Skyscraper large

بازى در «تایم اوت سیاسى»

محمد صادقی

با پایان یافتن اجلاس سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد و وقایع پیرامون آن، بسیاری از تحلیل گران مسائل سیاسی  سرگرم ارائه نقطه نظراتی هستند که نشان دهد موازنه قوا در سطح بین الملل به سمت کدام یک از طرفین مناقشه، جمهوری اسلامی ایران یا غرب تغییر خواهد کرد.

هر چند بسیاری نیز بر این باورند که اجلاس سران غیرمتعهد برای کشورهای غربی فاقد کم‌ترین اهمیت سیاسی و بین‌المللی است، و از منظر دستیابی ایران به اهداف سیاسی و دیپلماتیک خود یعنی موضوع روابط با مصر، تغییر دید سازمان ملل متحد نسبت به وضعیت حقوق بشر در ایران، مناقشه هسته ای و همچنین بحران سوریه نیز به نظر می رسد مواضع محمد مرسی رئیس جمهوری مصر و بان کی مون دبیرکل سازمان ملل هر آن چه که مقامات جمهوری اسلامی در این باره رشته بودند پنبه کرد.

انتشار گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی و تداوم تهدیدهای اسرائیل به حمله نظامی به ایران و نوع واکنش مقام های امریکایی به این اجلاس خود شاهدی بر این مدعا است اما از منظر داخلی اگر بخواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که بازنده بزرگ نمایش شش روزه جمهوری اسلامی چه کس یا کسانی هستند بی شک نام اصولگرایان حامی علی خامنه ای و منتقدان دولت محمود احمدی نژاد در صدر آن قرار خواهد گرفت.

این نمایش شش روزه هر چه که نداشت اما فرصت طلایی در اختیار نزدیکان محمود احمدی نژاد قرار داد تا برای مدت کوتاه هم که شده از زیر بار فشار روز افزون منتقدان اصولگرای خود که این روزها کاسه صبرشان برای خلع ید این جریان از قدرت اجرایی کشور رو به اتمام است خارج شوند و نفسی تازه کنند و هم در بحبوحه این نمایش پرطمطراق، بتوانند اقدامات و برنامه ریزی های خفا و آشکارشان برای تاثیرگذاری در انتخابات آینده ریاست جمهوری در ایران را با فراغت بال بیشتری به انجام برسانند.

در روزهای پیش از برگزاری اجلاس، حجم اخبار رسانه های اصولگرای منتقد دولت علیه محمود احمدی نژاد و هجمه علیه جریان موسوم به انحرافی به اوج خود رسیده بود و موضوع مدارا با دولت دهم در یک سال آخر و یا استیضاح احمدی نژاد و رای عدم کفایت سیاسی او به دغدغه اصلی اصولگرایان حامی رهبر جمهوری اسلامی بدل شده بود.

اما در بزنگاه اوج گیری این اختلافات، برگزاری این اجلاس سبب شد تا بنا به دستور اکید مقامات ارشد جمهوری اسلامی رسانه ها و منتقدان سیاسی اصولگرای مخالف دولت برای مدتی از طرح این اختلافات در عرصه عمومی بپرهیزند و صرفا به پوشش اخبار اجلاس و حاشیه های آن و همگرایی میان قوای سه گانه بپردازند.

بدین ترتیب جریان حامی احمدی نژاد به خوبی از این “تایم اوت سیاسی” برای بازیابی توان تشکیلاتی و رهایی موقت از بار فشار روزافزون منتقدان خود در ماه های پایانی دولت دهم استفاده کرد.

در این ایام نزدیکان دولت در حالی که چند ماه بیشتر به پایان عمر دولت دهم باقی نمانده است با فراغت بال به جابه جایی مشکوک در استانداری های استان های مهم کشور پرداختند، بی آن که این بار از جار و جنجال اصولگرایان منتقد دولت به سبب این عزل و نصب های مشکوک حرفی به میان آید و اعتراضی صورت گیرد.

