Skyscraper large

قرار نیست قربانی نشویم

بنیامین صدر

حدود یک ماه پیش از نگارنده و در همین ستون یادداشتی به بهانه ناایمن بودن تردد جاده ای در ایران با عنوان “تنها جان ارزان است” منتشر شد، بله تنها یک ماه و این بار خبر درد ناک و غم انگیز دیگری در صدر خبرهای رسانه های فارسی زبان قرار گرفت. بر اثر واژگونی یک دستگاه اتوبوس در محور لردگان به خوزستان که حامل دانش آموزان بوده، دست کم  ۲۶ دختر نوجوان جان خود را از دست دادند.

دخترانی که امید خانوادهایشان و آینده ساز ایران عزیز بودند و در بهار عمر خود به دلیل بی مبالاتی و حماقت عده ای بی کفایت، با زندگی وداعی زود هنگام کردند.

به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی (ایرنا)، اتوبوس حامل دانش آموزان شهرستان بروجن هنگام بازگشت از مناطق جنوبی ایران در محور لردگان به «دهدز» دچار حادثه شده است. این دانش آموزان برای بازدید از مناطق جنگی -جنگ ٨ ساله عراق و ایران که بیش از بیست سال پیش تمام شده- و با عنوان  نام آشنای کاروان «راهیان نور» عازم مناطق جنوبی ایران شده بودند.

این چندمین بار است که کاروان نوجوانان دانش آموز موسوم به راهیان نور، با حادثه ای تلخ جان فرزندان ما را می گیرد.

ماجرا جایی غم انگیز تر می شود که گویا بر اساس خبرهای انتشار یافته، این سفر برای برخی دانش آموزان به دلیل دارا بودن نمره ی درسی اجباری بوده و به همین دلیل پس از این حادثه  و جان باختن ۲۶ دانش‌ آموز تارنمای خبرآنلاین در تهران گزارش داد که کمیسیون آموزش مجلس به بررسی «اجباری بودن» این گونه سفرها برای دانش‌آموزان می پردازد.

این تارنمای خبری در ایران، به نقل از یکی از مقام‌های وزارت  آموزش و پرورش، گفت که ١٠ نمره از درس «آمادگی دفاعی» مربوط به این سفر می‌ شود!

موضوعی که اگر صحت داشته باشد این پرسش را خلق می کند که چرا در شرایط نا ایمن بودن سفر در ایران، اصرار بر این سفرهای پر خطر است؟!

هرچند که تعجب ندارد، در شرایطی که شایسته سالاری در ایران وجود ندارد و جامعه بر مبنای عوامگرایی و بی خردی اداره می شود، فرزندانش هم در یک سفر تفریحی یا آموز شی اینچنین قربانی شوند. شرمسارانه باید گفت جان حکم بادمجان دارد و بس وقتی یک مسئول بی مسئولیت در وزارت آموزش و پرورش پس از این حادثه از تحول روحی دانش آموزان شرکت کننده در این سفر می گوید!؟ 

بر پایه گزارش‌ها هر ساله به طور میانگین بین ۲۵ هزار تا ۲۷ هزار تن در ایران بر اثر تصادف جاده‌ای کشته می‌شوند. تعدادی نزدیک به تعداد کشته شدگان جنگ داخلی سوریه در یکسال گذشته! مگر یادمان رفته، همین چند ماه پیش بود که مصطفا پورمحمدی رییس سازمان بازرسی گفت: شمار سالانه ی کشته شدگان تصادفات جاده‌ای، با شمار سالانه کشته‌‌شدگان در دوران جنگ ایران و عراق برابری می‌کند.

بله سیستم فعلی تصمیم ساز و تصمیم گیر مفتخر است که جان شهروندان را در جاده ها بر باد می دهد. این یک واقعیت است که از ابتدای ورود خودرو به ایران و تولید گسترده آن در کشور تا اوایل دهه ٨٠ هیچگاه داستان ناخوشایند رانندگی پر خطر به عنوان موضوعی چالش برانگیز برای مجموعه حاکمیت مطرح نبود؛ دلایل آن هم تا حدودی روشن است از زمان ورود خودرو به ایران تا اواخر دهه ی ۵٠ اساسا به دلیل جمعیت کمتر و حجم پایین تردد مشکلی در این زمینه وجود نداشت. بعد از انقلاب و تا پایان جنگ مدیریت تصمیم گیرنده هیچ توجهی به مشکل ایمن سازی رانندگی نمی کرد و در دوران پس از جنگ نیز توجه به موضوع فجایع رانندگی و اصلاح نطام حمل و نقل کشور جدی نبود.

تا اینکه در نوروز سال ٨۴ آمارکشته ‌ها در تصادف‌های جاده‌ای چنان بالا رفت که اختصاص تنها ١٠ در صد از هزینه‌های این سوانح می توانست به بازسازی و بهینه سازی سیستم حمل نقل عمومی  بیانجامد.  

سازمان پزشکی قانونی ایران در آماری که از حوادث رانندگی در ایران منتشر کرده، آورده است که در دهه ی ۸۰ «بیش از ۲۴۱ هزار ایرانی» در تصادف رانندگی جان باختند.

به گفته این سازمان بیشترین کشته‌شدگان سالانه تصادف های رانندگی دهه ۸۰ در ایران مربوط به سال ۱۳۸۴ با ۲۷ هزار و ۷۵۵ مورد مرگ بوده است.

پس از آن بود که از سوی مسئولان و دستگاه‌های ذی ربط به ویژه معاونت راهنمایی و رانندگی پلیس، تصادف و مرگ و میر بی شمار به عنوان یک چالش اساسی مطرح شد به طوریکه این حساسیت، در فروردین ماه سال ٨۵ توقف منحنی رشد مرگ و میر جاده ای و کاهش تعداد کشته ها را به دنبال داشت.

با این همه مجازات رانندگی پرخطر هنوز هم چندان بازدارنده نیست و هزینه تخلف درایران پایین است.

برخورد جدی تر با افرادی که دست به رانندگی پرخطر می زنند و آموزش شهروندان مهمترین کاری است که باید انجام شود. تا وقتی رانندگی پرخطر در جاده‌های غیر ایمن وجود دارد طبیعی است که آمار کشته‌ها بالا باشد. 

ازاین گذشته به اعتراف خود مسئولان بی مسئولیت هنوز هم بخش قابل توجهی از مصدومان تصادف رانندگی بلافاصله فوت نمی کنند، بلکه بر اثر ناکارآمدی سیستم امدادرسانی و ضعف اورژانس از بین می‌روند. به عنوان نمونه دست کم هر هفته یکبار سرنشینان خودرویی که در جاده‌ها سانحه دیده بر اثر جراحت ناشی از تصادف و نه مرگ آنی، جان خود را از دست می‌دهند.

بله باز هم می گوییم این ها همه نشانه است، نشانه ی اینکه در کشوری که ایران می نامیم جان آدمی بسیار ارزان است و فرشته مرگ  آن را به راحتی می ستاند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large