Skyscraper large

آتش در خرمن اخلاق

بنیامین صدر

مدتی است خبرهایی به گوش می رسد که از گسترش روان پریشی جنسی در جامعه ایران و به ویژه شهرهای بزرگ و مرکزی ما به شکلی بیمار گونه حکایت دارد. 

آزار کلامی و رفتاری بانوان ایرانی که هرچند با کمال تاسف از گذشته وجود داشته اما چند سالی است که به وفور در سطح شهرها و به شکلی کاملا مشهود ضعف، درماندگی و سرخوردگی جنسی بسیاری از آقایان را فریاد می زند. آن هم در جامعه ای که ادعای دین مدار بودن آن از سوی متولیان رسمی مذهب و حاکمیت اسلامی مرتب به جهانیان گوشزد می شود!

مزاحمت برای زنان و دختران جوان که دیگر شب روز و روز و وقت و بی وقت نمی شناسد و امنیت روانی آنان را تهدید می کند، بگذریم که حتی گاهی به اتفاق های ناخوشایند بیشتری همچون آسیب های جسمی و روحی نیز می انجامد.

در خبرها یا شنیده های اخیر، بسیاری از مردان ایرانی به بیماری جنسی و آزار کلامی و رفتاری زنان متهم اند و دلایل قانع کننده ای هم درباره این موضوع از سوی راویان اخیر ماجرا منتشر شده که محکومیت این دسته وسیع از مردان را در پی دارد.

اما موضوعی که به دلیل شرایط خاص جامعه ما در این دسته شنیده ها و دیده ها کمتر مطرح می شود اینست که آیا این روان پریشی جنسی برای بسیاری از مردان ایرانی است یا زنان ما هم به شیوه های گوناگون آن را بروز می دهند، آیا غرایض جنسی که دست کم سه دهه است در کشور ما تابو تلقی می شود، تنها مخصوص آقایان است و اینکه چون زنی در خیابان بوسه ای  برای مردی غریبه نمی فرستد، نشانه ی بی میلی اوست.

مدتهاست که دلسوزان ایران از چاره اندیشی برای پاسخگویی به نیاز جنسی بسیاری از مردم می گویند و گوش کسی بدهکار نیست. تنها صبح تا شب از تمام تریبون های رسمی و غیر رسمی کشور، جوانان دعوت به ازدواج می شوند؛ آنهم بدون آنکه کمتر توانایی برای انجام این کار داشته باشند. درصد بالایی از اینگونه ازدواج های نسنجیده هم که به طلاق می انجامد و با جدایی نابهنگام  مشکل بیشتر می شود.

کافی است به بسیاری از زنان و دخترانی که می شناسیم نگاهی بیندازیم و ببینیم که چطور در حسرت رفتارهای جنسی اند، اما حیای إجباری یا ایرانی مانع بروز این میل می شود و وقتی اندک مجالی فرآهم شود، آنها نیز همین رفتارها را با مردان می کنند. نیاز لذت های جنسی معقول همچون میل به خوراک هنگام گرسنگی، مثل نیاز آدمی به آزادی است، تلاش برای آزادی تنها در نابرابری های سیاسی خلاصه نمی شود، باید برای درمان بیماری جنسی هم دنبال درمانی بود و تلاش کرد.

به هر رو این خبرها و برخی افشاگری ها، بحرانی را آشکارا عیان می کند که در جامعه به اصطلاح دینی ما که مسئولان، آن را جامعه ارزشی معرفی می کنند، شهامت گفتنش بسیار مهم است. مشکلی که در علوم اجتماعی از آن با عنوان «بحران سکس و قدرت» یاد می کنند. بحرانی که نشانگر سرخوردگی و بی اخلاقی است و حتی تجاوز جنسی را هم توجیه می کند!

با این توصیف تلخ باید به جمله نویسنده ی شهیر معاصر صادق هدایت رجوع شود که “درک فساد موجب تحرک می شود.” یا دست کم تلنگری باشد به وجدان های خواب و آنانی که تار موی چند جوان را بر نمی تابند اما مهمترین نیاز میلیون ها نفر را نمی بینند و از آن بدتر جامعه را به حال خود رها کرده اند تا مادران امروز و فردای آن نیز امنیت نداشته باشند.

وقتی اصلاً فراموش می‌کنیم که سرخوردگی های گسترده جنسی و بیکاری و گسترش دروغ و ریا هم می‌تواند جزو مشکلات یک جامعه باشد، کار به همین‌ جاها می‌کشد که می‌بینید. در این میان از  همه جالب‌تر کسانی هستند که این همه توحش آشکار را نتیجه بدحجابی زنان می‌دانند!

 نوابغی هم هستند که برای جلوگیری از خشونتی احتمالی که با چاقو صورت می‌گیرد به جای آنکه به علل این خشونت‌ بیندیشند«چاقو» را مقصر قلمداد می کنند. تا کی می‌خواهیم چونان کبک سر زیر برف فرو برده و به جای پرداختن به اصل و اساس، خودمان و دیگران را سرگرم مقولاتی کنیم که فرجام بیهوده و تلخ آن از هم‌اکنون مشخص است.

بله آتشی که در خرمن اخلاق و امنیت فردی ما افتاده، در حال شعله‌کشیدن است و با شعار و متهم کردن افراد بیمار، خاموش نمی شود. جز آن‌که باز هم پرده‌ای بر سر صد عیب نهان می‌پوشاند. هرچند این بازی را تا ابد نمی‌توان ادامه داد. به نظر می رسد که بهتر است سیاستگذاران خواب ما هم کمی روانکاوی اجتماعی کنند. سرکوب نیاز جوانان به سکس، شووینسم خشن و عریان، تقدیس خشونت با گرداندن و دار زدن مجرمان و گشت ارشاد مشکل را حل نمی کند؛ فراموش نکنید، بیمار را سرزنش نمی کنند به او دارو می دهند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large