Skyscraper large

آتشى زیر خاکستر

کامیار بهرنگ

برای حاکمیت اقتدارگرا در ایران اعتراض در هر سطح و هر شکلی تبدیل به بحران می شود و از آنجا که انتخابات ریاست جمهوری سال آینده خود در واقع یک بحران است، حاکمیت امروز بحران های حاشیه ای را نمی پذیرد. نمونه ی اخیر آن را در اعتراض چند هفته پیش در بازار تهران شاهد بودیم که به چه صورت و با استفاده از امکانات کاملا علنی و نظامی و گسیل همیشگی نیروهای لباس شخصی آن اعتراض را کنترل کردند. اما حاکمیت خوب می داند که مطالبات مردم چه پس از انتخابات و چه در شرایط بد اقتصادی امروز را پاسخ نداده است و نتیجه ى سرکوب آن تنها به “آتش زیر خاکستر” مى ماند که هر لحظه امکان شعله ور شدن آن وجود دارد، از همین روی برای حاکمیت ایران عبور از بحران اقتصادی کنونی و آرام سازی حداقل یکی از لایه های اجتماعی که با کسب و کار درگیر است، یکی از اولویت ها محسوب می شود که تا پیش از ورود به فضای رسمی انتخابات سال آینده ی ریاست جمهوری حل شود. البته برخی بر این باورند که این وضعیت می تواند خواستِ بخشی از حاکمیت برای تاثیر گذاری بر نتیجه انتخابات باشد، اما می توان دید که این بحران یک کلیت را در بخش اقتدارگرایان درگیر خواهد کرد و بعید است که این بخش از نظام، بخواهد بر یک بنای ناپایدار، انتخاباتی را برگزار کند که الزاما نتیجه ی آن میزان آراء مردم نخواهد بود.

به نظر مى رسد حاکمیت رسما اثر تحریم بر اقتصاد را پذیرفته، اما در یک دوگانه قرار گرفته است؛ از یک سو آیت الله خامنه ای اگر بپذیرد که تمام این شرایط، نتایج سوء اعمال تحریم ها علیه حاکمیت و ناشی از سیاست های هسته ای است که باید در مقابل نگاه مردم، درباره اصرار خود بر این سیاست ها و در نتیجه این اثرات پاسخ دهد، از سوی دیگر اگر نخواهد اثرات تحریم را بپذیرد و بحران موجود را ناشی از سیاست های غلط اقتصادی دولت بداند، باید در مقابل سوال مردم قرار گیرد که چرا در ۸ سال گذشته به صورت تمام قد از این دولت و در همه ی عرصه ها حمایت کرده و به هشدارها بی توجه بوده است.

بخش مهم آن است که اقتصاد ایران لنگ لنگان به پیش می رود، اما سیاست های دولت برای مهار بحران هر روز با شکست مواجه می شود و عملا هر روز بر عمق فساد و مشکلات در بخش اقتصادی افزوده می شود؛ به باور کارشناسان، در این شرایط که میزان اعتماد مردم به دولت در کمترین میزان ممکن قرار دارد و همچنین آینده ی تاریکی که برای اقتصاد ایران زیر سایه ی تحریم تصویر شده است مردم، سرمایه های خود را از حالت در گردش خارج و آن را تبدیل به ذخیره های ارزشمند کرده اند. همین ذخیره سازی و تبدیل ریال به ارز و طلا، بخش بزرگی از دلایل ایجاد این سونامی قیمت ارز در ایران است.

دولت با منتقل کردن دلیل فاجعه اقتصادی در ایران از سیاست های خود به روی بخش خصوصی تلاش می کند تا خود را حداقل در چشم بخشى از جامعه موجه جلوه دهد، حال آنکه جستجوی بحران در میان دلال های ارز در تهران تنها یک بازی رسانه ای محسوب می شود که حتی توسط رسانه ی ملی که تا دیروز حامی اصلی شخص رییس جمهور بود هم جدى گرفته نشد تا آنجا که دستگیری دلال بزرگ ارز در خیابان لاله زار تهران را موضوع نقد و بررسی خود قرار داده بود. از سوی دیگر دولت ۲ روش متفاوت و همزمان را در پیش گرفت تا شاید کنترل بازار را بدست آورد، اما نه تهدید و تلاش برای تغییر محل تصمیم سازی ها هیچیک نتوانسته تا امروز بازار را از بحران خارج کند و قیمت های نجومی ارز را بشکند.

از سوی دیگر مشخص نیست دولت چه میزان از درآمدهای ارزی را به حساب واریز نموده است و با این شرایط تحریم، تا چه اندازه می تواند نیازها را به ارز تامین کند؟ آنچه آمار نشان می دهد وجود ۱۰۶ میلیارد دلار، ذخیره ی ارزی در سال گذشته است – به نقل از رویترز و بر پایه ی گزارش صندوق بین المللی پول – اما آمار ها نتوانسته میزان دقیقی از پول در گردش در دولت را نمایش دهد. برخی کارشناسان بر این باورند که بر اثر تحریم ها و این بحران، دولت در پایان سال با کسری بودجه مواجه می شود و بحران عمیق تر از نیز خواهد شد و کسری میزان ارز در دست دولت بیشتر هم مى شود.

این ریسک ممکن است دولت را وادار کند تا عرضه دلار را به شدت جیره بندی کند و انحصار دولتی ارزهای دولتی به عنوان راه حل انتخاب شود اما با این روش، امکان فساد در میان مقامات رسمی که دلار را در حجم زیاد در اختیار دارند زیادتر می شود.

اما باید به این نیز توجه ویژه ای داشت که این بخش از بحران امروزه لایه های میانی ، سرمایه داران و کاسبانی را در تیررس قرار داده است که ارز یکی از عنصرهای مهم زندگی اقتصادی آنان است، اما این طیف در این مدت نشان داده است که حامی آنچنانىِ دولت کودتا نبوده و از همین روی، دولت نیز تلاشی برای خرید رای آنان در دوره ی آینده ی ریاست جمهورى نمی کند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large