Skyscraper large

«چهارشنبه‌ی اعتراض»؛ نگاهی دیگر

کامیار بهرنگ

تجمع چهارشنبه ی بازار، هم معترضین و هم حاکمیت را غافلگیر کرد. بعد از یک هفته بحران که عملا کسب و کار در بازار را مختل کرده بود، سه شنبه گذشته پیامی روی موبایل های بازاریان ارسال می شد که در اعتراض به سیاست های دولت و عدم قبول مسئولیت اش نسبت به بحران به وجود آمده، دست به اعتصاب بزنند.

این دعوت در ظاهر با استقبال روبرو شده بود، اما آن شب احساس می شد که اتفاقی که چهارشنبه رخ خواهد داد از یک سطح محدود و یک بازتاب در چند سایت مخالفان دولت ( چه نیروهای وابسته به حاکمیت و مخالف دولت و چه نیروهای مخالف حاکمیت اقتدار گرا ) فراتر نخواهد رفت؛ اما اعتراض به این شکل صورت نگرفت و چهارشنبه یک اعتراض بزرگ ـ در ابعاد خود – انجام شد، جدا از واکاوی چرایی شکل گیری این وضعیت که به اعتراض بازاریان انجامید – که پیشتر در مقاله های متعددی در راه دیگر به آنها اشاره شده است – این بار به شکل انجام آن و عناصری اشاره خواهم کرد که نشان می دهد، مبارزه ی مدنی در ایران به چه صورت ادامه دارد و این ریشه ها چگونه بر خلاف ظاهر سرکوب شده، دارای نیروی بالقوه ی بسیار نیرومندی است که می تواند در لحظه به اعتراض بدل شود.

وقتی اعتراض بازاریان وارد محوطه ی سبزه میدان ِ بازار تهران می شود، نیروی مردم با یک اعتراض متحرک روبرو می شوند که در آن خواست های آنها در شعار ها نمایان است. شعار هایی که برای بسیاری یادآور روزهای مبارزه ی مدنی برای دست یابی به ‘رای’ دزدیده شده اشان داشت، حال آنکه الزاما، شعار ‘ نصر من الله و فتح قریب ، ننگ بر این دولت مردم فریب ‘‌در اینجا آن کاربرد را نداشت بلکه حامل پیام اعتراض بازاریان به سخنرانی محمود احمدی نژاد و مشکلات بازار بود، اما این حس را در اعتراض مردم زنده کرد و مردم را به سوی خود کشاند، به شکلی که از سبزه میدان به بعد اعتراض فقط بازاری نبود و مردمی شد.

درست از همین جا است که رنگ شعار ها اعتراض را به شکل سیاسی نیز وارد میدان می کند و با ‘ سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن ‘‌ هم نشانه های روزهای اولیه ی مبارزه ی خیابانی جنبش سبز را با خود دارد و هم در نگاهی دیگر به عملکرد سیاسی دولت اعتراض می کند، امری که از بازار امروز تهران بعید به نظر می رسید.

بازار تهران با یک خواست گاه طبقاتی سنتی، امروز نمی تواند دیگر آن نقش بی بدیل خود در انقلاب مشروطیت و البته انقلاب ۵۷ را ایفا کند، چرایی آن را می توان در وابستگی بزرگان بازار به قدرت جستجو کرد. در آن دوران بازار و حاکمیت یک رابطه ی باج و خراجی داشتند و تنها رابطه ی بازار با دولت ـ حاکمیت ـ در این بود که بتواند از مالیات کمتر و آزادی بیشتر در فروش و به ازای آن سود بیشتر برخوردار باشد، اما این موقعیت در سال های دهه ی ۵۰ شمسی در ایران و همزمان با افزایش قیمت نفت و گسترش بیشتر بخش صنعت در ایران دچار مخاطره شده بود و بخش سرمایه داری سنتی در این احساس خطر می کرد، همین احساس خطر در سال های بعد از پیروزی انقلاب تبدیل به ابزار قدرت برای آنان شد و بازاریانی که در پیروزی انقلاب سهم داشتند خود را بیش از پیش به ارکان قدرت نزدیک کردند. با این حساب، امروز بزرگان بازار بخشی از حاکمیت هستند که ریشه های عمیقی نیز دارند و شکل گیری یک اعتراض مردمی درچنین بازاری را سخت می نماید.

