Skyscraper large

سینما راه خود را پیدا می‌کند

شهاب عموپور

امروز، اولین روز نمایش عمومی فیلم ایرانی “یک خانواده محترم” در سینماهای کشور فرانسه است. سینماهای کشورِ مهد سینما، میزبان فیلمی ممنوع شده در ایران می شوند که یکی از مشاورین سینمایی محمود احمودی نژاد به نام “نادر طالب زاده” که خودش نیز کارگردان است، در موردِ آن مدعی شده: «این فیلم، سیاه نما ترین فیلم تولید شده در سینمای بعد از انقلاب ایران است». 

هنوز احمدی نژاد بر مسند ریاست دولت ننشسته بود که دوران برخورد با فیلم های مستقل و خارج از حیطه ی تجاری، در سینمای ایران شروع شده بود. سینمای متفکرانه ای که حرفی برای گفتن داشت و در سال های دهه ی شصت خورشیدی قوام یافته  و در دهه ی هفتاد به اوج رسیده و طیف سینمارو را از عمومیتی سرگرمی خواه، به اکثریتی اهل مداقّه تغییر داده بود، ناگهان با موضع گیری هایی که ناشی از تصمیمات بالادستی های فراتر از دولتِ وقت بود، رو به رو شد و بعد از نامیده شدن به سینمای “جشنواره ای” و بعد “خارجی پسند” و بعدتر “سیاه نما”، در ادامه ی راه خویش با مشکلات عدیده ای مواجه شد.

قصه ی مجوز ندادن به فیلمنامه های غیر مطلوبِ مدیران سینمایی و تخطئه ی کارگردانان و تهیه کنندگانی که می توانستند به جشنواره ها و پخش های خارجی دست یابند، در رسانه های دولتی و از جمله در برنامه های تلویزیونی را همه می دانند و نیازی به بازگفتن نیست. منتسب کردن جشنواره های معتبری همچون “کن” و “ونیز” و “سن سباستین” و از این دست را به دشمنان ایران و اسلام و وابستگی شان به صهیونیسم و استکبار نیز حدیثی مکرّر بود که در رسانه های تابع دولت احمدی نژاد، شنیده می شد. قانونمند کردن برخورد قضایی با فیلمسازانی که فیلم های خود را با یا بدون مجوز می ساختند و روانه ی جشنواره های خارجی می کردند نیز، همّتی بود که شمقدری و یاران ش به کار گرفتند، تا راه را بر آنانی که می خواستند در ایران بمانند و فیلمی بر خلاف منویّات مسئولان تولید کنند، کاملا مسدود کرده باشند. اینچنین شد که عموم تولیدات این سال ها، یا مدح بود در وصف اوضاع و گردانندگان ش، یا سرگرمی بود و بی خطر، یا حرفی برای گفتن داشت و اما با عدم ارائه ی مجوز نمایش یا توقیف و پایین کشیدن از پرده، مجالی برای دیدن و شنیده شدن نمی یافت. ولی مسئولان و تصمیم گیرندگان پشت صحنه، یک چیز را درست درنیافته بودند، که ذاتِ هنر، پوینده است و راهِ خود را در میان تمامی سانسورها و موانع، باز می یابد؛ همچنان که در تمام ادوار تاریخی تمامِ ممالک، باز یافته است.

“یک خانواده محترم” جدیدترین محصول راهِ خود یافته ی خانواده ی سینمای ایران به خارج از فضای مسدود شده اش است. تهیه کننده اش “محمد آفریده” از مسئولین سابق سینما و از رزمندگان جنگ است که سال ها در مسند “ریاست مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ایران”، یاور بسیاری از فیلمسازان جوان و تجربی بوده است. دولتِ دوم احمدی نژاد که پا گرفت، او را نیز به کنار نهادند و اکنون، این صاحب منصبِ فرهنگی سابق، خودش تهیه کنندگی فیلمی را برعهده گرفته که یکی دیگر از نزدیکان احمدی نژاد، هاج و واج مانده از تولید ش اذعان می کند: «وقتی این فیلم را دیدم، اول فکر کردم که به شیوه ی زیر زمینی ساخته شده است».

“مسعود بخشی” کارگردان جوان فیلمِ برشمرده، فیلم را زیرزمینی نساخته. او که زاییده و پرورش یافته در همین انقلاب و سینمای آن است، نه عنادی با نظام داشته و نه از جایی دستور برای فیلمسازی دارد. او همین جا رشد کرده، در همین جامعه و با مشکلاتی که هر روز لمس شان کرده و با آنها بزرگ شده است و اکنون با یادگیری فنون فیلمسازی و در ادامه ی تجربیاتی که در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی با سختن فیلم های همچون “تهران انار ندارد” بدست آورده، معضلات جامعه ی امروزینِ ایران را به تصویر کشیده و حرفی برای گفتن داشته است. حرفی از جنس همان حرف هایی که در این سال ها به “سیاه نمایی” تعبیر می شود و مسئولان را خوشایند نیست. 

بنیاد فارابی و مرکز گسترش و انجمن سینمای جوان، که منابع اصلی دستگیری مالی برای حمایت از فیلمسازان هستند، مدتها ست که دست فیلمسازان مستقل را پس می زنند و آنها را به سمت خانه نشینی هدایت کرده اند؛ اما همان پویایی اندیشه ای که می خواهد حرف حق بزند و این، انگیزه اش را دوچندان می کند، سبب شده تا فیلمسازان، راه های نرفته را جستجو کنند و  روش هایی را به کار گیرند، که به دردِ مواجهه با همین سیستم معیوبِ حاکم می خورد و در آن کارگشا ست. نمونه اش همین فیلم “یک خانواده محترم” که در میان شگفتی همگان، توانسته تا بیش از یکصد میلیون تومان از بودجه ی ساخت ش را از “سیما فیلم” تأمین کند. یعنی از نهادی که متعلق به تلویزیون است و سانسورها و سخت گیری های ممیزان ش، از سخت گیری های اداره ی نظارت و ارزشابیِ وزارت ارشاد نیز بیشتر هستند. 

چند روزی ست که مسئولان “سیما فیلم” خود را از دست داشتن در تهیه ی این فیلم مبرّا کرده اند و از ناآگاهی خود در مورد فیلمنامه ی اصلی سخن می گویند و مدعی بر این هستند که فیلمنامه ی ارائه شده برای دریافت پول و مجوزِ ساخت، چیز دیگری بوده است. چند روزی ست که جواد شمقدری علیه این فیلم اعلام جرم کرده و به دستگاه قضا شکایت بُرده است. چند روزی ست که بسیاری به دنبال آن هستند تا دریابند، “محمد آفریده” با چه تمهیدی توانسته برای ساخت چنین فیلمی مجوز گرفته و از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، پول دریافت کند. چند سالی ست که همه از یاد برده اند، “محمد آفریده” ی رزمنده در جبهه ها، جزو مسئولان سابق همین نظام است و “مسعود بخشیِ” کارگردان، رشد یافته در همین نظام و سینمای آن است و راه و روش فیلمسازی در این شرایط را، درونِ همین شرایط است که فراگرفته است. امروز، “یک خانواده محترم” ایرانی بعد از حضور در چند جشنواره ی جهانی، در کشور فرانسه به نمایش عمومی در می آید. فردا شاید مسدود کنندگانِ راه هنرمندان، هنوز ندانند که هنری که از درون می جوشد و می خواهد حقیقت را به نمایش بگذارد و معضلات را نقد کند، راه خود را برای زایش و خلق، پیدا می کند. سینمایی که از انسان برآمده و از انسانیت می گوید، نه میمیراند و نه می میرد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large