Skyscraper large

چرا اولویت انتخاب رشته با مردان است؟

مژگان مدرس علوم

 چندی پیش مرکز تحقیقات مجلس پیشنهاد کرد که در امر استخدام، اولویت انتخاب را باید به مرد داد، حتی اگر تحصیلات زن در حد تحصیلات مرد باشد! به تازگی طرح تفکیک جنسیتی دانشگاهها که سابقه آن به سال ۶۶ و مصوبات شورای عالی انقلاب باز می گردد به یکی از بحث انگیزترین و چالشی ترین مسائل روز بدل شده است. بر اساس اطلاعات مندرج در دفترچه انتخاب رشته کنکور سراسری امسال دختران بدلیل جنسیت خود حق ورود به ۷۷ رشته مقطع کارشناسی را ندارند.

به گزارش ملی مذهبی، علیرغم اینکه در سال ۷۲ با مصوبه شورای عالی برنامه ریزی کشور کلیه محدودیت ها و شروط 

برای انتخاب رشته از جمله سن و جنس حذف گردید اما طرح تفکیک جنسیتی از زمان روی کار آمدن دولت احمدی نژاد و تغییر و تحولات در پست های مدیریتی دانشگاهها آغاز گردید و طی سالهای اخیر وزارت علوم بطور جدی بدنبال اجرایی کردن این طرح است.

طرح تفکیک جنسیتی در حالی در دستور کار وزارت علوم قرار گرفته است که پیش از آن طرح سهمیه‌بندی جنسیتی در دانشگاه‌ها در مجلس هفتم به شکل جدی ارائه شد و براساس آن سازمان سنجش با سهمیه‌بندی جنسیتی در کنکور سراسری محدودیت‌هایی را برای ورود دختران به دانشگاه اعمال کرد. بطوریکه در سال ۸۸ بر اساس اعلام وزیر علوم، سی درصد از کرسی دانشگاه از آن دختران، سی درصد برای پسران و چهل درصد سهمیه آزاد بود.

این در حالی است که طبق آمار آموزش عالی، میزان مشارکت زنان از سال ۷۳ در ایران رو به رشد بوده، آنچنان که این میزان از ۲۷ درصد قبولی دختران در کنکور سال ۷۳‑۷۲ به ۶۰ درصد در سال ۸۴‑۸۳ رسیده است.

در هر حال حذف رشته های دانشگاهی در برخی رشته ها اعتراض های دامنه دار داوطلبان دختر را در برداشته است. در همین زمینه از مهمترین تبعیض های فاحش و نارضایتی دختران می توان به دانشگاه چمران اهواز اشاره کرد که دختران دیگر حق انتخاب رشته های مهندسی در این دانشگاه را ندارند و بدین ترتیب دختران خوزستانی رشته های ریاضی و فنی امکان تحصیل در محل سکونت خود را نخواهند داشت.

همچنین در تازه ترین تصمیمات در راستای عملی کردن طرح تفکیک جنسیتی، دانشگاه صنعتی شریف اعلام کرده است که از حضور دانشجویان در محیط مختلط آموزشی جلوگیری خواهد کرد.

بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که کاهش تدریجی حضور دختران در عرصه جامعه به بهانه سهمیه بندی جنسیتی و تفکیک جنسیتی دانشگاهها، نهاد خانواده را با چالشی جدی مواجه خواهد ساخت و موازنه قدرت را به نفع مردان تغییر خواهد داد و این نتیجه ای جز تضعیف سرمایه های انسانی و فرصت های پیش روی زنان در بر نخواهد داشت.

به همین مناسبت “سایت ملی‑مذهبی” با یکی از نفرات تک رقمی و برتر کنکور سراسری به گفتگو نشسته است تا از دیدگاه و دغدغه او در این زمینه جویا شود. (او بدلایل فشارهای امنیتی و محدودیت ها احتمالی پس از مصاحبه خواست مشخصاتش فاش نشود.)

حتما اخبار سهمیه بندی و تک جنسیتی دانشگاهها را دنبال می کنید، نظرتان در مورد تصمیماتی این چنینی که برای کاهش حضور دختران و زنان از عرصه های علمی گرفته می شود چیست؟

خب، مسلما وقتی خبر تک جنسیتی دانشگاهها را خواندم شوکه شدم. البته تصمیماتی از این دست سالهاست که مطرح می شود و من واقعا از پشت پرده این سیاست ها خبری ندارم. اما آنچه که مشخص است این است که پیامدهای منفی برای جامعه خواهد داشت و با کمال تاسف در قرن بیست و یکم که مرد و زن باید پا به پای هم در توسعه کشورشان نقش داشته باشند تا از دیگر کشورهای جهان عقب نمانند می بینیم که چنین سیاست های مردسالارانه در کشور اعمال می شود. واقعا متاسفم از اینکه به جای پرداختن به مسائل مهم و ضروریات به پاک کردن صورت مسئله رو آورده ایم.

