Skyscraper large

دولتی که نمی‌داند چه می‌خواهد

کامیار بهرنگ

بازار ارز در ایران گویا نمی خواهد و شاید بهتر است بگویم که نمی تواند روزهای آرامش را به خود ببیند. این نا آرامی نه تنها با تهدید و ارعاب و دستورهای دولتی و ورود سپاه و مجلس هم شکل عوض نکرده بلکه به روند افزایشی خود ادامه داده و تاثیرات مخرب خود را بر بخش های گوناگون اقتصاد ایران هر روز در ابعادی گسترده تر نمایان می کند. 

دولت همچنان از اخلالگران سخن می گوید، سپاه در گزارش خود به شورای عالی امنیت ملی از دست های پشت پرده می گوید و برخی از کارشناسان مستقل و حتی بخشی از نمایندگان مجلس، ناکار آمدی سیاست های اقتصادی دولت و عدم وجود یک مدیریت علمی را دلیل اصلی این نا بسامانی می دانند و برخی دیگر این افزایش شدید بهای ارز و کاهش ارزش پول ملی را اثرات تحریم های اعمال شده بر ایران می دانند. اما واقعا مشکل در کجاست؟
 

 دست های پنهان یا سیاست های دولتی

بهمنی رییس بانک مرکزی این افزایش قیمت را کاذب می داند، اما به این نکته اشاره نمی کند که کدام سیستم ارزش گذاری بوده است که ارزش سرمایه گذاری را کاهش داده و مردم را به سوی سرمایه گذاری های غیر تولیدی سوق داده است و حجم عظیم نقدینگی در بازار ارز و طلا را به وجود آورده است، به گونه ای که امروز سکه ی طلا و ارز به یک کالا بدل شده است، کالایی ارزشمند و البته کمیاب. 

بهمنی چندی پیش از مخالفت صریح محمود احمدی نژاد برای تزریق ارز به بازار خبر داده و در یکی از آخرین مصاحبه هایش بر خلاف رییس دولت از وجود دست های پنهان در بازار اظهار بی اطلاعی می کند. عدم شفافیت دولت و بیان وعده های بی پشتوانه، بخش های سرمایه گذار و خدماتی داخل کشور را دلسرد کرده است تا آنجا که آنها نیز شاید امروز یا فردا واحدهای خود را تعطیل کنند و یا به فکر سرمایه گذاری در خارج از کشور باشند. صرف زمان و تلاش بسیار برای توجیه بازار ارز از سوی بهمنی، رییس کل بانک مرکزی و مخالفت شدید بخش خصوصی یکی از سیاست های زمان سوزی بود که تنها صفحات روزنامه ها را پر و جلسات بسیاری را به خود اختصاص داد و سرانجام از دستور کار خارج شد، چرا که دولت تلاش داشت با این روند سازی به مانند بسیاری دیگر از سیاست های خود نقش فاجعه بار عملکردش را به روی دوش بخش خصوصی منتقل کند حال آنکه بخش خصوصی به میزان لازم در بخش جابجایی ارز کمک حال بوده است و نقش خود را به خوبی ایفا کرده است و این دولت است که با عدم شفافیت از کاهش میزان ذخیره های ارزی به واسطه ی کاهش صادرات نفت و تحریم های اعمال شده سخنی به میان نمی آورد.
 

 وزیری که از افزایش بهای ارز دفاع می کند

شیخ الاسلامی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی می گوید این افزایش بهای ارز و نزدیک شدن آن به قیمت واقعی و یکسان سازی قیمت داخل و خارج از کشور موجب کاهش واردات و افزایش صادرات می شود. اما کمتر کسی سخنان محمود احمدی نژاد را که ارزش واقعی دلار را ٩٠٠ تومان عنوان کرد فراموش کرده است. 

 حامیان دولت، سیاست تک نرخی کردن ارز در دولت سید محمد خاتمی را امری می دانند که ارزش ریال را به صورت مصنوعی تعریف کرده است و این آزاد سازی ارزش ریال و نزدیک شدن به ارزش واقعی آن به واقع شفاف سازی دولت و به نفع اقتصاد است. 

از سوی دیگر وزیر کار با قبول تاثیرات تحریم ها، اما باز هم با فرافکنی تلاش می کند دولت را مقتدر و امور را کاملا تحت کنترل نشان دهد. در حالیکه او به اثرات تحریم به روی بازار کار و کاهش فرصت های شغلی اشاره می کند، اما از سیاست هایی سخن می گوید که اثرات نامطلوب آن را تحت کنترل قرار می دهد. یکی از این سیاست ها با واقعی شدن قیمت ارز و به طبع آن کاهش واردات و اتکا به تولید داخلی تعریف شده است، حال آنکه با همین سیاست و با آمار همین دولت که همواره اختلاف زیادی با واقعیت دارد به صورت میانگین ما شاهد رشد نرخ بیکاری در سطح کشور هستیم. 

سیاست تعریف شده از سوی وزیر کار در شرایطی محقق می شود که پایه های درونی اقتصاد کشور پایدار و میزان تولید داخلی بالا باشد، در این شرایط کاهش ارزش پول ملی به تولید بیشتر داخلی و واردات کمتر می انجامد، نه آنکه سیاست گذاری را وارونه انجام دهند،  سیاستی که سال ها است از سوی کشورهایی چون چین و ژاپن و ایالات متحده آمریکا اعمال می شود نمی تواند مدل خوبی برای اقتصاد وابسته ی ایران باشد.
 

 دولتی که نمی داند چه می خواهد

در واقع دولت نهم و دهم نشان داده است از ارزیابی واقعی و پیش بینی شرایط به کلی عاجز است و تنها در این مدت آرزوهای زیبای مردم مبنی بر کاهش نرخ تورم و میزان بیکاری را در سخنرانی ها تکرار می کند. دولتی که امروز از آزاد سازی نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی سخن به میان می آورد، آیا برای شوک های تورمی بیشتر آماده است؟ آیا برای افزایش دستمزدها آمادگی و بودجه ی ریالی کافی دارد؟ آیا بودجه ی عمرانی کشور با واقعیت های بازار همسان سازی شده است؟ 

با همه ی انتقادات وارده به دولت های سازندگی و اصلاحات ما شاهد آن بودیم که دولت سازندگی با افزایش همزمان تورم ناشی از استقراض، حقوق کارگران را به نحوی افزایش می داد که فشار حاصله کمتر ( و نه الزاما بی اثر ) به روی مردم وارد شود، و یا سیاست گزاران اقتصادی دولت اصلاحات با پیش بینی ایجاد تورم کوتاه مدت حاصل از تک نرخی کردن ارزش ارز، آن را در برنامه های بلند مدت و بودجه ی سالیانه منظور می کردند، حال آنکه محمود احمدی نژاد شامگاه در رسانه ی ملی از سیاست های دولت برای کاهش میزان تورم سخن می گوید و صبح اثرات افزایش تورم به روی تمام کالاهای اساسی دیده می شود.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large