Skyscraper large

اعتصاب غذا؛ تلاش برای “بودن”

فاریا بارلاس

خبر اعتصاب غذای زنان زندانی در چند روز گذشته، موجی از دغدغه و دل‌نگرانی برای نزدیکان آنها و کنشگران مدنی و حقوق بشری به همراه داشته است. درخواست آنها چیزی بیشتر از اکتساب حقوق اولیه یک زندانی نیست؛  هنگامیکه صدای فرد زندانی تحت هیچ شرایطی شنیده نمی شود گویا اعتصاب غذا  از معدود ابزاری است که  فرد برای انعکاس صدای خود در دست دارد. ولی به راستی  پروسه روانی که فرد طی کرده تا به نقطه صدمه به خود از طریق اعتصاب غذا برسد چیست؟

به بیان دیگر فرد چگونه به این درجه از استیصال می رسد که تنها راه غلبه بر برخی از تلاطمات روحی را در آزار جسمی خود می بیند. فهم اینکه فرد از اعتصاب غذا به عنوان آخرین راهکار برای اعمال فشار به منظور اکتساب حقوق خویش استفاده می کند دشوار نیست و هدف این یادداشت، تمرکز بر پروسه روان شناختی مبادرت به اعتصاب غذاست. 

فردی که در فضای زندان به سر می برد از ابتدایی ترین  روزمرگیهای زندگی نیز محروم است. در چنین فضایی فرد قادر به تصمیم گیری بر مسایل شخصی خویش هم نیست.

حس عدم کنترل بر   قسمتهای متفاوت زندگی فردی و اجتماعی سبب سرخوردگی فرد در دراز مدت می شود و فرد برای  غالب شدن بر حس اضطراب و سرخوردگی از سیستمی به نام مکانیزم دفاعی استفاده می کند. 

مکانیزم های دفاعی شیوه هایی هستند که افراد به طور ناخودآگاه در برابر رویداد های اضطراب  آور به کار می برند تا  از خود در برابر آسیب های روانی محافظت کنند. اندیشه به کار گرفتن مکانیزم های دفاعی توسط زیگموند فروید مطرح شد.  به اعتقاد وی مکانیزم های دفاعی موجب کنار زده شدن افکار متعارض از حیطه هشیاری می شوند. در واقع کاربرد مکانیزم های دفاعی نشان از نوعی شیوه سازگاری است که افراد برای مقابله با افزایش اضطراب به آنها متوسل می شوند. 

 مکانیزم های دفاعی  نقشی حیاتی در آسایش روانی انسانها ایفا می کنند و از مهمترین  ویژگی این مکانیزمهای دفاعی کاربرد ناخودآگاه آنها از سوی انسان است که به منظور حفظ تعادل روانی صورت می گیرد.

اعتصاب غذا از دید روانشناسی نوعی  مکانیزم دفاعی در برابر بحران های روحی است که  زندانیان با آ ن مواجه می شوند . به این  معنی که فرد حس عدم کنترل بر شرایط مرتبط با خود که یکی از بنیادی ترین اساس سلامت روان محسوب می شود را با محروم ساختن خویش از غذا که آنهم از ضروری ترین اصول سلامت جسمی میباشد جبران می کند.

 اعتصاب غذا نوعی آزار جسمی از سوی فرد بر خویش است که در شرایط دشوار زندان تنها راهی است که او برای تثبیت “بودن” خویش مشاهده می کند.

هر چه فرد بیشتر در معرض فشارهای روحی قرار بگیرد بیشتر نیاز را در خویش برای فایق آمدن بر این آزارهای روانی    حس میکند. در این میان، کاراکتر شخصیتی افراد نیز در به کار گیری مکانیزم های دفاعی نقش به سزایی دارد. به عنوان مثال اگر فرد بر حقوق انسانی خویش چون کنترل و اتخاذ تصمیم برای مسائل خود آگاهی بیشتری داشته باشد از به اجبار واگذار کردن حقوق خویش دچار بحران روحی بیشتری شده و از مکانیزم های دفاعی رادیکال تری برای   جبران این واگذاری استفاده می کند.

همه از آسیب های جسمی و روحی که فرد پس از اعتصاب غذا متحمل می شود سخن می گویند ولی فشار روحی که فرد با آن دست و پنجه نرم می کند و در نهایت به کنشی چون محرومیت اختیاری از غذا منتهی می شود کمتر مورد توجه قرار می گیرد.

اعتصاب غذا واکنشی دفاعی در برابر بحران های روانی است که   در اثر از دست دادن اجباری حقوق فردی پدید می آید.   

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large