می توانید به چند نمونه از این پیامدهای منفی اشاره کنید؟

مهمترین مسئله این است که اگر برنامه و تصمیمی پایه و اساس علمی و کارشناسی شده نداشته باشد نتیجه مثبت و مطلوبی نخواهد داشت. علاوه بر اینکه تصمیمات فردی و از روی تعصب باعث محدود شدن آزادی های فردی و اجتماعی می شود که به نوبه خود آثار جبران ناپذیری بدنبال خواهد داشت. ببینید یک مثال می زنم در دانشگاهها در روابط پسر و دخترها خیلی سخت گیری می شود و جو سنگینی حاکم است. حتی دانشجویان نمی توانند راحت جزوه های درسی را با همدیگر رد و بدل کنند و در محیط دانشگاه به تبادل نظر و مباحث علمی بپردازند. این محدودیت ها باعث می شود ارتباط دختران و پسران در جاهای غیر دانشگاهی و به شکل مخفی شکل بگیرد و عفاف و متانت از بین برود و اینها تاثیر همین تغییرات بی پایه و اساس است که در کشور صورت می گیرد. باید راههای سالم برای برقراری ارتباطات دختران و پسران پیدا شود تا ارتباطات مخفی منجر به انحراف نشود نه اینکه دانشگاه را دو تکه کنند. این امر اصلا به لحاظ علمی نادرست است.

برخی از مسئولین اجرای چنین طرحهایی را در راستای اسلامی کردن دانشگاهها معرفی می کنند. نظر شما چیست؟

 به نظر من این طرح نه به منظور اسلامی کردن دانشگاهها، بلکه برای تحقیر و حذف زنان مطرح می شود. چشمهایمان را بسته ایم و واقعیات جامعه را نمی بینیم. جوانان مدتهاست که از دین و مذهب روگردان شده اند. تعصبات مسئولین باعث شده که مذهب و دین مظلوم واقع شوند بعبارتی مذهب را شهید کرده اند. چه ظلمها که از طرف اسلام نماها به زنان وارد می شود. یکی از دوستان مادرم پزشک است می گفت یک پاسداری به همراه دو زن تصادف کرده بود. وقتی آنها را به بیمارستان منتقل می کنند اول فکر می کنند یکی از آن دو زن همسر این آقا هستند که بعد معلوم می شود با هم روابط نامشروع داشتند. با خانه اش تماس می گیرند و همسرش به بیمارستان می آید. دوست مادرم ماجرای آن دو زن را هم تعریف می کند اما او می گوید از همه چیز خبر دارد و چاره ای ندارد زیرا با کوچکترین حرف و اعتراضی او را به باد کتک می گیرد و تهدید می کند او را از خانه بیرون می کند… این تنها یک نمونه از وضعیت زنان در کشورمان است. یک بعد قضیه این است که دنیا دنیای مادیات است و همه چیز به اقتصاد وابسته است. وقتی یک زن وابستگی اقتصادی نداشته باشد زور می شنود و چاره ای جز تحمل ندارد زیرا پشتوانه اقتصادی ندارد. معلوم است که برای اینها به صلاح نیست زنان پیشرفت کنند و مستقل شوند.

در سالهای اخیر دخترها رشد قابل توجهی نسبت به پسران برای ورود به دانشگاهها و رشته های برتر داشته اند تا جاییکه از سال ۶۸ به بعد تعداد دختران دانشجو روند رو به افزایش داشته و به ۶۵ درصد رسیده است. این اختلاف درصد ناشی از چیست؟

