Skyscraper large

خودباوری نسل جوان و آموزش تولید شیشه

شهاب عموپور

آیت الله سید علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران می گوید: «اساسی ترین نیاز کشور، ایجاد روحیه ی امید به آینده، نشاط و خودباوری در نسل جوان است». وی که در جمع معلمان خراسان شمالی سخن گفته، شاید هنوز هم نشریات داخلی را تورقی روزانه نمی کند تا در “تهران امروز” خوانده باشد که «پژوهشگران می‌گویند این روزها در زیرزمین خانه‌ها در ازای ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان، فرمول ساخت ماده مخدر “شیشه” آموزش داده می‌شود!».

«امید به آینده، نشاط و خودباوری» یقینا همان طور که آیت الله خامنه ای می گوید، «اساسی ترین نیاز کشور» است. نه تنها اساسی ترین نیاز کشور ایران؛ بلکه نیازی اساسی در تمامی ملل گونه گونِ جهان. اما عجب آن که در سال هایی که بر جوانان این مرز و بوم گذشته و بر حسب نتایجی که از عملکرد کلی زمامداران جمهوری اسلامی حاصل آمده، آن چه مشاهده می شود دقیقا اضمحلال همین «امید به آینده و نشاط و خودباوری» بوده است.

اگر فرض را بر این بگذاریم که منظور اداره کنندگان نظام کنونی ایران، از “آینده”، آینده ی اُخروی نباشد و امید به آینده را در همین دنیا تعریف کنند، پرسش، آن می شود که این آینده را در کدام حیطه می دانند؟! آیا آینده ی هر آدمیزاده ای در هر نقطه ای از دنیای کنونی، جز با دستیابی به “شغل مناسب” و “تشکیل خانواده” و “برخورداری از رفاه اجتماعی” و … تعریف می شود؟ در این صورت چرا آیت الله خامنه ای به عنوان تاثیرگزار ترین فرد حکومت، به یک رییس دولت و وزاریش اجازه می دهد تا با اتخاذ سیاست های نامناسب، میزان اشتغالزایی را به کمترین حد خود رسانیده و فرصت های شغلی جدید را فقط در آمارهای ساختگی و وارونه ایجاد کرده باشند! چرا در حالی که با در پیش گرفتن رویه های نامناسب اقتصادی و بی توجهی به مناسبات علمی، بسیاری از بنگاه های اقتصادی از سال های پیش در مسیر ورشکستی افتادند، وی به فکر آن نیفتاد تا دولت وقت را به تغییر سیاست ها مجاب کند تا اکنون روزهایی فرا رسد که ده ها هزار کارگر میانسال و جوان بیکار شده باشند و صد ها هزار تن از آنها نیز نگران حقوق و وضعیت خود در ماه های در پیش رو باشند!

مقام رهبری، نگاهی بیندازد و بگوید که در این سال هایی که گذشت، کدام یک از آمارهای کدام دستگاه دولتی، گواهی بر “متعادل بودن رقم تشکیل خانواده” داده اند و کدام یک توانسته اند مدعی باشند که ارقام طلاق رسمی و طلاق عاطفی و خیانت، ناگوار نیست! ایشان بگوید که در وضعیت کنونی مملکت، برای جوان ایرانی ای که وی او را مخاطب سخنان خود قرار می دهد، “امید به آینده از طریق تشکیل یک زندگی متعارف” در کجای باور پذیری های ذهنی اش قرار دارد!

