Skyscraper large

مغزها از قفس می‌پرند

شهاب عموپور

“مرتضی تمدن” استاندار تهران در گفتگویی با خبرگزاری “فارس” که به مناسبت برگزاری “جشنواره علم تا عمل” انجام شده، خروج نخبگان ایرانی از کشور را شبهه ای بیش نمی داند و سخنان محمود احمدی نژاد را یادآور می شود که «پژوهشگر و نخبه نمی‌تواند در قفس باشد و باید به اقصی نقاط جهان سفر و علم‌اندوزی کند. نمی‌توان اسم این کار را فرار مغزها گذاشت».

رییس دولت ایران مدعی ست که مغزهای ایرانی به خاطر علم اندوزی ست که به خارج از کشور می روند. و قائم مقام وزیر علوم در امور بین الملل نیز چند ماه پیش گفته بود که «در نظام فعلی دنیا دیگر پدیده ای به نام فرار مغز‌ها معنا ندارد؛ بلکه آن چیزی که وجود دارد مدیریت چرخه مغزها است».

مغزها می چرخند. از قفسی که احمدی نژاد می داند می پرند و گیج خوران به گشتی می روند تا آن سوترهای دنیا. مثل بومرنگی که با چرخش دستی ماهرانه پرتاب می شود و می رود تا دوری بزند و برگردد صاف در دستِ پرتابگرش. ولی امان از آن روز که پرتابگرِ زمانه، پرتاب و چرخش دست اولیه را درست انجام نداده باشد و میزان نیروی پرتابه در هوای روز و حال روزگار، مناسب نباشد. بومرنگ همان حوالی دوری که به سیاحت رفته بود، بر زمین می افتد و می ماند و نزد پرتابگر بر نمی گردد. مغزها دیگر نمی چرخند، می مانند، نمی چرخند، مگر در سرهایی که از نابسامانی های روزگار ایران به دَوَران آمده باشند.

بیش از ۴ میلیون ایرانی در خارج از کشور ایران زیست، می کنند. این زیست می کنند برخلاف آنچه که احمدی نژاد می گوید، سفر نیست؛ مهاجرت است. گاهی دردی ست ناملایم و هجرت نام؛ و گاه بی درمانی ست که نامش تبعید است. گواهش آمار تکان دهنده ی صندوق بین المللی پول است که دو سال قبل در خبری اعلام کرد: «سالیانه بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار ایرانی تحصیلکرده از ایران خارج می شوند. بیش از ۱۵ درصد سرمایه‌های انسانی ایران به آمریکا و ۲۵ درصد به کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی اروپا مهاجرت می‌کنند». و خبری که شش ماه پیش در خود ایران و در منبعی دولتی انتشار یافت و چنین بود که «۹۰ درصد از ۱۲۵ دانش آموزی که در سه سال گذشته در المپیادهای جهانی رتبه کسب کرده‌اند، هم اکنون در دانشگاه‌های آمریکا تحصیل می‌کنند. بسیاری از آنان هرگز به ایران جهت زندگی دائم باز نمی گردند».

استاندار تهران به همایش “علم و عمل” رفته است و با خوشحالی از انتخاب «۵ طرح برتر ملی و یک طرح برتر استانی در پایان این همایش» خبر می دهد و می گوید: «در حوزه کمک های مالی علاوه بر کمک‌های پژوهشی که بالغ بر ۲۵ میلیارد تومان است؛ تمام  بخش‌های علم و فناوری که به تولید انبوه رسیده‌اند سرمایه گردشی در اختیارشان قرار می‌گیرد». او نمی داند که بر طبق برآوردهای رسمی: «خروج سالانه ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار ایرانی با تحصیلات عالی از  کشور، معادل خروج ۵۰ میلیارد دلار سرمایه سالیانه از ایران است».

پول نیست، ارز کم آمده، قیمت دلار و یورو و پوند، چندگانه شده است. ذخایر ارزی وجود خارجی ندارند و همین می شود سببی برای اعتراف یکی از قانونگزاران کنونی و رییس کمیسیون اقتصادی در مجلس شورای اسلامی که کمتر از یک ماه پیش اعلام می کند: «ارز دانشجویی جزو ارزهای غیر ضروری حساب می شود و باید حذف گردد» و سپس ناخواسته و برخلاف احمدی نژاد و مدیران دولتش اعتراف می کند: «با حذف ارز دانشجویی، جلوی “فرار مغزها” گرفته می شود».

احمدی نژاد می گوید: «ما باید ایران را بسازیم و ایران پیشرفته بی تردید الگویی برای همه ی ملت هاست» و معلوم نیست با این حجم مهاجرت نیروهای علمی و تبعید نیروهای فکری، ایران پیشرفته را چه کسی خواهد ساخت! شاید صرفا با سرمایه های نقدی که آن هم در طی این سال ها مدام در حال خارج شدن از ایران و صرف شدن در بخش های اقتصادی همسایگانی همچون امارات و قطر و یا در دوردست شرق آسیا و غرب اروپاست. شاید هم منظور احمدی نژاد از ایران، سرزمین هایی دیگر است، همچنان که خودش چند سال پیش در جریان سفری به امارات متحده ی عربی و در دیدار با تجار و نخبگان ایرانی ساکن آن دیار و در واکنش به حجم عظیم مهاجرت های صورت گرفته به آنجا، گفته بود: «ما پیشرفت امارات را پیشرفت خودمان و پیشرفت خودمان را پیشرفت امارات می دانیم. ما از سفر ایرانیان به همه جای دنیا حمایت می کنیم».

رییس دولت ایران و استاندار تهران و قائم مقام وزیر علوم، انگار بی ربط هم نگفته اند. “فرار مغزها از ایران”، وجود ندارد. ایران، ایران نیست. آن گونه که احمدی نژاد در امارات حساب می کند: ایرانِ امروز، همان سرزمین هایی دگر، در نقاطی دیگر از عالم است.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large