Skyscraper large

به می سجاده رنگین کن

عکس از خبرگزاری مهر

مهرانه رضایی‌فر

نگاهی دوباره به ابراهیم حاتمی کیا؛ ۲۴ سال پس از پایان جنگ

ابراهیم حاتمی کیا زاده ی تهران، در خانواده ای مذهبی و با اصالت آذربایجانی است که باورهای سفت و سخت خانواده حتی مانع از تماشای تلویزیون و راهیابی وی به سینما می شد. او که خود را از شاگردان مرتضی آوینی می داند، سینما را با نوشتن فیلمنامه و کارگردانی فیلم های کوتاه در جبهه آغاز کرد.

حاتمی کیا در سال ۱۳۶۴ نخستین فیلم بلند خود به نام هویت را برای شبکه دو سیما ساخت و از آن پس بود که به عرصه ی فیلمسازی در ژانر جنگ وارد شد و در طی این سال ها به نوعی سند سینما ی جنگ را به نام خود زده است.

گذشته از مرور کارنامه ی او و تحلیل کاراکتر فیلم هایش، کمتر پیش آمده که فضای فکری خود حاتمی کیا مورد تحلیل و بررسی قرار بگیرد و این مساله نه به خاطر عدم کنجکاوی مخاطب، بلکه از کناره گیری همیشگی وی از رو در رو شدن با بیننده ی آثارش است. به بیان دیگر، ابراهیم حاتمی کیا، در هر برهه ای با بیان قصه های دو پهلو و ایجاد فضایی به ظاهر ملتهب در فیلم هایش، معرکه را به پا می کند و خود با آرامش و در سکوتی پرسش برانگیز به کناری می نشیند و به کشمکش جناح های مختلف سیاسی برای مصادره ی خویش می نگرد.

این واقعیت که در طی سال ها، کارگردانی که خود را تا به این پایه به متن جامعه ی پیرامون وفادار می داند، اما در بزنگاه های سیاسی و تاریخی سکوت پیشه کرده، واقعیت تلخی است که هم توده ی مردم را سردرگم می کند و هم اتفاقا آقایانی که حاتمی کیا را تنها وارث بر حق نقد نصفه و نیمه ی حکومت می دانند، چرا که “وی بارها وفاداری خود را به ارزش های انقلاب و نظام ثابت کرده است.” و همین می شود که با وجود ارادت همه جانبه ی او به نظام جمهوری اسلامی، دو ساخته ی اخیرش در محاق توقیف رفت و برای ساخت پروژه ی چمران هم با رایزنی های فراوان موفق به کسب مجوز ساخت شد.

کمتر هنرمندی در طول تاریخ سینمای نحیف ایران، قدرت دافعه و جاذبه را توامان دارا بوده و با هوشمندی هر چه تمام تر کاراکتر خود را تحت هر شرایطی هم حفظ کرده، چه در زمان دولت اصلاح طلب خاتمی و چه در دولت مهرورز احمدی نژاد، همیشه موافقان و مخالفان خود را در سیستم حکومتی داشته و جالب اینجاست که این دو دستگی در میان تماشاچیان آثار او هم کاملا مشهود است.

به عبارت دیگر، نگاه رایجی وجود دارد که حاتمی کیا را منتقد همه جانبه و مقتدر رژیم می داند که با مهارت به زبان حکومتگران سخن می گوید و از طرفی نگاه دیگری که وی را فرزند خلف جمهوری اسلامی دانسته که به هیچ روی سنگر را خالی نخواهد کرد، غافل از این که او خودش را “یتیم حوزه ی فرهنگ” می داند که با ظلم و ستم فراوان رو به رو شده، اما با اقتدار در صف سفارت خرس نشان آفتابی نشده، حال آن که طعنه های نیش دار او به همکار هم رتبه اش، اصغر فرهادی، جز تشنج فضا و به دست دادن بهانه برای فرصت طلبان سود دیگری نداشته و ندارد.

اما نکته ای که در مورد ابراهیم حاتمی کیا نمی توان نادیده گرفت، این واقعیت است که گویی هر آن چه می گوید از دل برآمده و حتی شعارهای گاه و بیگاهش هم لاجرم بر دل می نشیند و در این میان خود او با درایت و آگاهی که تا به امروز از خویش نشان داده، در تور هیچ جناح و فرقه ی سیاسی و غیرسیاسی نیفتاده و همواره خود را بدهکار خانواده‌ی شهدا به دلیل قصور در ساخت فیلم‌های درخور نام فرزندان‎شان و یاد حماسه‌ی آنان دانسته است.

و همین می شود که مدعیان تمامیت خواه وی، ورود او به عرصه ی گسترده و پر دامنه ی سینمای اجتماعی را برنتافته و با ساخت فیلم دعوت در سال ۱۳۸۷، فریاد وامصیبتا سردادند و برای این انحراف نابخشودنی انواع صفات باربط و بی ربط را برایش ترتیب دیدند، حال آن که اتفاقا این فیلم با آن موضوع حساسیت برانگیز، شاید صادقانه ترین ساخته ی حاتمی کیا تا به امروز است که در آن از دغدغه های انسانِ درگیر با مقتضیات جامعه ی شهری سخن می گوید. اما هجمه ی روان شده به سوی حاتمی کیا به قدری ناگهانی و غیرمنصفانه بود که عطای نقد اجتماعی را به لقایش بخشید و در تجربه ی بعدی باز به سراغ  سینمای جنگ رفت.

با وجود این که حاتمی کیا خود را مرید و شاگرد همیشگی سید مرتضی آوینی می داند، اما برخلاف اعتقاد یار و همراه دیرینش، که جنگ هشت ساله ی ایران و عراق را تقدسی عارفانه و آسمانی می دهد، در تمامی این سال ها کوشیده، انزجار خود از جنگ را اعلام و با ترفندهای گوناگون، از تقدس بخشیدن به پدیده ای که از اساس مذموم بوده، خودداری کند. و شاید این دقیقا همان منطقه ی ممنوعه ای است که حاتمی کیا را اجازه ی ورود به آن نبوده اما وی با اقتدار در این منطقه ی مین گذاری شده مقاومت کرده و حق پرسش را هم برای خود و هم مخاطب خویش روا دانسته، هر چند که در این میان اجازه ی جولان را از تماشاچی گرفته و اصرار بر این دارد که نقش مترجم را خودش در برابر مسئولان ایفا کند و البته وی باید بداند که در گذر زمان، این میزان عقلانیت هم از سوی بیننده، مستعد تعبیرهای متفاوت است.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large