Skyscraper large
اقرار قرائتی سبز

برگ اول: محمد رضا شجریان

مهرانه رضایی‌فر

اشاره: “اقرار قرائتی سبز” تعبیری است وام گرفته از سید علی صالحی تا نام دفتری باشد که از هنرمندان سبز یاد می کند؛ آنانکه با مردم شان، همدل و همراه بودند و هستند حتی در دشوارترین روزها…
 

برگ اول:

در نخستین روز پاییز سال ۱۳۱۹، در دامان خانواده ای مذهبی، در مشهد چشم به جهان گشود. از کودکی استعداد ناب خود را با تلاوت قرآن و نیز آوازخوانی های در خلوت، بر اطرافیان عیان ساخت اما به علت مقید بودن پدر به شعائر مذهبی، در ظاهر به تلاوت کتاب آسمانی بسنده کرد و به احترام پدر در جلسات هیات های مذهبی زانو می زد و در عین حال به یادگیری و کسب معرفت از چشمه های بکر آواز و موسیقی ایران ادامه داد و بر اندوخته های خویش افزود.

محمدرضا شجریان که به گفته خودش «از کودکی به دنبال صدا بود و محو صدا می شد»، با بهره گیری از محضر اساتیدی مثل پیرنیا، دوامی، عبادی، برومند و … رفته رفته به مقام استادی رسید، اما حق شاگردی را هرگز فروگذار نکرد.

شجریان، استاد آواز این سرزمین، علاوه بر حق پدری بر گردن آواز سنتی ایران، در برهه های حساس اجتماعی و تاریخی، هرگز شرافت خاک پای مردم بودنش را به سردمداران حزب باد و حکومت بر گرده ی مردم بی نوا نفروخت و همراهی با آنان را با هیچ متاعی تاخت نزد.

در اعتراضات پس از انتخابات سال ۸۸ دوشادوش مردم به خیابان آمد و در گفتگویی خود را “صدای خس و خاشاک” معرفی کرد و گفت : «صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود وشادی من هم، شادی مردم است.» وی در طول سال های پس از انقلاب بارها مخالفت خود را در اعتراض به پخش بی مجوز آثار خود از تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی ابراز داشته و یک بار در سال ۱۳۷۴ و بار دیگر، در همراهی با جنبش اعتراضی مردم در سال ۸۸، با ارسال نامه ای به عزت ا… ضرغامی، رئیس صدا و سیما، خواستار عدم پخش کلیه ی آثار خود شد.

«من نمی دانم صدا و سیما به چه حقی و بر اساس کدام مجوز روی آثار من تصویر می گذارد و آن را به نام ویدئو کلیپ پخش می کند؟ فرض کنید قانون رعایت حقوق مولفان و مصنفان وجود ندارد، و باز هم فرض کنید اگر وجود دارد، کسی به هر دلیل مایل نیست از طریق دستگاه قضایی احقاق حق کند. آیا شما شرعاً این مشکل را برای خود حل کرده اید؟ به صراحت اعلام می کنم که مایل نیستم صدای من از صدا و سیمایی پخش شود که بی اعتنا به حقوق هنرمندان است. قاطعانه از جنابعالی می خواهم دستور دهید هیچ اثری از من مطلقاً از رادیو و تلویزیون پخش نشود. چون در ماه مبارک رمضان هستیم، تنها به احترام این ماه مبارک و ادای دین به نیک سرشتی مردمی که در دامان آنها پرورش پیدا کرده ام، پخش «مناجات» و «ربنا» را اجازه می دهم.»

دولت کودتا هم البته این نامه را به نوعی بی پاسخ نگذاشت و همین شد که دو کنسرت تصویری استاد آواز ایران دو سال است که در انتظار مجوز ارشاد خاک می خورد و کسی هم مطلقا پاسخگو نیست.

اعتقاد همیشگی شجریان نداشتن نقاب هنرمند در برابر مردم سرزمینش است و همان طور که در گفتگویی با شبکه “صدای آمریکا”عنوان کرده«هنرمند باید با مردم روراست باشد، چرا که مردم به صداقت دل می بندند.»، این مشی مداوم وی در طی سالیان گذشته بوده و همین می شود که محبوبیت و جایگاه رفیعش اجازه هرگونه هتک حرمت به شخص او را از حکومت جور و ستم گرفته است.

محمدرضا شجریان، در واکنش به وحشیانه ترین اعمال حکومت نسبت به نجابت مردم معترض، با خواندن تصنیف “زبان آتش” ، یادگاری زیبایی را در تقویم جنبش سبز ثبت کرد. «این اتفاقاتی که در خیابان برای مردم نجیب ایران افتاد که تنها برای سوال خود جوابی روشن می خواستند، تاسف بار بود. من تصاویر کشته شدگان و کتک خوردگان را می دیدم و منقلب می شدم و یاد شعر فریدون مشیری افتادم و گفتم که باید کاری کرد. با تفنگ که نمی شود حرف حسابی زد.»

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار…

شجریان، نوای هنر و ادب ایران ثابت کرد که رسالت هنر و هنرمند، پیش و بیش از هر چیز، شانه به شانه ی مردم حرکت کردن و فرزند زمانه ی خویش بودن است. چرا که دل سپردن به وعده های پوچ سیاستمداران تاریخ، بلاهت عظیمی می خواهد که صدالبته هنرمند نماهای این مرز و بوم از آن حظ وافری برده اند و در این وانفسای تاریخ، هنرِ از کیسه ی مردم خرج کردن را خوب از بر کرده اند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large