Skyscraper large

“نه!” به حجاب کودکان

سوده راد

سی و سه سال از اجباری شدن حجاب در ایران  می گذرد. در این سال ها “رعایت حجاب اسلامی ” هم از جانب حکومت و هم از جانب زنان و مردانی که مخالف حجاب، یا حجاب اجباری بوده اند اشکال مختلفی به خود گرفته است. از مقنعه چانه دار و مانتو های بلند و گشاد، تا شال های نازک و مانتو های تنگ و بدن نما، همه حجاب ایرانی را متنوع و البته یگانه می کند و گشت ارشاد را مجبور به تدوین استانداردهایی برای تعبیر حجاب اسلامی. 

نظام جمهوری اسلامی بارها تاکید کرده است که فلسفه حجاب اجباری مصون نگه داشتن جامعه از آسیب های فساد و بی بند و باری و ساختن جامعه ای بر اساس فرامین اسلامیست. بی آنکه به تأثیر حجاب اجباری و مفهوم فساد و بی بند و باری در جوامع “بی حجاب اجباری” بپردازیم، نگاهی گذرا به حجاب کودکان داریم. کودکانی که از هفت سالگی باید تن به مقنعه ها و حجاب اجباری دهند و آنرا به عنوان بخشی از پوشش هر روزه خود برای یاد گرفتن خواندن و نوشتن بپذیرند. گویی پیش از آن که بتوانند نام و نام خانوادگی – بخشی از هویت خود – را با قلم بنویسند، حجاب داشتن را می آموزند و زیر بارش می روند، بی آن که به راستی بدانند می خواهندش یا نه.

با تأملی در اصل حجاب، که زنان را از تیر رس نگاه های مردان – و خیال دیو سرکش نیاز جنسی شان – مصون می دارد، جا دارد از خود بپرسیم آیا این کودکان با حجاب اجباری خود، به نوعی بلوغ زودرس مبتلا نمی شوند؟  منظور از این بلوغ زود رس  نه فیزیکی و روانیست که نگاهیست که جامعه به کودکانی دارد که پشت لایه حجاب اجباری از دسترس نامحرمان مصون داشته می شوند.  این کودکان که هنوز به سن بلوغ اسلامی هم نرسیده اند، بی آن که بدانند دیو -خیالی- نیاز جنسی مردانه چیست، برای دفاع از خود دیواری بلند و محکم از جنس پوشش اسلامی می سازند.  این نگاه توهین آمیز به مردانی که نمی توانند دیو میل جنسی خود را، حتی در برابر کودکان کنترل کنند، کمتر از توهین به دختر بچه ها برای پوشاندن خود نیست.

اگر تعریف و فلسفه حجاب اینست، پس جایگاه جنایت  سوء استفاده جنسی از کودکان کجاست؟ جز اینست که فرد پدوفیل – بهره بردار جنسی از کودکان- آنها را تنها به چشم کالایی جنسی می بیند و بس؟ این حجاب اجباری کودکان  به ویژه دختران، تأثیری جز تبدیل تمام و کمال آنها به کالاهایی بالقوه برای مصرف جنسی دارد؟ این همان کاری نیست که در بسیاری کشورهای دیگر، با آرایش کودکان و برگزاری مسابقات زیبایی انجام می شود و مورد اعتراض کنشگران مدنی ست؟

پس چرا به حجاب کودکان نه نمی گوییم؟ چرا پیش از رسیدن به سن شرعی بلوغ که کمترین سنش ۹ سال شرعیست، حاضریم کودکانمان را با پوششی مطابق با آنچه نظام اسلامی می خواهد، با گل و بته ای بر مقنعه و مانتو، به مدرسه بفرستیم تا به کسب علم و دانش بپردازد؟ آیا مدرسه، جایی جز کانون رشد شخصیتی وسنگ بنای آینده کودک ماست؟

شاید وقت آن فرا رسیده است که به حجاب اجباری کودکان، و در گام اول در مورد دختران  زیر ۹ سال نه بگوییم و از همان منطق جمهوری اسلامی برای احقاق حق کودکان بهره بریم.   حتی اگر هیچ تضمینی برای ارایه چنین طرح و لایحه ای در مجلس شورای اسلامی ایران، تصویب و اجرایی شدنش وجود نداشته باشد، باید به تبعات و تفاسیر این اجبار، آن هم از کودکی آگاه بود.

زنان ایرانی از اولین روزهای پس از اجباری شدن حجاب نه تنها به آن اعتراض کردند که بیش از سی سال، مبارزه هر روزه “بدحجابی” را چنان به خوبی پیش برده اند که حکومت هر روز برای سرکوب آن طرحی نو برپا می کند. ضایع کردن حقوق انسان ها به هر بهانه ای که باشد، نکوهیده است و باید با آن مبارزه کرد. این روزها زنان ایرانی از کودکی از کمترین حق خود باز داشته می شوند و برای هر لحظه آزادی بهایی سنگین پرداخت کنند. هرچند دختران ما برای انتخاب رنگ پوشش خود دچار محدودیت های کمتری هستند، در اصل نقض حق آزادی پوشش تغییری ایجاد نمی شود و حجاب اجباری هر رنگ و طرحی که داشته باشد، محدودیت بخشیدن به آزادی های اولیه انسانی به بهانه “مصونیت” از انسان های -آزاد-  دیگر است. بی تردید مبارزه با این قانون، برای کودکان و به پشتوانه بزرگسالان و والدینشان آسان تر است. این تلاش برای احقاق حق شخصی آزادی پوشش، هم آزادی فردی و هم دستاوردهایی برای جامعه، من جمله بسترسازی برای نیاز به تغییر قانون در پی خواهد داشت. 

 اگر حکومت آزادی را از کودکانمان سلب می کند، ما می توانیم – و باید – با حمایت خود، این آزادی را، هر چند در فرصت های کوتاه و جزئی برای این زنان و مردان آینده مهیا کنیم. کودکانی که با آشنایی به حقوق خود و دیگر همسالان خود بزرگ می شوند، نقش خود را در بهتر کردن و ساختن جامعه آرمانی به خوبی خواهند شناخت. اگر “بدحجابی ” مبارزه هر روزه زنان و مردان است، “بی حجابی” ابزار مبارزه دختران برای رهایی از قانونیست که آنها را پیش از رسیدن به سن “تکلیف شرعی” برای پوشش، به زیر روسری و مانتو و حجاب به تفسیر خود می راند و از آنها کالاهایی جنسی قابل بهره برداری می سازد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large