Skyscraper large

گدا چرا نزند لاف سلطنت؟

مهرانه رضایی‌فر

با اعلام خبر تعطیلی دائم خانه سینما، چراغ تنها تشکل صنفی سینماگران هم خاموش شد تا بلکه “بساط خیانت فرهنگی” برچیده شود.

اداره کل حوزه ریاست، روابط عمومی و امور بین الملل سازمان سینمایی در نمابری آورده است: « وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به گزارش مورخ ۲۱ مرداد ۹۱ دبیر هیأت رسیدگی به امور مراکز فرهنگی و هنری پیرامون تصمیم ورأی نهایی آن هیأت دربارة تعطیلی دائم خانه سینما ضمن تأیید و ابراز مراتب، تصریح نمود با جمیع بررسی‌های به عمل آمده، دلیل موجهی که موجب نقض رأی آن هیأت شود، مشاهده نگردید.»

سینمایی که روز بزرگداشتش هم به بهانه ی واهی شلوغی از تقویم حذف شد، به طور میانگین هر ۹ سال یک بار پذیرای تماشاگر ایرانی است و این یعنی، حال سینما که داعیه دارانش باید به گواه “بیانیه ی جمعی از بسیجیان و رزمندگان و ایثارگران و خانواده های شهدا، شرمنده امام عصر و ارواح طیبه شهدا” باشند، اصلا خوب نیست و در همین نفس های آخر هم هر روزه مورد عنایت دوستان قرار می گیرد !

با اینکه سید محمد حسینی، وزیر ارشاد، اعتقاد راسخی مبنی بر “خدمات طلایی دولت دهم در عرصه فرهنگی و هنری” دارد و به تازگی اعلام داشته که : «تبیین خدمات فرهنگی دولت دهم ، مجال زیادی می طلبد»، اما آمار و ارقام به هیچ روی تعارف ندارند. در کشوری که ۱۰۰۰ شهر وجود دارد اما تنها ۷۰ شهر آن دارای سالن سینما هستند، ادعای خدمات طلایی که نیازمند تبیین هم هست، ادعای گزافی به نظر می رسد که تنها از عهده ی دولتمردان جمهوری اسلامی برمی آید که امر را بیش و پیش از این ها بر خود مشتبه کرده اند.

در بیانیه اشاره شده که از سوی جمعی از بسیجیان خطاب به مسئولان نظام منتشر شده است، با اینکه سعی در القای توهم حمایت همه جانبه ی وزارت ارشاد از جریان جنگ نرم در سینما دارد اما باید به اطلاع نویسندگان این دست بیانیه ها رساند که فارغ از توهمات ایشان و ادبیات تکراری در این حوزه، چندی است که ساده ترین حرکت های فرهنگی و هنری هم با چوب هایی عظیم در میان چرخ هایشان روبه رو می شوند. فیلمنامه ای که از هفت خان رستم می گذرد و با سلام و صلوات مجوز ساخت می گیرد، و با بی شمار مشکل متفاوت و صرف هزینه ای هنگفت، ساخته می شود، در کمال خونسردی با بی تفاوتی آقایان مواجه شده و رای به غیر قابل نمایش بودنش می دهند. غافل از این که این دقیقا همان فیلمنامه ی تایید شده از سوی ایشان است. شمقدری با ذکر دلیل “محتوای بسیار تلخ” فیلم خانه پدری، ساخته ی کیانوش عیاری، آن را غیر قابل نمایش دانسته و به راحتی هر چه تمام تر حکم به محاق یک اثر هنری می دهد.

در این میان اما فریاد وااسفای بسیجیان امضا کننده ی بیانیه مذکور هم در نوع خود جالب توجه به نظر می رسد وقتی که تلقی خود را از فضای فرهنگی و هنری این روزها می گویند : «آنچه که امروز در عرصه‌های فرهنگی کشور شاهد آنیم مصداق بارز شبیخون و قتل‌ عام است! حرکت هماهنگ دشمنان خارجی و داخلی اسلام و انقلاب با هدف قلع و قمع تفکر دینی و انقلابی و ریشه‌کنی آن از قلب و ذهن مردم و به ویژه نسل جوان است و در این میان هنر و سینما از جمله اهداف اصلی این تهاجم به شمار می‌آید! فضای سینما به واسطه ویژگی‌های آن به یکی از جولانگاه‌های اصلی دشمن در جنگ نرم تبدیل شده و کافی است بدانیم که برخی سینماگران بی‌هنر داخلی در هماهنگی کامل با طراحان خارجی جنگ نرم، شمشیر را برای نابودی باورهای دینی و اخلاق اسلامی جامعه از رو بسته و در این مسیر از هر اقدامی رویگردان نبوده و نیستند و در کمال تاسف از حمایت همه‌جانبه وزارت ارشاد و معاونت سازمان سینمایی آن برخوردار بوده و هستند!»

در این آشفته بازار می توان با شعف به چاپ سی امین کتابی که جناب آقای خامنه ای خواندنش را توصیه کرده اند دلخوش بود یا دل نگران از “عزم های غیر جدی در زمینه ی حفظ قرآن” با وجود مطالبات جدی رهبر فرزانه در این عرصه شد و یا اینکه در غبار بحث و فحص آقایان من باب “پاسخ به شبهات پیرامون سرداب سامرا و رابطه ی آن با امام زمان” غرق شد، اما این دست خدمات طلایی که سینه درانی های آقایان را هم به ارمغان آورده، باعث نمی شود که چهره ی زرد و حال نزار این روزهای سینما و فرهنگ فراموش شود.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large