Skyscraper large

توهین به پیامبر اسلام و فرصت‌طلبی جمهوری اسلامی

ایلیا مرتضوی نسب

با شکل گیری رویارویی شدید میان مسلمانان و دنیای غرب در روزهای جاری و برخوردهای خسارت بار و خونین در برخی سفارتخانه های غرب در کشورهای اسلامی که منجر به مرگ چند دیپلمات امریکایی شد، اینک ایران با بهره برداری از این رویدادها و تنش های موجود می رود تا به شکلی ماهرانه سوار بر موج اعتراضات، تبلیغات گسترده ای را علیه غرب و منافع آنان در کشورهای اسلامی و جهان به راه انداخته و از این نمد کلاهی برای سیاست های ضد غربی خود ببافد. گویی ارزش های اسلامی و شخص پیامبر نیز ابزاری برای دشمن ستیزی نظام حاکم بر ایران است.

در حالی که عمل سازندگان فیلم توهین آمیز به پیامبر اسلام جای هیچگونه توجیهی ندارد، اما گویی برخی اسلام گرایان و سیاستمداران مسلمان از جمله در کشور خودمان این توهین را فرصتی برای رسیدن به اهداف سیاسی خود می دانند حال آنکه چنین فرصت طلبی، بیشتر از ساخت چنان فیلمی، خطرناک و ویرانگر خواهد بود.

در این باره روزنامه کیهان که توسط نماینده ولی فقیه اداره می شود در یادداشت روز گذشته خود بدون در نظر گرفتن این موضوع که ساختار جامعه رسانه ای غرب همانند کشور ایران و برخی دیگر از کشورهای استبدادی با دخالت و سفارش حکومت صورت نمی پذیرد و اصولا تولید محتوا به گونه ای است که هر کس می تواند آنچه فکر می کند را بدون ترس از دولت منتشر کند، با مطرح کردن تاریخچه ای از مشکلات دنیای غرب با جامعه مسلمانان و ارتباط دادن برخی وقایع و سیاست های روز آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی با جنگ های صلیبی، می نویسد:” هجمه و هتک برنامه ریزی شده علیه «مقدس ترین و نورانی ترین چهره میان مقدسات عالم» که آشکارا توسط صهیونیست ها و هیات حاکمه آمریکا انجام شده، در ادامه و بخشی از پروژه ای است که آمریکایی ها بعد از فروپاشی نظام دو قطبی و با هدف از میان برداشتن مهمترین مانع سیطره آمریکا بر جهان علامت گذاری کردند. هرچند اقدامات ضد اسلامی غرب سابقه بسیار طولانی تری دارد و به زمان آغاز جنگ های ۲۰۰ ساله صلیبی (۴۸۹ تا ۶۹۰ هـ) بازمی گردد و تا آنجا که به آمریکا مربوط می شود به اولین سال های آغاز سیطره آمریکا به بخش وسیعی از جهان پس از پایان جنگ جهانی دوم بازمی گردد.”

گرچه این نوع دیالوگ و ادبیات در روزنامه کیهان تازگی ندارد اما به نظر می رسد که این نوع مقایسه در نوشتار روزنامه مذکور نشان از گفتمانی دارد که براساس یک هدف مشخص و با انگیزه ی طرح جنگ میان مسلمانان با دیگر کشورهای مخالف جمهوری اسلامی به بهانه دشمنی غرب با اسلام مطرح شده است.

این روزنامه در بخش دیگری از نوشتار خود با اشاره به تعدادی از نویسندگان غربی و اشاره به ترجمه برخی کتب نوشته شده در آمریکا، دنیای مسیحیت و یهود را یک پارچه مجری سازمان های مخوف اطلاعاتی و دانشگاه های بزرگ دنیا دانسته که زیر نظر صهیونیسم خوراک و مطالب ضد اسلامی منتشر کرده و با حمله به اعتقادات مسلمانان در صدد نابودی اسلام و مسلمین هستند. گرچه بر اساس شناخت مدیریت رسانه ای در این نشریه و سابقه ی جعل در دیگر رسانه های دولتی صحت و سقم مطالب منتشر شده از سوی این روزنامه همواره در هاله ای از تردید قرار دارد.

