Skyscraper large

مصطفی تاج‌زاده و نلسون ماندلا

محمدرضا سرداری

شبیه سازی چهره های تاریخ ساز شاید امر مرسومی در ادبیات روزنامه نگاری نباشد اما امری مسبوق به سابقه در ادبیات سیاسی است. در دوران معاصر شخصیتهای مثبت و منفی در تاریخ بارها تکرار شده اند و برخی کوشیده اند تا خود یا دیگری را با یک شخصیت تاریخی مقایسه کنند. بطور مثال برخی در دوران اصلاحات محمد خاتمی رییس جمهوری پیشین ایران با میخائیل گورباچف آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی مقایسه می کردند. در غرب نیز برخی تلاش کردند تا محمود احمدی نژاد رییس جمهور کنونی را با آدولف هیتلر مقایسه کنند. این گونه شبیه سازیها شاید به ظاهر فاقد معیار اصولی و منطقی باشد اما بخشی از منشا آن به رفتار سیاسی این شخصیتها باز می گردد و بخشی دیگر نیز محصول ذهن تحلیلگرانی است که آن صفات را بر اساس رفتار شخصیتها اکتساب می کنند.

مقایسه شخصیت مصطفی تاج زاده یکی از فعالان سیاسی نامدار اصلاح طلب که سالها در نظام جمهوری اسلامی نیز سمتهای اجرایی مهمی را دست داشته و اکنون یکی از زندانیان سیاسی پرآوازه در کشور پس از انتخابات ریاست جمهوری سال هشتاد و هشت است با شخصیت نلسون ماندلا رهبر ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی یک نوع مقایسه از همین نوع است. شاید برخی بر این باور باشند که در میان زندانیان سیاسی افراد بسیاری هستند که می توانند واجد چنین مقایسه هایی شوند که البته سخنی کاملا به حق است اما ویژگیهای تاج زاده به باور نگارنده می تواند شباهتهای بیشتری به ماندلا داشته باشد و اکنون باید به این ویژگیها پرداخت.

نظام جمهوری اسلامی از بدو تاسیس تا به حال نشان داده است که ید طولایی در سرکوب مخالفان خویش بویژه در زندانها دارد. وقایع دهه شصت، کشتارهای سال شصت و هفت، پروژه های تواب سازی، اخذ اقاریر و اعترافات تلویزیونی به شیوه های نوین، محدود ساختن حقوق زندانی در ملاقات خانواده و حتی رسیدگیهای پزشکی ضروری و بسیاری از موارد دیگر نظیر تجاوز جنسی در زندان کهریزک از جمله روشهای بکار رفته در زندانها برای سرکوب مخالفان بوده است. در واقع، فردای روز انتخابات که بسیاری از شخصیتهای سیاسی اصلاح طلب بازداشت شدند این نگرانی بار دیگر با پخش اعترافاتی از دو شخصیت سیاسی اصلاح طلب ایجاد شد که جمهوری اسلامی موفق شده است تا این بار نیز با استفاده از شیوه های ذکر شده مخالفان خود را تسلیم کند. اما در این میان مردان و زنانی بودند که علیرغم بی اطلاعی محض جامعه از وضعیت آنان در روزهای نخست بازداشتهای پس از انتخابات در مقابل این شیوه ها ایستادگی کردند و به جنبش سبز آبرو بخشیدند. همچنین در میان آنان شخصیتهایی وجود داشتند که پس از شکست دادن عوامل سرکوب در زندانها، دست پیش گرفتند و علیرغم محدودیتها و فشارهای زندان به ارتباط برقرار کردن با جامعه و روشنگری سیاسی دست زدند و تن نحیف و رنجور خویش را هزینه خواسته بزرگ روحانی خویش کردند. اکنون صرفنظر از این اشتراکات، نگارنده بر این باور است که مصطفی تاج زاده نقش دیگری نیز ایفا کرده است که شاید بیشتر ناشی از قابلیتهای فردی، روحیه بالا و قدرتی است که وی را قادر به مقاومت در مقابل فشارهای حکومت و تاثیرگذاری بر فضای جامعه از درون یک چهاردیواری تنگ کرده است.

