Skyscraper large

سال، سال کلاه‌قرمزی ست!

شهاب عموپور

قهرمان ملی ایران، ممکن است امسال راهی مراسم اسکار شود. این قهرمان از ورزش یا سیاست نیامده تا جای هنری ها در سینما را بگیرد و به جای آنها راهی اسکار شود،  او حقیقتا سینمایی ست و در صنف خودش است که پیش می رود تا شاید روانه اسکارشود.

قهرمان ملی سینمای بومی ایران که ممکن است امسال راهی اسکار شود، گرچه که بومی ست و سینمایی؛ اما نه “سید” و “قیصر” فیلم های سابق مسعود کیمیایی ست و نه مانند “آقای حکمتی” و “نایی جان” فیلم های بیضایی. نه “مجید ظروفچی” سوته دل “علی حاتمی” است و نه “علی خوش دست” تنگنای “امیر نادری”. نه “مش حسن” و “هامون” داریوش مهرجویی و نه “خورشید”، ناخدای ناقص “ناصر تقوایی”.

قهرمان ملی سینمای بومی ایران، که “علیرضا داوود نژاد” کارگردان و تهیه کننده ی نامی سینما، او را چنین لقبی داده و ممکن است امسال راهی اسکار شود، یک کلاه قرمز خوشرنگ بر سر دارد و یک عالمه خوشمزگی بر زبان. می شود دست در وجودش برد و این سو و آن سو چرخانید و گردانید تا آن نمایشی که مطلوب است را در  میان آورد و آنچه خوشایند است را بر دهان. او عزیزی با کلاهی قرمزی ست؛ عروسکی شیرین آزار که کارش در حال و روز کنونی سینمای مملکت تا بدانجا بالا گرفته که علیرضا داوود نژاد کارگردان فیلم ستودنی “نیاز” نیز، اکنون او را “قهرمان ملی سینمای بومی ایران” می پندارد.

یک سال پیش بود و در چنین ایامی که بحث و درگیری های فراوانی میان مدیران سینمایی دولت همچون “جواد شمقدری” و “علیرضا سجاد پور” و چند تن دیگر از آنها، با سینماگران و هیات انتخاب فیلم برای شرکت در هشتاد و چهارمین دوره ی مراسم “اسکار” در گرفته بود. کارشناسان و اهالی سینما تقریبا متفق القول بر آن بودند که “جدایی نادر از سیمین” بهترین گزینه برای معرفی ست و بر حسب موفقیت های جهانی متعددی که تا آن روز کسب کرده است می تواند از درصد بالایی از شانس در اسکار نیز برخوردار باشد؛ اما مدیران ارشادی که خودشان قبلا یک بار در روند فیلمبرداری “نادر و سیمین” اخلال به وجود آورده و متوقفش کرده بودند، دوست داشتند یکی از فیلم های مطلوب خود را به آکادمی اسکار معرفی کنند و بر سر آن چانه ها زدند و اما فاصله ی فیلم “اصغر فرهادی” با آن گزینه ها آنچنان زیاد بود که شمقدری و یاران نتوانستند حرف خود را به کرسی بنشانند و سرآخر، نادر و سیمین به سمت اسکار رفتند و جایزه ی بخش خارجی آن را هم گرفتند و با خود به ایران آوردند.

امسال اما آن بحث و درگیری ها دیگر نیست. این روزها که قرار است نماینده ی ایران برای شرکت در هشتاد و پنجمین دوره ی جوایز اسکار معرفی شود، دیگر تب و تابی نیست. چراکه اصلا فیلمی نیست که قابل ملاحظه باشد و درگیری ای بر سر آن باشد. خیال همه راحت است.