دیگر نکته قابل تامل در این یادداشت این است که نویسنده گویی از موج بوجود آمده در کشورهای اسلامی و بروز خشونت های مرگ بار تمجید کرده و می نویسد:” غرب گمان می کند مسلمانان در واکنش به اهانت به قرآن و پیامبر خود دچار چنددستگی می شوند دسته ای برای حفظ رابطه با غرب، روش مسالمت آمیز در پیش می گیرند و دسته ای دیگر تا سر حد درگیری شدید پیش می روند و غرب گمان می کند در این فضا می تواند با اجماع سازی قدرت پراکنده خود، توان تجمیع یافته جهان اسلام در جریان بیداری اسلامی را پراکنده کند و در نهایت براسلام و اسلام گرایان غلبه کند.”

کیهان همچنین در بخش دیگری از یادداشت خود به روشنی درصدد بهره برداری و دامن زدن به خشونت های صورت گرفته از سوی تندروان اسلامی می نویسد: ” واکنش اجتماعی مسلمانان که این روزها در جای جای جهان اسلام به چشم می خورد بسیار لازم است. این واکنش اجتماعی باید با اقدامات برنامه ریزی شده و منسجم در سطوح کشورها تکمیل شوند”.

کیهان در پایان مطلب خود با اشاره به موقعیت پیش آمده سهم ایران از این اتفاقات را بهره برداری از ظرفیت های موجود دانسته و اینگونه می نویسد:” در این بین جمهوری اسلامی می تواند نقش ویژه ای ایفا کند و از ظرفیت به میدان آمده موجود برای ایجاد ارتباط فعال بین مراکز و گروههای اسلامی برای در میدان نگهداشتن آن تا رسیدن به نتیجه، استفاده نماید.”

جامعه ی مسلمانان این حق را دارد تا در خصوص توهین بی شرمانه عده ای نابخرد اعتراض کرده و نارضایتی خود را به سازندگان و حامیان آنها اعلام کند، اما دامن زدن به تنش و حمایت از اعمال خشونت آمیز و همچنین تهدیداتی که بعضا از سوی برخی رسانه ها و افراد تندرو در ایران شکل گرفته این گمانه را مطرح می کند که جایگاه ایران در بروز این نوع تنش ها و ادامه خشونت ها چیست؟

آیا یک عمل نابخردانه از سوی برخی افراد در کشورهای غربی باید زمینه ساز بهره برداری و سودجویی سیاستمداران تندرو مذهبی شود؟ آیا نیت واقعی آنان حمایت از مقام پیامبر اسلام و ارزشهای اسلامی است یا برآورده کردن خواستها و رسیدن به انتقام جویی و پی گیری کینه های پیشین؟

آنچه در این روزها لازم است تا بدان توجه شود، آرام کردن جو التهاب و دلجویی از ملت مسلمان و پیگیری حقوقی ماجراست نه دامن زدن به خشم و نمک پاشیدن بر زخمی که شاید مسبب آن سیاست های بهره جویانه برخی تندرویان اسلامی از جمله در ایران باشد.

عملکرد اشتباه و خصمانه از سوی چند فیلم ساز معاند، بهترین فرصت را برای هوچی گری و هرج  و مرج در روابط مسلمانان و جهان امروز فراهم کرده و این نوع واکنشهای تند و کشتن سفیر آمریکا و همچنین حمله به سفارت خانه ها و مراکز سیاسی و تجاری کشورهای غیر اسلامی، همان چیزیست که ایجاد حساسیت و واکنش های خصمانه بیشتر را از طرف مقابل به همراه خواهد داشت.

برخی ناظران معتقدند این نوع حرکات ضد ارزشی در غرب نتیجه تندروی و تحجر طیفی از مسلمانان است که پیش از این به اسم اسلام به هر سیاست و عملی دست زده و ارزشهای آن را دستمایه منافع حزبی و سیاسی خود کرده وچهره این دین را تا آنجا خراب کرده اند که پیامبر آن مورد حمله قرار گرفته و این همان بهایی است که جامعه مسلمان به خاطر نوع عملکرد تندروها و متحجرین آن می پردازد.

به هر حال نباید فراموش کرد که حرمت مسجد به متولی آن است و آنچه که بهانه جویان اسلام ستیز را به زانو در خواهد آورد، نه تحرکات هیجانی و نامناسب بلکه هوشیاری و پاسخهای هوشمندانه است که موثر واقع شده و راه را برای تکرار این گونه حوادث می بندد.

 


  • یادداشت ارسالی از خوانندگان
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large