Skyscraper large

ضرغامی، حاج ناصر و دریاچه نمک!

شهاب عموپور

در ایران امروز، شاید بی‌پروایی مدیران هیچ نهادی که خود را فرهنگی، ارزشی نیز بدانند، به پای مدیران “سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران” نرسد. مراسم پایانی جشنواره رادیو و تلویزیون‌های “کشورهای اسلامی” در تهران است و “عزت الله ضرغامی” رییس صدا و سیما، در پشت تریبون با افتخار اعلام می کند که «”امکانات” و “تولیدات” رادیو تلویزیونِ ما، با سایر کشورهای مسلمان جهان مُشاع است» و آنها می توانند هر قدر از تولیدات سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی را که خواستند، ببرند و در هرکجا و هرچقدر که خواستند، به نمایش بگذارند و بدون پرداخت پول به ایران، برای بینندگان خود پخش کنند.

ضرغامی تصریح دارد که «شبکه‌های اسلامی نیازی به اجازه ندارند و می‌توانند برنامه‌های صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران را از شبکه‌های خود پخش کنند. اجازه لازم نیست، “صدای حق” باید توسط همه جار زده شود».

ضرغامی، به دنبال جار زدن صدای حق “مسلمانان” ایران و جهان، در همه جای دنیاست و اما یک گوشه از همان دنیا، در همین  شهر ضرغامی و سازمان عریض و طویلش؛ “حاج ناصر” نامی هست که سال هاست با گلویی که با لوله‌ی اکسیژن مصنوعی پیوندی ناگسستنی دارد، حرف حق می زند و اما صدایش آن قدر نحیف شده که از ورودی دفتر کار آقای ضرغامی توان عبور کردن ندارد تا از خروجی های “ساختمان شیشه‌ای پخش”، شنیده شود.

روزهای بزرگداشت دفاع مقدس است و عزت الله ضرغامی “نظامی سابق” و چند تن از نظامیانِ “کما فی السابق”، به دنبال «مقابله با دشمنان اسلام» هستند، یکی همچون وی از طریق مُشاع دانستن امکانات و اموال و تولیدات مردم ایران با سایر کشورهای مسلمان و به کارگیری رایگان آن در همه جای جهان؛ و یکانی با تهییج عموم به رویارویی مستقیم با امریکا و اسرائیل؛ اما “حاج ناصر” ۲۴ سال بعد از فراغت از نبرد با آن دسته از دشمنان اسلام که خودشان هم مسلمان بودند، هنوز منتظر رسیدن پول برای اعزام به آلمان و ادامه ی درمان خویش است.

“ناصر افشار” که همچون ضرغامی، در گذشته از رتبه داران در جنگ بوده، اکنون از جانبازان بالای ۷۰ درصد است. او یادگاری های ۷۰ درصدی جنگ را در زندگی خویش لمس می کند و ضرغامی یادگاران را در مسند خویش. او در این روزها خانه نشین است وضرغامی هم صد البته می نشیند، اما در دفتر خویش.

در همین روزهای سپری شونده با گرامیداشت یاد “دفاع مقدس” و “آمادگی برای شروع دفاعی مقدس تر” و “برگزاری جشنواره فیلم مقاومت” و “اختصاص بودجه برای تولید فیلم با موضوع جنگ اسرائیل و لبنان” و “چوب حراج ضرغامی بر سرمایه ی مردم ایران در صدا و سیما” و “پرواز صد و اندی نفری رییس دولت و دنباله ها به کشور آمریکا” و در یک کلام: «رساندن ندای حق به همه جای دنیا»، هیچ یک از برنامه سازان تلویزیونیِ تحت امر ضرغامی به یاد رزمنده ی سابق ایران نبوده اند که در خانه ای اجاره ای در شهرک اکباتان زندگی می کند و اکسیژن مصنوعیش لحظه ای نباید قطع شود. فیلم پرهزینه ی زندگی و درمان او، بدون آن که توسط برنامه سازان تحت امر ضرغامی ساخته و بعد به رایگان در اختیار دوَل هم پیمان قرار بگیرد، بدون باند آنونس و آگهی های بازرگانی در حال پخش از شبکه ی خانگیِ تک نفره ی خویش است.

“ناصر افشار”، در حضور “پرویز پرستویی” بازیگری که موفقیتش در سینما را به خطر بازی در نقش های دفاع مقدسیِ خویش می داند و اکنون هم همت دارد و به دیدار همیشگی با این جانباز ۷۰ درصدی می رود، به خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران چنین می گوید که «جنگ که شروع شد چون سن‌ام برای اعزام کم بود، شناسنامه ام را در آب گذاشتم و بعد که خشک شد به پایگاه بردم و گفتم در جیبم بوده و مادرم شسته است اما قبول نکردند. به پایگاه دیگری رفتم و باشناسنامه برادرم ۴ مهر ۱۳۵۹ به جبهه اعزام شدم. در طول جنگ چند بار مجروح شدم اما چون با شناسنامه برادرم رفته بودم از ترس اینکه متوجه شوند و نگذارند برگردم، به عقب خط برنمی‌گشتم که در نهایت سال ۶۰ با شناسنامه خودم دوباره به جنگ رفتم».

حاج ناصر که تاکنون ۳ مِلک پدری را فروخته و خرج درمانِ خود کرده، در طول سال های جنگ، هم دچار موج گرفتگی شده، هم شیمیایی خورده، هم یک بار دست چپش کاملا قطع شده و دوباره پیوند خورده، هم ضربه مغزی شده و قریب به یک ماه در کُما بوده و هم ۷۴ بار به اتاق عمل رهسپار شده. وی در طی این سال ها بیش از ۲۰۰ ماه در بیمارستان های مختلف بستری بوده و اکنون در حالی که با قرص و کپسول و اکسیژن مصنوعیِ لاینقطع، زندگی می کند و مشکل “اعصاب” و “ریه” و “گوارش” و “چشم” را یکجا دارد، سال هاست که منتظر دریافت ۱۵ میلیون تومان پول است تا برای ادامه ی معالجات خود راهی کشور آلمان بشود.

“عزت الله ضرغامی” از فرماندهان سابق جنگ، دارایی مردم در صدا و سیما را به اشتراکی رایگان با مسلمانان سراسر جهان می گذارد تا خلق “حماسه ها” جهانی بشود، فرماندهانی کما فی السابق در حال جنگ، هر روز بر طبل آن می کوبند تا خلق “حماسه های جدید” کنند و حاج ناصر افشار فرمانده گردان سابق، بیمار و با حالی که هر روز وخیم تر می شود، در خانه نشسته و می گوید: «الان در هفته ی دفاع مقدس از “حماسه ها” می گویند. خب، اینها ما بودیم و کس دیگری نبوده است. فقط می خواهم درد نکشم. دیگر تحمل ندارم. می توانند ما را در یک هواپیمای سی-۱۳۰ بریزند و ببرند در دریاچه ی نمک خالی کنند و ما هم راحت می شویم».

ضرغامی گفته: «اجازه لازم نیست، صدای حق باید همه جا جار زده شود». ببخشید آقای ضرغامی اما جانبازِ هم وطن و هم جبهه ایِ سابق شما یعنی “حاج ناصر افشار” که نیازمند ۱۵ میلیون تومان است، می گوید: «متاسفانه صدای ما به گوش کسی هم نمی‌رسد. بارها به “شبکه‌های تلویزیون” زنگ زدم اما پخش نشد».

 


  • عکس از خبرگزاری ایسنا – عکاس برنا قاسمی
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large