Skyscraper large

مرا ننگ ز نام است

مهرانه رضایی‌فر

( بررسی موضوع اعتیاد در سینمای ایران، با نگاهی به فیلم خون بازی، ساخته رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب )

با این که اعتقاد راسخ اسماعیل احمدی مقدم، دبیر کل ستاد مبارزه با مواد‌ مخدر، مبنی بر این است که : « آمارهای مجامع جهانی از تعداد معتادان در ایران مبالغه‌آمیز می باشد» و ایشان درصدد «تشکیل کمیته ای متشکل از همه دستگاهها و مجامع علمی برای رسیدن به یک نظام دقیق سرشماری معتادان تا پایان سال جاری» است، اما گویی فراموش کرده که آخرین آمار مربوط به آسیب دیدگان انواع مخدرات در ایران، به سال ۱۳۷۶ یعنی درست ۱۵ سال قبل برمی گردد و جالب آن که از آن زمان تا کنون، آمار دو میلیون معتاد، تغییری نکرده و ثابت مانده است !!!

حال آن که سرعت عمل و کارایی این گونه کمیته های فله ایِ بی نام و نشان که عمدتا برای خالی نبودن عریضه تشکیل می شوند، علامت سوال های بی شماری را سبب می شوند وقتی بدانیم، از هنگامی که کراک در ایران تبدیل به الگوی مصرف شد تا زمانی که مسئولین امر از خواب زمستانی خود برخاسته و وارد میدان شدند، دو سال از شیوع این ماده ی مخدر و آسیب های هولناکش گذشته بود.

درست است که با توجه به پنهان بودن پدیده اعتیاد در کشور، دستیابی به آمار دقیق معتادان، کار پیچیده‌ای است اما به اعتقاد کارشناسان، در زمان حاضر، افزایش گرایش زنان به سمت مصرف انواع مخدرات، زنگ ها ی خطر را بیش از پیش به گوش می رسانند و این مساله می تواند آسیب های جبران ناپذیری به متن جامعه وارد سازد.

در ادامه بررسی سلسله فیلم های سینمای ایران که به معضل اعتیاد پرداخته اند، این بار به سراغ اثر تکان دهنده ی رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب می رویم که در نقش راوی واقعیت رقت انگیز جامعه ی به تصویر کشیده شده ی فیلم، در مقایسه با دیگر آثار این حوزه، با قدرت هر چه تمام تر قد علم کرد.

خون بازی، محصول سال ۱۳۸۵ با نقش آفرینی قدرتمند باران کوثری و بیتا فرهی، حکایتگر قصه ی دختری جوان است که با به همراه داشتن گذشته ای از هم پاشیده به استقبال آینده ی سیاه و مبهمی می رود که اعتیاد برایش تدارک دیده و عجیب آن که در این مهلکه ی بی بازگشت، نیروی عشق را هم یارای ایستادن در مقابل این هیولای بدقواره نیست.

در بیان نقاط قوت اثر، گذشته از فیلمنامه ای چارچوب دار، می توان به فیلمبرداری استادانه ی محمود کلاری اشاره کرد که حس مشاهده گری را به خوبی و بدون  ادا و اطوارهای خاص این حوزه، به بیننده اش منتقل می سازد و هیچ گاه و به هیچ قیمتی قصد جلو زدن از تماشاگر فیلم را هم ندارد.

البته در کمال تاسف باید گفت که ایده ی خون بازی به سنت غالب آثار سینمای ایران، این بار هم کارگردان را مقهور خود ساخته و فرصت خارج کردن نگاه کاوشگر و درمانگر سازندگان فیلم از شکل بالقوه و به فعل درآمدن دیدی عمیق، به خالق خود نداده و همین می شود که تماشاگر بعد از تحمل صحنه های به غایت تکان دهنده و تلخ و سراسر حقیقی اثر، در نهایت رها شده و دست خالی برمی گردد.

اما بخشی از تازگی داستان ارائه شده در خون بازی، به جنسیت شخصیت اصلی فیلم برمی گردد که قطعا از تابوهای جامعه و به تبع آن، سینمای ایران است که با هوشمندی و دید انتقادی بنی اعتماد، به عنوان کارگردانی کاربلد و با پرهیز از لفاظی های مرسوم، به تصویر کشیده شده و بیننده را به قبول خشونت جاری در بطن جامعه ی خود فرا می خواند. نگرش سنتی و غلط جامعه ی ایران در مورد پدیده ی اعتیاد زنان، باعث شده که این آسیب اجتماعی از نگاه اکثر افراد جامعه، یک موضوع غیر اخلاقی در نظر گرفته شود تا یک بیماری مهلک. در واقع نگرش های اجتماعی منفی موجود درباره رفتار غیر اخلاقی زنان معتاد، مانعی بزرگ در راه درمان اعتیاد زنان آسیب دیده می باشد.

در میانه ی شمار روز افزون دختران و پسران جوانی که قربانی ترانزیت های هر روزه ی کامیون های حامل انواع مخدرات صنعتی و غیر صنعتی، از مرزهای قانونی کشور و نیز با نظارت مستقیم مسئولین جمهوری اسلامی می شوند، بهتر است با گوش جان سپردن به توصیه ی آیت ا… تهرانی در باب “راه و رسم آرزو کردن”، برای عاقبت به خیری مملکت امام زمان دست به دعا برداریم.

 


  • عکس از خبرگزاری فارس – عکاس مهدی مریزاد
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large