Skyscraper large

زنانه ها و مردانه ها و حریم خصوصی

سوده راد

ورود و تجاوز نیروهای دولتی و حکومتی به حریم خصوصی زنان و مردان، هر از چند گاه و به بهانه ای جدید، شکل تازه ای به خود می گیرد.  این دخالت در زندگی شخصی ایرانیان، چه در داخل و چه در خارج از مرزها، این به استخرها و آرایشگاه ها هم وارد شدهاست.  در هفته ای که گذشت، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران خبر از استقرار نگهبانان زن در مکان های زنانه خصوصی و دولتی، چون “استخرها و آرایشگاه ها” داد. هرچند این خبر بیشتر به حفظ زنان از جرایمی چون دزدی و یا ضبط و ثبت تصاویر غیر مجاز می پردازد، این پرسش مطرح می شود که به راستی مرز زنانه ها و مردانه های اجباری برای این نظام کجاست؟

پارک تفریحی و ورزشی زنانه، باشگاه زنانه، مدرسه و دانشگاه زنانه، پله ها و آسانسورهای زنانه، مشاغل زنانه و … فهرست بلندبالایی از اماکن ممنوع برای ورود آقایان را تشکیل می دهند. جایی که زنان، می توانند بی “نگرانی از حضور هیچ مردی”، به فعالیت تحصیلی، ورزشی، فرهنگی و حرفه ای خود بپردازند. نگرانی از آنجا سرچشمه می گیرد که خواهی نخواهی و مستقل از اعتقاد یا عدم اعتقاد به حجاب، به محض حضور مردی نامحرم، زنان موظف به پوشاندن سر و بدن  خود هستند. حالا نگهبان زن بناست با آموزش هایی که می بیند از وقوع “جرایم” در مکان های زنانه پیشگیری کند و محافظ همجنسان خود باشد. 

درست است که شرح وظایف این نگهبان زن هنوز تعریف نشده، اما برای بسیاری از ما، اولین تصویری که این خبر به ذهن می دهد، یا تصویر زنیست که در ورودی فرودگاه ها و سازمان ها کیف را می گردد و بازرسی بدنی انجام می دهد، یا تصویر زنی باتوم به دست است که در میدان هفت تیر، زنان برابری خواه را به باد کتک گرفته و با خشونتی کم نظیر آنها را به سمت ماشین نیروی انتظامی می کشد.  وظیفه او از نگاه نیروی انتظامی، چیزی جز محافظت از این زنان بود که مبادا خطوط قرمز نظام را رد کنند؟

سیاستمدارانی که بیش از آنکه ضامن اموال و نگران اخلاق در جامعه باشند کمر همت بسته اند تا تفسیر خود از دین را بر انسان ها – و نه تنها ایرانیان و مسلمانان – تحمیل کنند، حالا به خصوصی ترین ” زنانه” ها سرک می کشند تا چه چیز را بیابند؟ آیا باید در انتظار وضع قوانین پوشش و پیرایش و آرایش در آرایشگاه ها و استخرها و باشگاه های ورزشی باشیم؟ آیا حجاب اجباری زنان ایرانی در هیأت های ورزشی و علمی و فرهنگی اعزامی از ایران و خارج مرزهای جمهوری اسلامی،  در آستانه فراگیر شدن در خانه ها و مدرسه های ایرانیست؟ سرکوب هر چه بیشتر “کم حجابی” و تعبیرش به بد حجابی – بخوانید بی حجابی – و تفکیک زنانه ها و مردانه ها جز نتایج منفی در این سالها چه به بار آورده است؟ همین بس که روزی نیست که خبری رسمی و غیر رسمی، از مصرف بالای لوازم آرایش زنانه، تا مدهای جدید آرایش موی مردانه – که اتفاقاً هر دو به زعم نظام زشت و زننده است – و گسترش رفتارهای خطرناک جنسی – بر اثر آموزش نادرست و ناکافی – از داخل ایران مخابره نشود.

بی تردید حفظ امنیت جانی و مالی مردم، زن و مرد، بر عهده پلیس است و در کشوری که مرزهای تفکیک جنسیتی هر روز پر رنگ تر و دیوار بین زنانهو مردانه هر روز بلندتر می شود، حضور زنان در نیروی انتظامی، می تواند به عنوان پیشرفتی در ورود زنان به مشاغل ویژه – بخوانید “مردانه” – تلقی شود. اما واقعیت اینست که همزمان با ممنوعیت تحصیل زنان در رشته های دانشگاهی و ادامه تحصیل در شهری غیر از شهر محل سکونت خانواده، نیروی انتظامی نوید آموزش و استخدام نگهبان زن می دهد. این بار هم زنان به ابزاری حکومتی برای کنترل “خواهران محرم” خود می شوند تا نظامی مردسالار به هدف یکسان سازی و تطبیق رفتارهای مردمش با معیارهای تمامیت خواهانه خودش نزدیکتر شود.  فساد و فحشا و دزدی و جرم و جنایت، همه جا هست و حضور فیزیکی نگهبان، چه زن، چه مرد، ممکن است بتواند از بروز جرایم کوچک پیشگیری کند و هرگز قابلیت توقف جرایم سازمان یافته و زنجیره ای را ندارد. مگر این که درشرح وظایف و اهداف این نگهبانی، چیزی فرای حفاظت از جان و مال مراجعه کنندگان هم باشد که بتواند از آرمان های دولت و نظام جمهوری اسلامی حمایت کند.

در مجموع باید منتظر ماند و دید این نیروهای نگهبان چطور مراحل “گزینش” و آموزش و استخدام را می گذرانند تا بتوان به ضرس قاطع در موردشان قضاوت کرد، هرچند آنچه درنظامی که بر اساس تبعیض جنسیتی بنا نهاده شده نویدبخش آزادی، امنیت و حفظ شأن انسانی شان نیست.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large