مصطفی تاج زاده بر اساس اظهاراتی که اخیرا از سوی شخص وی منتشر گردیده است در روزهای نخست بازداشت زیر شکنجه بوده است. بی خبری از تاج زاده در آن روزها تا حدی بود که شایعه در قید حیات نبودن وی، علاء الدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس را واداشت تا برای ملاقات وی و اطمینان حاصل کردن از سلامتیش راهی اوین گردد. پس از تشکیل دادگاههای نمایشی، تاج زاده نقش مهمی در رسوا کردن سناریوی رسانه ای این دادگاهها ایفا کرد که هنوز برخی از تصاویر وی در حال لبخند زدن به اظهارات دادستان و کیفرخواست در دسترس است. در کنار آن روحیه بخشیدن به سایر هم بندان با استفاده از فرصت ملاقات در دادگاه نیز از ابتکاراتی بود که با توسل بدان بساط دادگاه نمایشی برای همیشه جمع شد. تاج زاده در دادگاه خویش نیز با دفاع نکردن از خود مبارزه منفی با برنامه کودتا را تداوم بخشید و پس از انتقال به بند عمومی نیز با انتشار یافتن مقالات و نظراتش از درون زندان در شبکه های مجازی و سایتهای سبز، ارتباط خویش با جامعه را حفظ کرد تا جایی که حاکمیت نتوانست این میزان فعالیت وی را نیز تحمل کند و وی را به سلولی انفرادی منتقل کرد. تاج زاده اکنون نزدیک دو سال است که در اعتراض به نقض فاحش حقوق خویش به عنوان یک زندانی سیاسی از سوی حاکمیت روزه سیاسی گرفته و آثار ناشی از این روزه دراز مدت تاثیراتی سوئی را بر سلامت جسمانی از جمله بینایی وی گذارده است.اما فشارهای وارده بر وی و خانواده اش از جمله بازرسی سلول و جمع آوری دست نوشته هایش مانع از برقراری ارتباط وی با بیرون از زندان نگردیده است و وی همچنان با دیده های کم سویش و درد ناشی از پشت گردن و در شرایطی که هم صحبت شب و روزش دیوارهای تکراری سلول است با قلم خویش نوک پیکان قدرت در حکومت را نشانه گرفته و به نقد می کشد.

روحیه خستگی ناپذیر مصطفی تاج زاده و مبارزه وی علیه تبعیضات آشکار سیاسی در جامعه در کنار بهره مندی از توان همسری مقاوم که بی تردید بدون نقش آفرینی وی پیام رسانی را به جامعه دشوار می کرد این قابلیت را فراهم ساخته است تا از وی شخصیتی چون ماندلا بسازد که جنبش ضد تبعیض نژادی را در آفریقای جنوبی از درون زندان رهبری می کرد. تاج زاده بارها در بزنگاههای حساس سیاسی از جمله انتخابات مجلس نهم و انتخابات اخیر ریاست جمهوری با انتشار مواضعش تاثیری به مراتب بالاتر از سایر اصلاح طلبان خارج از زندان و کشور بر فعالان سیاسی داشته است. مواضع اخیر وی در خصوص شرکت در انتخابات در صورت برگزاری انتخابات آزاد نه صرف آزادی زندانیان سیاسی در مقایسه با پیشنهاداتی که امروز از گوشه و کنار از سوی برخی اصلاح طلبان در خصوص انتخابات به گوش می رسد بخوبی نشان می دهد که وی علیرغم محدودیتهای زندان انفرادی، اشراف کاملی بر شرایط سیاسی کنونی کشور دارد و از این رو شایستگی رهبری جنبش ضد تبعیض سیاسی را دارا است.

جنبش سبز به لحاظ قابلیتهای بالایش در بهم پیوستن طیفها و سلایق سیاسی مختلف در کشور این استعداد را دارا است که در کنار وجود چهره های شاخص به عنوان سمبل، هدایت جریان اعتراضی را به دستان توانمند شخصیتهایی چون تاج زاده بسپارد. هر چند که چنین نقشی به صورت غیر رسمی هم اکنون نیز وجود دارد.


 

  • ماندلای ما- وبسایت جرس
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large