تنها سخنی از آمادگی نیست، بلکه هر سخنى در مورد جنگ باید با سانسور و تحریف به اطلاع مردم برسد. به عنوان مثال می توان به گزارشی که چندى پیش در رسانه ها منتشر شد اشاره کرد که سردار جعفری گفته بود: ” تهدید اسراییل جدی است و دشمنی اسراییل با ایران در نهایت به درگیری فیزیکی خواهد انجامید.” فرمانده سپاه در آن اظهارات که انتقادات زیادی را برانگیخت وقوع جنگ میان ایران و اسراییل را قطعی خواند و گفت که باید برای جنگ آینده آماده شویم. اما از سوی دیگر این اظهارات با انتقاد صریح رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح حسن فیروز آبادی روبرو شده که گفت: “برخی افراد به‌گونه‌ای صحبت می‌کنند که این تصور در بین مردم ایجاد می‌شود که گویی می‌خواهد جنگ شود؛ در حالی که این نوع حرف زدن اشتباه است. وقتی یک فرمانده نظامی حرف می‌زند باید بداند که از صحبت او برداشت سیاسی و امنیتی می‌شود و در صحبت کردن خود باید اینگونه مسایل را محاسبه کند. اظهارات این فرمانده در حالی بوده ما نقاط آسیب‌پذیری آمریکا، اسرائیل و دشمنانمان را شناسایی کرده‌ایم و سلاح مناسب نیز متناسب با این نقاط آسیب‌پذیر طراحی و حوزه نشانه‌گیری و پرتاب خود را نیز مشخص کرده‌ایم.” پس از این انتقادات اما جعفری اظهارات خود را پس گرفت.

هرچند آنچه از این مواضع می توان دریافت این است که این گونه سخن گفتن از دو مقام بلند پایه ی نظامی به وضوح نشانگر نبود استراتژی واحد، سازمان یافته و آینده نگر است که به خودی خود بیش از اصل جنگ خطرناک بوده و این نتیجه از مواضع دیگر قوای سیاسی و نظامی کشور نیز شواهدى دارد.

گویا باید این نکته را به همه افرادی که به شکلی خود را دلسوز ایران و ایرانی می دانند و آنانکه سنگ دفاع از مردم و آزادی و برابری در ایران را سر داده اند یادآور شد، که امروز مسوولیت ایشان بیش از پیش است، چرا که افراد متکی بر مسند قدرت در کشور نشان داده اند که هیچ دغدغه ای برای نجات مردم از بلایایی که در پیش رو است نداشته و ملت و کشور هیچ جایگاهی در نظر ایشان نداشته و ندارد و تنها نظام و ولایت مطلقه فقیه است که اولویت دفاع و حفظ آن بر آنها واجب است.

شاید هیچ گاه بیش از امروز، اوپوزیسیون، آزادی خواهان و فعالان سیاسی دسترسی به رسانه ها نداشته اند و در چنین موقعیتی با اتکا به توانایی ها و نیاز مردم به دفاع از خود در برابر تهدیدات خارجی و اهمال کاری داخلی، از راه روشنگری و پیش بینی های به موقع به آموزش مردم برای حفظ جان و مال و ناموس خود کمک کرده و زمینه را برای واکنش ها و مقاومت و دفاع به موقع در درون جامعه فراهم کنند. چرا که مبارزه تنها در تظاهرات، نافرمانی مدنی و سیاسی نیست بلکه آموزش مردم در برابر تهدیدات داخلی و خارجی خود راه دیگری برای نجات مردم ایران از افتادن در گردابى است که حکومت براى شان ساخته؛ این امر بدون پیش بینی و آینده نگری امکان پذیر نیست و این همان چیزی است که امروز به یکی از اصولی ترین نیاز مردم و وظایف اوپوزیسیون داخل وخارج کشور تبدیل گشته، گرچه باور “واقعیت موجود” و “شناخت وقایع” و دوری کردن از خود فریبی و توهم پیش شرط این آگاهى بخشی است.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large