Skyscraper large

اوباما، رامنی و شبکه‌های مجازی

کامیار بهرنگ

انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا پرهزینه ترین و شاید پر شورترین انتخابات جهان باشد، این دوره نیز مانند دوره های پیشین اهمیت ویژه ای برای ایرانیان دارد و همین اهمیت است که ایرانیان مقیم آن کشور و حتی بسیاری از افراد بیرون از مرزهای جغرافیای آمریکا را درگیر خود کرده است. این یادداشت اما تنها نگاهی است به میزان گسترش و استفاده ی هر دو کاندیدا از پدیده ی شبکه های رسانه ای مجازی.

امروزه شبکه های اجتماعی و ابزار های رسانه ای آن فضای جدیدی برای رقابت در تمام عرصه ها و به طبع آن سیاست به وجود آورده و پیشرفت های عرصه های مدرن به فروکاستن همواره ی جایگاه رسانه های سنتی انجامیده است، اما باید توجه داشت همچنان ابتکار در عرصه های سنتی می تواند نقشی تاثیر گذار داشته باشد که به آن خواهیم پرداخت؛ مهم آن است که دیگر عرصه ی افکار عمومی در اختیار ۲ رسانه ی تصویری نیست و حتی مهندسی افکار عمومی از مرزهای جغرافیایی خارج شده و یک شبکه ی جهانی به همراه طیف متنوع کاربران خود می تواند بر رای یک شهروند آمریکایی تاثیر مستقیم داشته باشد.

امروز جایگاه رسانه هایی چون سی. ان. ان. و فاکس نیوز در رقابت جدی با شبکه های فیس بوک و تویتر است ولی مقایسه ی جایگاه دو کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا و تطبیق آن با نظر سنجی ها نشان می دهد که میزان ‘ لایک ‘‌های فیس بود و یا ‘پیگیران’ یک کاندیدا تاثیر مستقیم در نتایج ندارد.

باراک اوباما نزدیک به ۳۱ میلیون نفر عضو صفحه ی فیس بوکی اش هستند و این در حالی است که این عدد برای میت رامنی رقمی نزدیک به ۱۰ میلیون است. این عدد برای افراد پیگیر در تویتر ۲۱ میلیون نفر برای اوباما است و این در حالی است که میت رامنی تنها ۱.۵ میلیون پیگیر تویتری دارد. بررسی میزان اعضای صفحه های یوتیوب، بحث های فیس بوکی و حتی نگاه به عکس های شبکه ی رسانه ای اینستگرام نشان می دهد اختلاف فاحشی میان اعضای شبکه های مجازی اوباما و رامنی وجود دارد، اما این اختلاف یک عنصر مهم را در میان خود محو می کند و آن هم زمان شروع کمپین های مجازی این دو رقیب است.

یکی از نقاط پیروزی میت رامنی در شبکه های مجازی میانگین افزایش اعضا در طول یک ماه است و اینکه او با علم بر اینکه نمی تواند وارد عرصه ی رقابت با کسی شود که از سال ۲۰۰۷ در این عرصه سرمایه گذاری کرده است به سوی ابتکارهای تازه در فضای سنتی می رود و با استفاده از آن تلاش می کند مخاطب خود را از میان طبقه ی میانسال پیدا کند و از آن طریق بر رای جوانانی که تحت تاثیر شبکه های اجتماعی و رسانه های آنها هستند اثر گذار باشد. کمپین میت رامنی نشان داد که در این مورد موفق بوده است و آخرین نظر سنجی در روز آخر انتخابات نشان داد که او با همین روش توانسته است اختلاف حداقل ۴ درصدی خود در آغاز مبارزات را به حد صفر برساند و با این برابری نظری وارد روز مبارزه شود.

این آمار نشان می دهد که فضای آنلاین و آفلاین، مکمل هم می شوند تا پیروزی را ترسیم کنند و هیچ کدام به تنهایی نمی تواند عامل پیروزی در دنیای مدرن باشند. در واقع می توان گفت که رسانه های جدید راهی است برای برقراری یک میان راه جدید بین افراد واقعی در جامعه؛ نه آنکه مانند کاربرد بیمار گونه ای که در برخی موارد مشاهده می شود، سدی باشد برای عدم برقراری ارتباط میان واقعیت عینی و دروغ های واقع نما که در فضای مجازی ساخته می شود و پرورش می یابد.

این نکته را باید در نظر داشت که یک سوم رای دهندگان آمریکایی تبلیغات انتخاباتی در هفته ی آخر انتخابات را از طریق تلویزیون پیگیری نمی کنند و بخش بزرگی از آنان تبلیغات انتخاباتی را که در یوتیوب دیده اند در تلویزیون ندیده اند، این مهم نشان می دهد که سرمایه گذاری به روی این مدل تبلیغات در جایی که امروز اکثر تلفن های همراه امکانات اتصال سریع به اینترنت و دسترسی به این مدل شبکه ها را دارند، برای هر کمپینی مهم است.

تجربه ی موفق باراک اوباما که حتی منتقدانش آن را نمی توانند انکار کنند نشان می دهد که باید در این عرصه صبور بود و با سرمایه گذاری بلند مدت به دنبال تاثیرات آن بود؛ کمپین های پیروز، چنین رسانه هایی را تنها راه برای کسب موفقیت قرار نمی دهند و به تعبیری که امروز مصطلح است، نمی خواهند ‘‌با فیس بوک، انقلاب کنند’.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large