Skyscraper large

از «درخشش» وزیر ارشاد تا ابوعطاخوانیِ «دانشجویان گمنام»

مهرانه رضایی‌فر

وزیر ارشاد با اعتماد به نفسی عجیب که شاهد مثالش فقط در روحیه مسئولان ایران یافت می شود، در شرایطی کارنامه وزارت تحت سرپرستی اش را در دولت دهم “درخشان” ارزیابی کرده، که در مقابل سلاخی و به محاق توقیف رفتن شش فیلم تولید شده ی دارای مجوز و با امضای رئیس سازمان سینمایی سکوتی معنادار اختیار کرده است.

سید محمد حسینی، در مراسم قدردانی از کارمندان نمونه این وزارت خانه با این ادعا که کارنامه وزارت ارشاد در دولت دهم درخشان است، گفته است : «از آرمان‌های خود با تمام توان صیانت کرده و لحظه ای از مواضع خود عقب نشینی نخواهیم کرد.» وی در خصوص حاشیه سازی برخی افراد درباره وزارت ارشاد گفت : «گاهی اوقات برخی از این افراد از کاهی، کوه ساخته و آنقدر شبهه افکنی می کنند که انگار هیچ کاری انجام نگرفته است.»

 از سویی دیگر، وزارت متبوعه پس از گوش سپردن به بیانات آقای خامنه ای در باب “پیش نیازهای رسیدن به تمدن نوین اسلامی و مراقبت از عناصر مخرب فرهنگ مهاجم غرب و مراقبت از دام تحجرگرایی و سکولاریسم پنهان”، به فاصله ی کمتر از بیست و چهار ساعت دستورالعملی مبنی بر پیاده کردن منویات ایشان در شوراهای صدور پروانه ساخت و نمایش از سوی جواد شمقدری صادر می کند و پس از این “سرعت عمل”، سرگرم شادمانی از تقاضای ۲۳ کشور جهان برای حضور در نمایشگاه مطبوعات تهران می شوند.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، متن این نامه خطاب به جلیل عرفان منش، معاون امور آثار سینمایی و سمعی و بصری بدین شرح است:  «روز بیست و چهارم مهرماه در تاریخ انقلاب اسلامی روز ماندگاری خواهد شد و شاید بتوان گفت سنگ بنای تمدن نوین اسلامی در این روز گذاشته شد، بر این اساس انتظار می رود سخنان حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص پیش نیازهای رسیدن به تمدن نوین اسلامی و همچنین مراقبت از عناصر مخرب فرهنگ مهاجم غرب و مراقبت از دام تحجرگرایی و سکولاریسم پنهان به عنوان دستور العمل شوراهای صدور پروانه ساخت و نمایش مد نظر قرار گیرد.»

هنگامی که فرصت فیلم سازی و تفکر از هنرمند گرفته می شود، هر که راهی برای گذران معیشت خود می یابد، یکی مثل محمدعلی سجادی، به سراغ نقاشی و برپایی نمایشگاهی از آثار خود می رود و یکی هم مانند مجید مجیدی، در اقدامی کمیک، از میزان “کلاهک های اتمی اسرائیل و نیز حق مسلم ایران در داشتن انرژی هسته ای” داد سخن سرمی دهد. گویی کارگردان متعهد و انقلابی ما “آواز گنجشک ها” و “رنگ خدا” و “باران”ش را به همراه فقر جاری در جامعه، یکسره به باد فراموشی سپرده و در دفاع از حقوقی که کمترین اهمیت را برای متن اجتماع دارد سینه درانی می کند. و صد البته طولی نمی کشد که آقای مجیدی مزد وقت شناسی اش را از سوی رئیس سازمان بسیج هنرمندان دریافت می دارد.

حسین قنادیان، رئیس سازمان بسیج هنرمندان کشور با استقبال از سخنرانی عدالت‌طلبانه کارگردان ایرانی در اجلاس استانبول گفت: «مطالبه دادگری و نشان دادن حقایق به عنوان خط اصلی دیپلماسی عمومی باید همچنان توسط هنرمندان متعهد کشور دنبال شود. وی در این زمینه افزود : «نطق مجید مجیدی و بازتاب‌های آن نشان داد که هنرمندان می‌توانند در پیشبرد آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی چه نقش مهمی داشته باشند و این نقش مهم باید بدون مجامله و محافظه‌کاری به عنوان وظیفه اصلی همه عدالت‌طلبان مورد عنایت هنرمندان قرار گیرد.»

همین می شود که در این وانفسا ی سر بالا رفتن آب، ابوعطاخوانی های گوش خراشی یکی پس از دیگری به گوش می رسد. از همه جالب توجه تر نامه جمعی از دانشجویان «گمنام» دانشگاه هنر خطاب به محمدرضا شجریان، استاد آواز این سرزمین است. در بخشی از این نامه آمده : « شما در این چند صباح دوری از وطن، با ژست هنرمندان گریزان از سیاست، بهترین حربه‌های سیاسی را برای بدخواهان ملتتان تهیه کردید و در هرجا با بیگانه‌پرستانی – که تنها نشان مانده از ایرانی بودنشان سخن گفتن به زبان فارسی است - نشست و برخواست کردید؛ از شما فیلم‌های مستند و گزارش‌های مختلف ساختند و به این وسیله بی‌اختیار به پتکی برای کوبیده شدن بر فرق این امت مظلوم مبدل شدید. اکنون بیش از هفتاد سال از عمر شریف شما می‌گذرد و در این سن و سال ما انتظار بازگشت به دامن انقلاب – آن‌چنان که در روزهای آغازین آن بوده‌اید – را نداریم. اما شما را نصیحت می‌کنیم که اگر نمی‌توانید با اعتقادات این مردم و آن‌چه مورد خواست آنان است همراه شوید، لااقل احترام نگه دارید و به جرم مشکلات و نقایصی که در گوشه و کنار کشور دیده می‌شود، حرمت آرمان‌های مقدس ما را نشکنید و در حق مردمتان «بیداد» نکنید. ما هنوز مشکلات و مسائل عدیده‌ای در عرصه‌های فرهنگی و اقتصادی و… داریم، لکن طلیعه‌ وعده‌های خمینی بزرگ و آرزوهای امت مسلمان از افق پیشرفت‌های علمی و توفیقات جهانی ما – بسیار زودتر از آن‌چه گمان می‌کردیم – ظاهر شده است؛ آیا نمی‌بینید؟»

تنها برای اطمینان خاطر دانشجویان گمنام نویسنده این نامه باید گفت که این دست مشکلات بینایی و عدم تشخیص توفیقات روزافزون جمهوری اسلامی تنها مختص استاد آواز ایران نیست، بلکه سفره های خالی هر روزه و هر شبه ی مردم، این توفیق را از همه ما سلب کرده و عطا و لقای این قبیل توهمات فانتزی را یک جا برایتان به ودیعت گذارده ایم.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large