Skyscraper large

تغییر، تنها از جاده سیاست عبور نمی‌کند

محمد صادقی

اگر تا چندی پیش با وجود بحران های فزاینده اقتصادی، کارگزاران جمهوری اسلامی سعی در انکار این واقعیت و عادی جلوه دادن اوضاع نابسامان کشور داشتند و حتی از اثرات مثبت و شکوفایی اقتصادی ناشی از تحریم ها سخن می راندند اما با شدت یافتن این بحران و خارج شدن کنترل اوضاع از دست صاحبان امر، نگرانی روز افزون در لحن و کلام مقامات ارشد نظام موج می زند، به شکلی که رهبر جمهوری اسلامی ایران از لزوم در پیش گرفتن «اقتصاد مقاومتی» سخن می گوید و محمود احمدی نژاد نیز در صدا و سیما به مشکلات فزاینده دولت بر اثر تحریم ها اشاره می کند.

امروز کارگزاران نظام جمهوری اسلامی به خوبی واقفند که‌ مشکلات و معضلات ناشی از فشار اقتصادی بر پیکره مردم، ‌ یک تهدید امنیتی بالقوه علیه‌ شاکله نظام محسوب می شود و در صورت تداوم چنین روندی و به پایان رسیدن آستانه تحمل مردم، جمهوری اسلامی با چالشی جدی مواجه‌ خواهد شد.

از این رو به عقیده بسیاری از صاحب نظران در مقطع فعلی با توجه به تجربه های گذشته و شرایط پیش رو، هیچ عاملی جز بحران اقتصادی موجود، نمی تواند ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی را مورد تهدید قرار دهد و فروپاشی آن را محتمل نماید.

حتی اگر گزینه حمله نظامی غرب علیه ایران را نیز به عنوان یکی از گزینه های جنگ طلبان برای تغییر ساخت سیاسی ایران در نظر بگیریم و یا بر اعتراضات سیاسی و احیای دوباره جنبش اعتراضی امید ببندیم، پر واضح است که این دو نیز به تنهایی قادر به پدید آوردن چالشی بزرگ برای نظام در جهت تغییر در ساختار نظام حقوقی ایران نیستند و باز هم آن چه که می تواند پاشنه آشیل نظام جمهوری اسلامی باشد بی شک تشدید بحران اقتصادی حاصل از شورش های خیابانی یا جنگ خارجی است و نه گزینه ای دیگر.

اما شوربختانه به نظر می رسد که نیروهای دمکراسی خواه ایرانی کمتر به این موضوع پرداخته اند و عمده برنامه ها و تحلیل های خود را معطوف به مسائل سیاسی و حقوق بشری کرده و طرح مباحث جدی و زیربنایی در مقوله بحران اقتصادی حاکم بر کشور و نحوه مواجهه با آن را به حاشیه رانده اند.

فراموش نکنیم که تاکید صرف بر وجود بحران مشروعیت و مقبولیت و برشمردن روزانه موارد نقض حقوق بشر در ایران و تلاش برای اثبات این ادعا که حکومت جمهوری اسلامی حکومتی غیردمکراتیک و مبتنی بر توتالیتاریسم است، تنها بر بخش هایی همچون طبقه نخبه فرهنگی و سیاسی ناراضی جامعه و شاید ناراضیان ساکن طبقه متوسط شهری تاثیرگذار خواهد بود و از سویی به سبب فعالیت تمام وقت دستگاه سرکوب و سیطره نهادهای امنیتی و نظامی در همه حوزه های جامعه و صد البته رشد آگاهی مردم در طی سالهای اخیر،سرمایه گذاری تمام و کمال در این حوزه هر چند امری لازم اما کافی به نظر نمی رسد.

اگر این گزاره تاریخی را بپذیریم که تحقق دموکراسی به هیچ پیش شرطی نیاز ندارد مگر به اراده و خواست نخبگان سیاسی” در چنین شرایطی استفاده هوشمندانه دمکراسی خواهان از بحران اقتصادی حاکم بر ایران که دربرگیرنده تمامی اقشار جامعه از روستاییان تا فعالان بازار با گرایشات و سلیقه های مختلف سیاسی و اجتماعی است و فشارهای ناشی از این بحران که حتی برای وفادارترین حامیان نظام جمهوری اسلامی نیز ملموس و طاقت فرسا شده است، می تواند در این برهه از زمان که طرح مطالبات سیاسی و تحت فشار قرار دادن حاکمیت برای پاسخ به آن امکان پذیر نیست و جنبش اجتماعی ناخواسته در تعلیق به سر می برد، تنها راه برون رفت از فضای کنونی حاکم بر جامعه باشد.

تداوم روزانه بحران‌های اقتصادی چون نرخ بالای تورم، بیکاری، رشد نقد ینگی، رکود اقتصادی و کسری بودجه به طور روزافزون موجب افزایش شمار ناراضیان شده و خواه ناخواه گروه جدیدی از معترضان را پدید آورده است؛ اما چگونگی استفاده از چنین پتانسیلی برای اعمال فشار بر حاکمان در جهت تغییر رویکرد مستبدانه در داخل و ماجراجویانه در عرصه بین المللی نکته ای است که می بایست به دغدغه اصلی دمکراسی خواهان در این روزها تبدیل شود.

با نگاهی به تجربه انقلاب مشروطه در می یابیم که در آن برهه از تاریخ نیز مشکلات اقتصادی حکومت وقت، از جمله محدودترشدن ظرفیت تولید، تضعیف بازار داخلی و افزایش واردات، سقوط سریع بهای نقره در سه دوره آخر سده نوزدهم میلادی،

کسری پرداخت‌ها و تورم به عنوان اصلی ترین عامل انگیزشی برای شکل گیری قیام مشروطه و تغییر ساخت سیاسی حاکم بر ایران از سوی توده مردم بدل شد.

مسیر پر پیچ و خم و طول و دراز دمکراسی خواهی و تغییر در ایران تنها از جاده سیاست عبور نمی کند، بنابراین بر این نکته تاکید باید کرد در شرایط فعلی ارائه راهکارهایی برای ترجمه خواسته های شهروندان ناراضی از اوضاع اقتصادی و تبدیل آنها به شهروندان معترض از سوی کنش گران اجتماعی و سیاسی و به ویژه دانشجویان به عنوان حلقه واسط میان نخبگان و توده مردم ضروری به نظر می رسد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large