اگر تغییر استاندار قم در ماه گذشته با سر و صدا و جنجال های فراوانی همراه شد و بسیاری از نمایندگان مجلس ضمن اعتراض به این اقدام دولت در این برهه از زمان، آن را طرحی مشکوک از سوی جریان انحرافی برای چیدمان مهره های خود در استانداری ها به قصد تاثیرگذاری در آرای مردم در انتخابات آینده ریاست جمهوری دانستند و حتی از استیضاح قریب الوقوع وزیر کشور خبر داده بودند اما طی روزهای گذشته در حالی که نمایندگان مجلس در تعطیلات تابستانی به سر می برند و منتقدان سرشناس دولت نیز با ذوق زدگی مفرط  از برگزاری اجلاس عدم تعهد سرود فتح و ظفر سر می دهند، در آن سوی ماجرا به طور ناگهانی چهار استاندار استان های مهمی چون گیلان، اردبیل، کهیلویه و بویر احمد و خراسان شمالی از سوی نزدیکان دولت عزل و چهره های گمنامی جایگزین آن ها شدند بی آن که از نطق آتشین نمایندگان مجلس خبری باشد و حتی مصاحبه ای انتقادی به نشانه اعتراض به این تصمیم مشکوک دولت انجام شود.

هر چند در طی سالهای اخیر عزل و نصب‌های مدیریتی از وزرا گرفته تا استانداران و فرمانداران و حتی رده‌های مدیریتی پایین‌تر جز لاینفکی از دولت محمود احمدی نژاد بوده و دولت هیچ گونه ابایی از تغییرات مدیریتی نداشته و ندارد و به نتایجی که این تغییرات در پی خواهد داشت و معمولا هم بار منفی آن بیشتر است، بی‌توجه است اما فارغ از صدماتی که جابه جایی مداوم مدیران در پی دارد، نکته مهم‌تر که مورد اشاره اصولگرایان حامی رهبر جمهوری اسلامی نیر بوده، اینجاست که این برکنار‌ی ها در آستانه انتخابات ریاست جمهوری رنگ و بوی جدی تری به خود گرفته و می تواند سرنوشت انتخابات آینده ریاست جمهوری را به نفع جریان حامی احمدی نژاد تغییر دهد.

از آغاز سال ۹۱ تاکنون از بین ۳۱ استان کشور استانهای قم، خراسان شمالی، همدان، اصفهان، گیلان، کهکیلویه و بویراحمد، سیستان و بلوچستان و اردبیل یعنی حدود ۲۶ درصد استانداران کشور برکنار و یا تعویض شدند و بنا بر پیش بینی های صورت گرفته این روند در روزهای پیش رو ادامه خواهد یافت و با توجه به این که چند ماهی به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم باقی مانده است این تحولات معناهای بسیاری خواهد داشت.

فراموش نکنیم که فرماندار سابق استان فارس چندی پیش در اظهاراتی جنجالی به متنی تحت عنوان «بیانیه استانداران سراسر کشور در حمایت از دولت مردمی و خدمتگزار» که به گفته وی بیشتر بیانیه ای در حمایت از “جریان انحرافی بود” تا دولت! اشاره کرد و از مخالفت تعداد کثیری از استانداران و امضای تنها ۱۳ استاندار خبر داده بود.

موضوعی که می تواند در رمزگشایی علت عزل های ناگهانی و پی در پی استانداران پیشین و انتصاب چهره های جدید در آستانه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به کار آید.

با این حال، از آنجا که شرایط نشان می‌دهد جریان حامی احمدی نژاد عزم خود را برای تداوم سیطره بر قدرت اجرایی کشور جزم کرده و تغییر استانداران و فرمانداران، به عنوان ارکان اساسی تبلیغات و مجریان انتخابات آینده، از اهمیت به سزایی برخوردار است و در این بین دستور آتش بس میان دو طیف اصولگرایان حامی رهبری و اصولگرایان حامی احمدی نژاد به سبب حساسیت برگزاری اجلاس عدم تعهد که به نظر می رسد تا هفته ها پس از پایان اجلاس نیز ادامه خواهد یافت، در نهایت به نفع جریان حامی دولت تمام خواهد شد تا با خیالی آسوده ماه های پایانی دولت دهم را سپری نموده و خود را مهیای حضور در انتخابات آینده ریاست جمهوری نمایند تا به گفته علی اکبر جوانفکر، “خواب آشفته” مخالفان دولت را یک بار دیگر برهم زنند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large