با این حال دامنه اعتراض در سبزه میدان نشان داد که چنین نیرویی در سطح میانی بازار و افراد مرتبط با آن وجود دارد که از کوچکترین روزنه، اعتراض خود را نمایان کنند.

نکته ی مهم دیگری که باید در نظر داشت هسته ی اولیه اعتراض است، در بسیاری از تئوری های مبارزه، تاکید بر شکل گیری یک هسته ی قوی و منسجم برای یک اعتراض عمومی می شود، اما در نمونه ی نوین اعتراض به هیچ عنوان این تئوری صدق نمی کند و هسته ی اولیه تنها یک بهانه می تواند باشد.

نگاه کنیم که بهار عربی از خود سوزی یک دستفروش جوان، آغاز شد، امری که شاید تعدادی دیگر در آن نیز در تاریخ وجود داشته باشد و مردم با تاثر و تامل از کنار آن رد شده باشند و یا حتی در جمعی کوچک اعتراض کرده باشند و تمام؛ اما دنیای امروز نشان داده است در جوامعی که سرکوب در حد بالایی صورت می گیرد، شروع مبارزه ی مدنی با کوچکترین بهانه در عرصه ی عمومی شکل می گیرد و از یک رهبری منسجم و یک برنامه ی طولانی مدت از پیش تعیین شده برخوردار نیست.

از همین روی، بسیاری از ناظران بر این باورند که اعتراض هایی از این دست به زودی شکل خواهد گرفت اما الزاما این اعتراض ها خواست نیروهای سیاسی را حمل نخواهند کرد و از همین روی توصیه می شود که نیروهای سیاسی در صدد فرم بخشیدن به آن نباشند، بلکه نیروهای فکری و انسانی خود را برای همراهی با هسته های اولیه اعتراض آماده کنند.

تجربه نشان داده است که هسته های مردمی که از میانه های شهر شکل گرفته، از لحاظ عددی توانسته است قدرت تجمیع بالاتری را به همراه داشته باشد تا تجمعات از پیش تعیین شده.

( توجه داشته باشیم که این به معنای انکار ضرورت برنامه ریزی برای اعتراض های وسیع نیست و تنها به شرایط خاص زمانی حال بازمی گردد.)

نکته مهم دیگر، قدرت شبکه های اجتماعی است که در لایه های اجتماعی بسیاری خود را نشان می دهند. این قدرت، پیش‌تر خود را در تحریم ‘ نان و شیر ‘ به رخ کشیده بود ( جدا از درستی عمل، اما قدرت شبکه ها را نشان داد و پیش از این در یادداشتی با عنوان غفلت از بازتاب ها در جنبش به آن اشاره کرده بودم ) با این حال، این اعتراض در ۲ بعد، خود را بازیابی کرده و به نمایش گذاشته است. اول استفاده از شبکه ی اجتماعی مجازی و استفاده از فناوری ها ( ارسال پیام ها از طریق موبایل و ارسال پیام به صورت بلوتوث ) و همچنین استفاده از شبکه های اجتماعی در بازار.

توجه به این نکته نیز ضروری است که بازار تهران عموما هنوز دارای یک ساختار سنتی است که رابطه ی ‘ اوستا – شاگردی ‘ در آن نمایان است، با این حال شبکه ی قوی از شاگردها و یک طبقه ی جدید از صاحب کاران جوان در بازار وجود دارند که محافظه کاری بزرگان خود را ندارند که این واقعیت را در صورت اولیه اعتراض می توان در عکس ها و فیلم ها مشاهده کرد.

این شبکه های اجتماعی هرگز به صورت برنامه ریزی شده تولید نشده اند، اما می توان با یک برنامه بلند مدت پیوندی عمیق میان آن و شبکه های دیگر به وجود آورد تا بازار تهران را از حالت یک جزیره ی جدا از اعتراضات مدنی – مردمی خارج نمود. این مهم را در اولین گام می توان با همسان سازی و همرنگی خواسته ها و مطالبات و نمایش یک خواست عمومی در اعتراض آغاز کرد. به این شکل، نیروی مدنی و معترض جامعه می تواند نشان دهد که دغدغه های بازار را بخشی از خود می داند تا بازار نیز خود را بخشی از آن بداند. به واقع تنها راه شروع یک مبارزه ی مدنی بدون خشونت، پیوستگی حداکثری نیروها و شبکه های اجتماعی است.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large