رهبر جمهوری اسلامی ایران، “نشاط” را نیاز اساسی مملکت می داند. کدام نشاط؟ نشاط از چه؟ نشاط از کشیده شدن گیسو و تن اش بر روی زمین توسط ماموران نیروی انتظامی، یا نشاط از خوردن باتوم و فحش توسط ولایتمداران بسیجی؟! نشاط از جدا شدن از همنوع و هموطنِ خویش در فضای دانشگاه، یا نشاط از توقیف فیلم و موسیقی و کتاب و روزنامه توسط وازرت ارشاد؟! نشاط از محرومیت از ورزش و استادیوم برای بانوان، یا نشاط از سوال و جواب پس دادن به ماموران در هنگام قدم زدن با آقایان؟! نشاط از بالا رفتن هزینه ها و محرومیت از سفر، یا نشاط از کنسل شدن تورهای تفریحی به دشت و کویر؟! نشاط از تشعشع امواج پارازیت انداز و سرطان زا، یا نشاط از حضور بی هنگام ماموران در خانه و بالکن و پشت بام در جستجوی آنتن ماهواره!؟ نشاط از نابودی تالاب انزلی و باتلاق گاو خونی و دریاچه ی ارومیه و رودخانه ی کارون؟! یا نشاط از سموم موجود در هوای تهران و جنوب؟! نشاط از نمایشگاه غذایی که به خاطر بی حجابی، به آن حمله می شود یا نشاط از بزم های کوچکی که با یورش پلیس انتظامی و نظامی عزا می شود!؟ نشاط از دروغگویی های یکایک رو شده، یا نشاط از اختلاس هایی که مومنان دولت نشین به آن دست می زنند!؟ نشاط از اختلال روانی بیش از ۲۱ درصد مردم ایران، یا نشاطی از نوع نشاط مادری که سر کودک خود را به خاطر فقر می بُرّد؟!

سال هاست که دولت و تلویزیون دولتی و سایر رسانه های مرتبط، هربار که صحبت از “خودباوری” می شود، به سرعت آن را در کنار مقوله ای چون “انرژی هسته ای” بازتعریف کرده اند و با صحبت از مراکزی که در این زمینه فعالیت دارند و اشاره به متخصصان جوانی که توان علمی خود را در این زمینه به کار گرفته و سبب پیشرفت ایران در این زمینه شده اند، خود باوری جوان های ایرانی را به رخ می کشند. اما آن را که کنار بگذاریم، خود باوری علمی و فرهنگی و هنری و فنی در کدام یک از زمینه های دیگر مورد توجهه ویژه ی مسئولان قرار داشته و جوانان این مرز و بوم در کدام مقوله اجازه یافته اند تا تا توانایی های خود را به باوری عملی برسانند؟ اکنون، اخبار را که نگاه می کنی و روزهای که می گذرد را مرور می کنی، هیچ نشانه ای از آن که نسل جوان کنونی با خود باوری و باور به این که می توانند در وضعیت جاری آینده ی خود را آنچنان که می خواهند ترسیم کنند در آن دیده نمی شود و بالعکس، بسیاری به فکر فرار از دست سیستم حاکمه هستند. آن گاه در لا به لای اخبار به چنین خبر ناگواری برخورد می شود که «تجارت ماده مخدر شیشه، سودزایی فراوانی دارد» و شاید منظور رهبران کنونی ایران از خودباوری، همین باشد که برخی ها بنا بر گزارش مندرج در “تهران امروز”، به آن رسیده اند:

«در شرایط کنونی، آشپزخانه‌دارها ساخت شیشه را با قیمت بسیار نازلی که بیشتر افراد جامعه از عهده پرداخت آن بر می‌آیند، آموزش می‌دهند. این قیمت ۲۰۰ هزار تا ۳۰۰ هزار تومان است».

و این هم گزارش رسمی ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال ۹۰ است که: «انهدام ۱۲۰ لابراتور تولید شیشه، دستگیری ۶۰ هزار نفر در ارتباط با تولید این ماده و کشف ۴ تن شیشه ی تولید داخل، گواهی بر رشد لابراتوارهای تولید شیشه در کشور است. تنها در سه ماه اول سال ۹۱ نیز، ۴۳ آشپزخانه ی دیگر و بیش از ۵۰۰ کیلو شیشه “ساخت ایران”، کشف شده اند».

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large