 امسال علاوه بر سال های بسیاری که “کیمیاوی” و “بیضایی” و “تقوایی” و “کیمیایی” و”فرمان آرا” و “بنی اعتماد” و “علی طالبی” و “تبریزی” فیلم نساخته اند، امسال علاوه بر آنکه چنان که در این سال ها بوده و”نادری” و “کیارستمی” و “قبادی”، فیلمسازانی خارج از حیطه ی سینمای داخل کشورشمرده می شدند، اکنون “فرهادی” هم به آنها اضافه شده است. امسال که فیلم “کیانوش عیاری” را هم توقیف کرده اند و فیلم “مهرجویی” هم هیچ نشانی از مهرجویی ندارد و “میر کریمی” هم دلش به یاد ساخته ی سال قبلش “یه حبه قند” است که شیرین می شود. امسال که مسئولان از ترس مردم هم که شده، با وجود تمایل، جرأت آوردن نام فیلم چند میلیاردی “قلاده های طلا” را در لیست فیلم های منتخب ندارند. امسال در سینمایی که “رسول اُف” و “پناهی” اجازه ی فیلم ساختن و فیلم نوشتن ندارند. امسال سال همان “قهرمان بومی سینمای ایران” است که راهی اسکار شود.

تهیه کننده ی “کلاه قرمزی و بچه ننه” ساعاتی پیش خبر داده است که این فیلم در حال “زیر نویس شدن به زبان انگلیسی” ست. او می گوید: «کلاه قرمزی و بچه ننه می تواند حرف های جهانی داشته باشد. داریم بر روی یک زیرنویس تخصصی کار می کنیم تا مفهومی که ما از حرف‌های کلاه قرمزی درک می کنیم، برای مخاطب خارجی نیز قابل فهم باشد».

بازار سینمای مملکتی که امسال در هیچ جشنواره ی معتبر جهانی، هیچ فیلم مطرحی نداشته است، آنچنان آشفته شده که تهیه کننده ی فیلم کلاه قرمزی می گوید: «انتخاب کلاه قرمزی به عنوان یک شخصیت ملی توسط هیات انتخاب اسکار ایرانی، جسارت آن هیات را می‌رساند تا انتخاب یک فیلم کلیشه ای شده‌ ای که شانس کمتری دارد. بحث مهم در این میان این است که اساسا هیات انتخاب اسکار به فیلم کلاه قرمزی و بچه ننه فکر کند، چون به نظر من این فیلم هم شانس دارد. قطعا نویسندگان و کارگردان این فیلم با توجه به نگاه کودک در عرصه جهانی خواهند گفت این فیلم چه شانس‌هایی در عرصه‌ ی جهانی دارد. این فیلم به عنوان یک فیلم شاد، حامل خبرهایی از داخل ایران است که می ‌تواند نشان بدهد این مملکت زنده و شاداب است و نکات مثبتی از ما را بازتاب بدهد».

“مدرسی” تهیه کننده ی کلاه قرمزی، می تواند به هیات انتخاب امیدوارتر هم باشد؛ چراکه بر خلاف او که دغدغه ی اسکار بردن یا بر زبان راندن حرف های جهانی را با کلاه قرمزی دارد، مسئولان بالادستی سنما که پارسال بعد از اسکار بردن “فرهادی” آن را محصول برنامه ی خود دانسته و بعد از بازگشت فرهادی به ایران، به استقبال او رفته بودند، اکنون دیگر همان نمایش ها را هم اجرا نمی کنند و “سید ضیاء هاشمی” رییس اتحادیه تهیه کنندگان و رییس شورای صنفی نمایش که از نزدیکان به شمقدری و احمدی نژاد است، خیال خودش و دولت و سینما و سینماگر و همه را یکجا راحت کرده و می گوید:

«لزومی به ارائه ی فیلم شاخص برای اسکار نیست،‌ بلکه تنها شرکت در این جشنواره کافی است».

سال، سال کلاه قرمزی ست، شخصیت ملی ایران، شخصیت سینمای بومی ایران.

این همان مرگ تدریجی یک رویا در ایران بود. رویای سینما!

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large