Skyscraper large
طالقانی به روایتِ تقی رحمانی:

۳۳ سال پس از مردی که صدایش ناشنیده ماند

تقی رحمانی

کمتر مردی در تاریخ معاصر ایران، در طول زندگی انواع مشی ها را در برابر ظلم و ستم آزموده است.

طالقانی گام به گام به دنبال آزادی و عدالت به روانی رود و به صلابت کوه و به لطافت ابربالیده و کوشیده است.

دریا دلی وی را باید آموخت، او از خدایش آموخت که هر عدالت‌طلب صادق شهید است.

وسعت دادن رحمت خداوند در زمانی که به نام دین و به تزویرخشونت می کنند و تحمل مذهب را کمتر و کمتر نشان میدهند به الگوی طالقانی نیاز دارد.

مخالفت با اصل ولایت فقیه و بروز مدنی این مخالفت باز با نام وی همراه است. تدبیر پبرما برای جلوگیری از بازگشت استبداد زیر پرده دین برپایی شوراها بود.

او به شوراها شهادت داد، بر روی اجرا آن اصرار کرد و اصولی قوی برای شوراهای صاحب اختیار تدارک دید.

تجربه به وی حکم می کرد با وجود دولت زور دار و احزاب ضعیف باید مردم را به صحنه کشید و نهادی قدرتمند تدارک دید که مردمی شود.

او از قرآن آموخته بود که اگر مشورت با مردم منجر به شکست هم شود باز به دلیل آموزش مردم ، دارای دستاورد دراز مدت است. چرا که جامعه رشد می یابد پس او استوار به شورا ها رضایت داد.

شورا در نظر وی تعبیه نهادی در برابر قدرت مطلقه بود چرا که نهاد مدنی با دیکتاتوری در هر لباس و عنوان مخالف است.

کوله بار تجربه سنگین وی آنسان بود که در ماه عسل پس از انقلاب و در دوره شادی های سر خوش ، از خطر استبداد سخن گفت، از چپ روی و راست روی پرهیز داد؛ اگر چه انبوه انسانهای حاضر در احمد آباد در اسفند ۱۳۵۷ سخنان او را شنیدند ولی کسی گوش نکرد .

اما طالقانی چون در فهم قرآنی خود می زیست همیشه برای ما ناسخ ومنسوخ است، یعنی در انبان خود برای همه زمانه ها پند و تجربه دارد . در زمان سختی و دوره آرامش او توصیه فراوان دارد.

انگار این مردی برای همه فصول به ما می گوید که در زمان سختی بردبار باشید و در زمان آرامش هم زیرک باید بود. همه گان می دانند که توصیه او به مهندس بازرگان برای پذیرش پست نخست وزیری چه بود.

با این همه منشور دوار طالقانی به ما می گوید که در این شرایط به هر بهانه باید دور هم جمع شد به قول بسته نگار داماد وی حتی برای تخمه خوردن .

این سخن مردی است که در همان زمان چون مناره ای در کویر استبداد مجلس قرآن برگزار می کرد و محرک مبارزه برعلیه ظلم بود.

در پرتو آن کتاب عظیم او خلق نیکو یافته بود و علو طبع که هم به نواب صفوی پناه می داد وهم به مجاهدین خلق و هم عدالت طلبی فدائیان را می ستود.

درایت او در زدن مقدمه ای تائیدی به کتاب نائینی در سال ۱۳۳۴ه.ش هم نشان از فهم او از مناسبات قدرت داشت چون پیام کتاب نائینی مهار قدرت بود.

ما به نجوا با طالقانی نیاز داریم او برای هر انسانی پیامی دارد. چون دریا دل است مارا به تسامح میخواند. مبارز است، ما را بر ظلم می شوراند .امیدوار است، افق فردا نشان می دهد .عمیق است، هوشیاری از ما طلب می کند او همه این ها را در پرتو تعامل قرآن با صحنه زندگی بدست آورده است.

شایسته است منشور زندگی دوار او امروز مارا به امید فرا خواند تا فعالیت و تجربه حاصل از آن را برای فردای بهتر بیاموزیم تا کامیاب شویم.

فراموش نکنیم در زمانی که همه در میدان نیستند باید گوی همت و کرامت انداخت تا مزارت هم چون پدر طالقانی زیارت گاه رندان جهان شود.

او جان جهان در خود داشت .آن کس که چنین شود زنده است و فعل ماضی بر او نرود.

پس یادش گرامی و روانش شاد .

 


  • ملی مذهبی
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large