Skyscraper large

اقتصاد بریز و بپاش

بنیامین صدر

شهر تهران در سراسر هفته ای که گذشت میزبان سران غیر متعهد بود. پایتخت شلوغ و پرهیاهوی ایران، این هفته را در سکوت مردمانش سپری کرد که به دلیل نگرانی حاکمیت از برقراری امنیت تعطیلات اجباری را سپری  می کردند؛ در این میان اما جیب های شهروندان هم مثل شهر خالی بود و گرانی هم ساز خود را می زد، تا اقتصاد مقاومتی، مقاوم تر شود! 

در سوی دیگر ماجرا دیده ها و شنیده ها از نشست سران غیر متعهد حکایت از آن داشت که بریز و بپاش و بی حساب و کتاب خرج  کردن و اسراف در این شرایط سخت و نفسگیر اقتصادی  که عموم مردم با آن دست و پنجه نرم می کنند در این مراسم به روشنی دیده شده.

این نکته به ویژه وقتی بااهمیت تر می شود که توجه کنیم هزینه ی غیر ضروری نشست غیرمتعهدها در شرایطی بر ما تحمیل شد که کشور در وضعیت اقتصادی به شدت بحرانی است، تا جایی که حتی مدیریت کشور در دو- سه ماه گذشته به سمت بودجه انقباضی و کسری بودجه های پنهان در کنار ورشکستگی گسترده صنایع و بحران در بخش تولید پیش رفت.

در کشوری که همه بیشتر حرف می زنند و برای نمونه دولتمردان آن  از ریخت و پاش و اسراف  انتقاد می کنند اما خود اهل آنند، چگونه می توان از اقتصاد مقاومتی حرف زد. صرفه جویی، قناعت ، دلسوزی و حسابگری شیوه و روشی نیست که با بخشنامه و شعار و بدون وجود اراده ی ملی پدید آید.

همه می دانیم که سهم بالایی از تولید ناخالص ایران خرج مصرف ساکنانش می شود و اقتصاد بیمار ایران در شرایطی که نیاز دارد سهم بالایی از تولید ناخالص را صرف سرمایه گذاری برای توسعه کند در گرداب فساد اقتصادی گرفتار شده و در کشور به جای اینکه با انتقال منابع به چرخه سرمایه گذاری شرایطی برای بهره وری بیشتر فراهم شود، بریز و بپاش و فساد مالی و اداری اقتصاد ملی را به پرتگاه می کشاند. با این اوصاف و به تعبیر دکتر محمد مصدق «این نفت بیشتربرای ما بلای سیاه بود تا طلای سیاه» چرا که حیف و میل کردن بیت المال بیشتر مختص کشورهای نفتی با اقتصادی رانتی و دولتی است.

در این میان واقعیت جامعه ایران نشان دهنده ی الگو پذیری جامعه از حکومت است و این الگوپذیری بی تردید زاییده ی  اقتصاد خیریه ای  گدا پرو و یارانه ای است. مردم به دلیل وابستگی شدید درآمدی به رفتارهای دولت، همچون حکومت، رفتاری نفتی به خود گرفته و این رفتار را در جامعه نهادینه می کنند. تنها مهم این نیست که دولت بگوید کدام قسمت از هزینه های جاری خود را کاهش داده، مهم این است که دولت تشخیص دهد پول و منابع کشور چقدر ارزش دارد و چگونه باید خدمات رسانی یا کالا را ارزش گذاری کرد. بدیهی است که  در اینجا «دولت» به معنای عام بوده و کلیت نظام را در بر می گیرد.

سال هاست که میکروب بریز و بپاش به جان اقتصاد ایران افتاده،  بیش از آنکه مشکل، درونی باشد، ایراد از داده‌هایی است که از سوی سیاست گذار به مصرف‌ کننده می‌رسد. بنابراین اگر سیاست‌گذاران دولت به راستی خود را وفادار «بیت المال» می‌دانند به جای آنکه تصور کنند می‌توانند با تبلیغ و دستور که خود برای اقتصاد هزینه‌زا است، این مهم را انجام دهند، باید به حیطه‌های دیگری نظر کنند که آشفتگی اقتصادی را به وجود آورده و قدرتمندان را به سوی منفعت طلبی و زیاده خواهی سوق داده است. بی گمان  دولت و دستگاه‌های دولتی خود بزرگترین مشکل اند که در بسیاری موارد بدون ضابطه و دلیل منطقی دست به پرداخت هزینه هایی می زنند که هیچ ضرورتی ندارد. برگزاری مدام همایش های پرخرج که هیچ تاثیری در بهبود امور کشور نداشته و مدت‌هاست که همه بخش ها و سازمان‌ها به آن معتاد شده اند یکی از این ولخرجی هاست که بسیار نیز دیده می شود.

هدر روی درحوزه ی انرژی نه تنها در بخش مصرف خانگی و مشاغل خدماتی و تجاری، بلکه در پالایشگاه ها، نیروگاه ها، خطوط انتقال برق، لوله های آب، واحدهای تولیدی و خودورها نیز در مقایسه با استانداردهای جهانی وحشتناک است. در مملکت ما حدود یک پنجم برق تولیدی به مصرف روشنایی می رسد که ۶۹ درصد آن در خانه هاست! از دیگر سو تولید انرژی از منابع تجزیه شونده و نو همچون انرژی بادی، خورشیدی و بازیافت زباله ها  باید به درستی و با بهره‌گیری از تجربه جهانی انجام شود. از برگزاری مراسم پر خرج و بی اثر جاوگیری شود و اگر مسئول یا مدیری با وجدان، در چنین مراسمی حاضر بود اعتراض کند یا تذکر دهد، نه اینکه وقتی تریبونی می بیند برای عوام فریبی شعار سر دهد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large