عوامل زیادی در این موضوع تاثیر دارند. به نظر من چون جامعه ما یک جامعه مردسالار است دختران سعی می کنند نگاه دیگران را به خود تغییر دهند و نشان دهند که جایگاه اهمیت انسانها به جنسیت آنها نیست بلکه به صلاحیت ها و شایستگی های فردی است. از طرف دیگر هم پسران انگیزه خود را برای ورود به دانشگاه از دست داده اند و ترجیح می دهند بدون تحصیلات دانشگاهی مستقیما وارد بازار کار شوند. برای مثال وقتی می بینند که فوق لیسانس راننده تاکسی شده (البته منظورم این نیست که رانندگی شغل کم اهمیتی است بلکه نیاز به تحصیلات دانشگاهی ندارد)، با خودشان حساب و کتاب می کنند که چرا چند سال از عمرشان را بیهوده تلف کنند. این هشدار هم جدی است که مسئولین با این اقدامات تفکیک جنسیتی زمینه دلسردی و ناامیدی در دختران را افزایش می دهند. امکانات هم که در دانشگاهها همیشه در اختیار پسران است از جمله بهترین و بزرگترین سلف سرویس ها و سالن های ورزشی و غیره برای پسران در نظر گرفته می شود. یکی از دوستانم تعریف می کرد که تیم کوهنوردی دختران در دانشگاهشان حذف شده تنها بدلیل اینکه مرد نمی تواند آنها را همراهی کند و خودشان هم به تنهایی اجازه فعالیت ندارند، دیگر خودتان عمق فاجعه را بخوانید. در حقیقت امکانات به عدالت تقسیم نمی شود و این از نظر روحی و روانی مشکلات زیادی برای دختران بوجود می آورد و از طرف دیگر باعث بالا رفتن توقعات پسرها هم می شود و تصور می کنند مثل سهم ارث آنها در امکانات کشور دو برابر سهم دارند. در امکانات عمومی جامعه هم این محسوس است ببینید مثلا اتوبوس را دو قسمت زنانه و مردانه کرده اند.  قسمت خانمها شش ردیف صندلی دارد اما در قسمت آقایان دوازده ردیف در حالیکه خانمها با بچه ها و سبد خرید هستند و عملا به جای بیشتری نیاز دارند. اینها واقعیات تلخی است که به همت خود زنان باید تغییر پیدا کند.

هدف خودتان از درس خواندن چیست؟ واگر روزی شرایط تحصیل در خارج از ایران برایتان فراهم شود مهاجرت می کنید؟

(با خنده) خب، بله! وقتی به سختی وارد دانشگاه شوم و بعد از هفت سال درس خواندن برای گرفتن تخصص و ادامه تحصیل با این شرایط سهمیه بندی و امتیازبندی به نفع پسران از ورود به مدارج بالاتر بازبمانم ترجیح می دهم در مقابل پیشنهادها و بورس های کشورهای اروپایی تردید نکنم و از کشورم مهاجرت کنم. همانطور که خواهرم که با رتبه عالی وارد دانشگاه شد اما بعد از لیسانس پیشنهاد بورس از یکی از کشورهای اروپایی را پذیرفت و الان در مقطع دکترا با در اختیار داشتن بهترین امکانات مشغول تحصیل و تحقیقات است. البته فکر کنم شرایط در ایران طوری شده که هر دانشجویی امکان ادامه تحصیلات در کشورهای دیگر را داشته باشد ۸۰ درصد مهاجرت می کنند. از انگیزه تحصیلم پرسیدید من عاشق درس خواندن هستم اما مسلم است که در کنار عشق و علاقه هدفم خدمت به مردم و کشورم است.

بعنوان آخرین سوال نظرتان در مورد پدیده فرار مغزها و نخبگان فکری چیست؟

به قول یکی از اساتید نباید نگران فرار مغزها باشیم بلکه باید نگران ماندن بی مغزها باشیم. استعدادهایی که قادر هستند در عرصه های مختلف آینده ساز کشور باشند مجبور به ترک وطن می شوند. باز بر روی “اجبار” به ترک وطن تاکید می کنم زیرا نخبه های علمی عاشق و شیفته علم هستند و برایشان فرقی نمی کند در کجا به کسب علم بپردازند. وقتی در کشور خودشان بخاطر امکانات و محدودیت ها از تحصیل علم محروم شوند جلای وطن می کنند. کشورهای پیشرفته هم از این موضوع استفاده می کنند با دادن انواع بورس ها و امکانات تحصیلی و رفاهی آنها را به کشور خود جذب می کنند و سود خواهند برد. و متاسفانه مسئولین به این امر توجه ندارند که برای تحصیلات مقاطع پایین تر و کارشناسی بر روی نیروی انسانی خود هزینه کرده اند اما عملا از نظر مادی و علمی کشور، سرمایه های خود را دو دستی به کشورهای دیگر تقدیم می کنند که پیامدهای منفی آن در درازمدت خود را نشان می دهد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large