Skyscraper large
اقرار قرائتی سبز

برگ سوم: آریا آرام‌نژاد

مهرانه رضایی‌فر

زاده ی ۱۳۶۲ در خطه ی سرسبز شمال میهن‌اش؛ همان وطنی که در ۳ سال گذشته بارها به جرم اقدام علیه امنیت‌اش، روانه بازداشت‌هایی بی سرانجام شد.

آریا آرام نژاد، خواننده، ترانه سرا و آهنگساز ایرانی است که در حمایت از جنبش اعتراضی مردم در سال ۱۳۸۸، در کنار آنان ایستاد و در طول این مدت، لحظه ای از ایمانش برنگشته و به عهد خود با مردم وفادار مانده است.

آرام نژاد، اگرچه بسیاری وی را با ترانه “علی برخیز” که پس از حوادث دهشتناک عاشورای ۸۸ سروده و خوانده شده، می شناسند، ولی فعالیت وی به مدت ها پیش از آن برمی گردد؛ حتی قبل از زمانی که او ترانه ای در حمایت از میرحسین موسوی سرود و در میان شور و همراهی هزاران سبزپوش دیارش  خواند.

اما چندی پس از انتشار ترانه “علی برخیز” بود که توسط اداره اطلاعات بابل در ۲۶ بهمن ماه ۱۳۸۸ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شد. او پس از گذراندن نزدیک به ۵۰ روز انفرادی و زندان، که تمام این مدت را در بند انفرادی زندانهای متی‌کلا شهرستان بابل و بازداشتگاه اداره اطلاعات شهرستان ساری سپری کرده بود، به قید وثیقه آزاد و در دادگاه انقلاب شهرستان بابل به نه ماه حبس تعزیری محکوم شد.

آریا آرام نژاد با مدد گرفتن از رفتار امامان شیعه در برابر ظلم و قساوت، و سخن گفتن از دین محمد چنان به کام مزدوران زر و زور و تزویر، آلوده شده که “گویی حضرت حجت ز اینان فرمان می برد” به اقدام علیه امنیت ملی محکوم شد.

پس از آزادی از زندان، آرام نژاد قفل بر دهان نزد و در پاسخ به شعارهای مدعی عدالت و عوام فریبی های اقتصادی دولت و در راس آن حکومتِ جور، “ترانه تلخ” را سرود و منتشر کرد، با این امید که این ترانه، ظالمان در راس فرمانروایی را به خود بیاورد. از “خواب خوشی که نصیب ما بود از عدالت شعاری” سخن گفت و آرزوی چشم و گوشی بینا و شنوا برای “سردمداران دو روزه ی قدرت” کرد. غافل از آن که بهانه ای دیگر به دست آمد تا این بار آریا، به بخش سارقین و مجرمین خطرناک زندان متی کلا منتقل شود!

آریا آرام نژاد، در روز ۱۷ آبان ۱۳۹۰ به دست ماموران اداره کل اطلاعات استان مازندران بازداشت شد و پس از تحمل ۳۴ روز بازجویی و انفرادی، برای گذراندن ۶ ماه حبس تعزیری، ابتدا به بند قرنطینه (محل نگهداری معتادین) منتقل شده بود، اما پس از چند روز و به دستور رئیس زندان شهرستان بابل به بند سارقین انتقال یافت.

بخش هایی از دفاعیه ی آریا در دادگاه انقلاب از این قرار است : «امروز در این دادگاه حضور یافته ام تا خداوند بزرگ شاهد و ناظر باشد میان ما و شما. شاهد و ناظر باشد به آنچه امروز بر ایران نازنین و فرزندان دلاورش می گذرد تا در روز موعود، آنگاه که ما و شما در پیشگاهش به پاسخگویی اعمالمان حاضر می شویم٬ سربلند و سرشکسته مان بیاد داشته باشد که این است عاقبت!، جزا و پاداش همیشگی فقط از جانب خداست. اگر امروز ملاک بر خوردهایتان فرامین حق می بود به جای ما می بایست آنانی در این دادگاه حضور می یافتند که آبروی ایران و اسلام را به حراج گذاشته اند. همانانی که ایران را برای سرمایه هایش و اسلام را برای سرپوش نهادن بر چپاولگری و خودکامگی شان می خواهند. این توهم خود بزرگ بینی که مانند افیون به جان صاحبان دو روزه قدرت افتاده است٬ این سیاست های سرکوب فله ای و ایجاد رعب از کدام اقتدار ابدی صادر می شود که سکوت را رضایت تعبیر می کند و در کنار سهمیه بندی خیابان و اکسیژن٬ وقیحانه ـ نه ـ حتی بی اجازه به حریم خانه ـ نه – بلکه به زور به خلوت باورها تجاوز می کنند و هیچ گونه اظهار نظر انتقادی را بر نمی تابند . این دایگان منفعت طلب مهربان تر از مادر!، که خود را نه تنها حافظ بلکه صاحب این خاک و این نظام می دانند٬ هرگونه تفاوت را دشمنی دانسته و به خواست خود زیر پا گذاشتن قانون و حقوق شهروندان را مجاز می شمارند! کسانی که با سنجاق کردن بی هویتی خود به جمهوری اسلامی و اعمال خفت بارشان تیشه های زهر آگین که ریشه های این نظام می زنند. کمی به خود آمدن کمی چشم بصیرت داشتن و غره نشدن به میزها را برادرانه توصیه میکنم که فرداها برای جبران اشتباهات امروزها بسیار دیر است !»

با اینکه ۸۰ روز در انفرادی به سر برد، شاهد هتک حرمت همسر بی گناهش بود، شاهد بسته شدن طولانی مدت دست و پایش در زنجیر و ضرب و شتم های شدید بود، مجبور به لخت شدن اجباری و تحمل توهین و تحقیر و تهدید شد، اما به سنت کوته نظرانی که نسخه تر و خشک را با هم می پیچند، رفتار نکرد و با سرودن “وصیت نامه”، ادای دینی به شهدای جنگ داشت و نشان داد که یکسره خط بطلان کشیدن بر همه یادگارها نسبتی با انصاف ندارد.

آریا که به دشمنان مدارا و مروت، حکم به “گذاردن تسبیح در جیب و مختومه کردن پرونده باز خواهران” کشورش می دهد، نه که از موسیقی نامی بگیرد، بلکه خود آبروی هنر و هنرمند شد تا باشد که موسیقی از مردانگی و پایمردی آریای ایرانی و دردآشنا، آبرو بگیرد و به حیات خود ادامه دهد. علی رغم آرزو و خواست “یزیدیان خفته ی دوران”، او هنوز هم می خواند “رو به رو فصل بهاره”.

 


  • برای دیدن نمونه هایی از آثار آریا در شبکه یوتیوب اینجا را کلیک کنید. (لینک در صفحه جدید باز می شود)
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large